۱۳۹۲ فروردین ۹, جمعه
خنده بر لب ، دشمن را حتی در لحظه آخر به زانو در میاورد
مجید کاووسیفر عامل ترور قاضی مقدس بود که در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، قاضی مقدس را در مقابل محل کارش در دادسرای ارشاد، در خیابان وزرا تهران با همکاری برادرزادهاش، حسین کاووسیفر، با اسلحه ترور کرد و باعث مرگ وی شد.
قاضی مرتضوی مدعی شد که متهمان داری سابقه چندین مورد سرقت مسلحانه از بانکها، قتل نگهبان بانک و سرقت اتومبیل بودهاند. با این وجود وی گفت مجید در آخرین گفتگو اظهار پشیمانی نکرده اعلام داشته است: «من به درجهای از فهم و شعور رسیدهام و با برادرزادهام حسین هم قسم شدم ریشه ظلم را خشک کنیم»
وی دو سال بعد از انجام ترور و در سال روز آن و در همان محل اعدام شد. تمام مدت بازداشت وی در زندان امنیتی ۲۰۹ گذشت. حکم اعدام وی توسط قاضی صلواتی صادر شده بود. پیکر وی در بهشت زهرا قطعه ۳۵ ردیف ۷۵ شماره ۲۴۵ دفن گردید.
مجید قبل از اعدام لبخند به لب داشت و لحظاتی قبل از اعدام، با دست بسته، برای مردم دست تکان داد. آخرین کلمات او این فریاد بود که؛ مرد میمیرم؛ عکسی که از این لحظه توسط خبرنگار رویترز ثبت شده است، به عنوان عکس دهه شناخته شد.
۱۳۹۲ فروردین ۷, چهارشنبه
کانون وبلاگ نویسان: جرم خانم صفوری، نبستن چشم بر واقعیت و روشنگری درباره آزار اقلیت ها است!
کانون وبلاگ نویسان: جرم خانم صفوری، نبستن چشم بر واقعیت و روشنگری درباره آزار اقلیت ها است!
در خفقان کنونی، وبلاگ نویسان جای روزنامه نگاران را پر کرده اند و به مسایلی چون نقض حقوق بشر و آزار اقلیت ها می پردازند.
اخیرا خانم صفیاری، نویسنده وبلاگ صوفی دستگیر شده است.
کانون وبلاگ نویسان ایران، بازداشت و آزار خانم صوفی را بشدت محکوم می کند و یادآور می شود که جرم او، تنها داشتن قلبی مهربان و پرداختن به مسایل اقلیت تحت آزار است.
حتی بر اساس قوانین غیر انسانی جاری در کشور، جرم او، یک جرم سیاسی است و باید در یک دادگاه علنی و با حضور هئیت منصفه به اتهام او رسیدگی شود.
۱۳۹۲ فروردین ۶, سهشنبه
فرهنگ سکولار و داستان ارمیا
با پایان یافتن آکادمی گوگوش و مشخص شدن ارمیا خواننده ی محجبه ی این سری داستانهایی که درباره ی او بود بالا گرفت. من این برنامه را ندیده ام و البته از منتقدان فرهنگ جدید رسانه ای جهان که نامش را «فرهنگ MTV» گذاشته ام هستم. هرچند این گونه برنامه ها می تواند رویکرد خوبی برای یافتن استعدادهای گمنام باشد، اما برای هیجانی شدن و جلب مخاطب بیشتر از روش های پاپولیستی استفاده می کنند که جای این نقد در اینجا نیست. در اینجا من تنها به چگونگی ساختار فرهنگ سکولار و راه های رسیدن به آن می پردازم.
سکولاریسم یعنی چه؟ در یک کلام یعنی جدایی دین از سیاست و زمینی کردن قوانین مدنی جامعه.
اما اینجا به چیزی اشاره می کنم که تا کنون شاید برخورد نکرده باشید و انهم «فرهنگ سکولار» است. شوربختانه درباره ی این واژه سخن زیادی نیامده، به دیده ی من داشتن حکومت سکولار حتما برابر با داشتن فرهنگ سکولار نیست. نمونه بارز آن هم جامعه ی امریکاست که با اینکه قوانین و سیستم حکومت سکولار است فرهنگ جامعه بشدت مذهبی است. فراموش نکنید که خود مفهوم سکولار در برابر مذهبی بودن قرار نمی گیرد. فرد می تواند کاملا مذهبی باشد اما برخورد و فرهنگی کاملا سکولار داشته باشد (خیلی از مذهبی های اروپای شمال). ظرافت در اینجاست که سنجه رفتاری افراد جامعه چه باشد. آیا سنجه آنها برپایه باورهایشان است یا بر پایه ی انسانیت انسان!
برای روشن شدن سخن همین ارمیا را نمونه ای می آورم: رفتار و فرهنگ سکولار یعنی اینکه اصلا کاری نداشته باشیم که ارمیا چه پوشش یا باوری دارد و به انتخاب های کاملا شخصی او احترام بگذاریم، رفتار غیر سکولار یعنی اینکه بیاییم بگوییم چرا ارمیا حجاب دارد و آواز می خواند و این رفتار غیر سکولار از هر دو سوی میدان هم دیده می شود
١- مذهبی ها: مذهبی ها که این رفتار او را تابوشکنی و حتی توهین به مقدسات خود می دانند و حال یا بطور صریح یا در پوشش مخالف و ظاهری ضد دین به جنجال می پردازند. به این دسته نمی پردازیم که رفتار آنها چون روز روشن است.
٢- ضد مذهب ها: نخست اینکه همه ی ضد مذهب ها لزوما بی دین، آتئیست یا اگنوستیک نیستند (رجوع شود به این مقاله: "تفاوت دو نگرش ضددین و پَسادین (پَساخداباوری)"https://www.facebook.com/photo.php?fbid=476001309113261&set=a.495116950535030.105421.439847886061937&type=3&theater) حتی به مقاله ی ذکر شده یک دسته دیگر را می افزایم و ان دسته مخالفان سیاسی است. بله فرد ممکن است کاملا دیندار باشد اما چون مخالف سیاسی حکومت است و چون نام اسلام به حکومت وصل شده برای مخالفت با حکومت به جنگ با اسلام به قول خود حکومتی می پردازد و جالب اینجاست که همین افراد وقتی به نقد خود اسلام خارج از گفتمان سیاسی می رسد به مغلطه ی معروف "اسکلندی واقعی" که اینجا باید گفت "اسلام واقعی" دست می زنند و می گویند اسلام حکومت با اسلام ما فرق دارد. برخی هم که اصلا نمی دانند چرا دارند با آن دین مخالفت می کنند و اصلا اهل مطالعه نیستند که بدانند.
اما این گروه جالب است که خود را طرفدار دموکراسی و سکولاریسم می دانند، اما الفبای آنرا رعایت نمی کنند. آزادی را در آزادی خود می دانند، در صورتی که دموکراسی یعنی رای اکثریت با احترام به حقوق اقلیت. اکنون آنها شاید اقلیت باشند، اما از رفتارشان معلوم است که اگر اکثریت شوند و دینداران اقلیت رفتارهای استالینی با دینداران خواهند داشت.
در کل آتئیست یا اگنوستیک یا بی دین یا هر دیدگاه دیگری داشتن با سکولار و دموکراتیک بودن یکسان نیست و لزوما اگر کسی آتئیست هست دلیل نمی شود دموکراتیک، خردورز و سکولار باشد. کما اینکه کمونیست های شوروی سابق دموکراتیک و سکولار نبودند. و کسی هم دیندار باشد را نمی توان گفت که او سکولار، دموکراتیک، خردورز و مدرن نیست. بیشتر مسیحیان ساکن در اروپای شمال و حتی جنوب دارای فرهنگ سکولار هستند و دیندارند و نمونه ی اسلامی آن را هم می توان ترکیه را نام برد که سیستم حکومتی آن کاملا سکولار است و می توان گفت مردمانش هم تا حدی فرهنگ سکولار دارند.
در یک کلام، تا زمانی که حجاب داشتن فردی دستاویز توهین به او شود جامعه ما روی سعادت را نخواهد دید. تعادل اجتماعی و خردورزی شرط اصلی است. همین که یک برنامه ی تفریحی در جامعه ای اینقدر جنجال بپا می کند خود نشان از نداشتن تعادل اجتماعی است.
من حجاب را سمبل اسارت زن به دست دین می دانم، اما هیچگاه به خود اجازه نمی دهم که درباره ی انتخاب شخصی افراد به داشتن آن رای صادر کنم. این انتخاب آنهاست که محجبه باشند چه من بپسندم چه نه. به امید روزی که این مسائل مساله ی حاد جامعه نباشد که من و شما بجای گفتگوهای عمیق فکری بنشینیم و درباره ی ان مقاله بنویسیم و نظر دهیم.
یادم می اید سال گذشته هم جنجالی به پا شد که چرا گلشیفته فرهانی برهنه شده است! این دو دقیقن یک رویکرد اجتماعی هستند. هرگاه یاد گرفتیم که هم به برهنه شدن هنری گلشیفته و هم به حجاب داشتن ارمیا احترام بگذاریم، آنگاه می توانیم منتظر روزهایی طلایی در کشورمان باشیم. و برای رسیدن به این روز باید ارمیا ها و گلشیفته ها در جامعه حضور پیدا کنند و تابوهایی را بشکنند و حتی این موج ها بر ضد یا دفاع آنها بیاید تا جامعه فرهنگ دموکراتیک و سکولار را رفته رفته تمرین کند و جایگزین رفتار دگم پیشین خود کند.
به امید آن روز حمید سلمانی
۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه
نامه کشیش ایرانی آمریکایی درباره «ضرب و شتم» او در زندان
ایرانِ من به نقل از رادیو فردا : سعید عابدینی، کشیش ایرانیآمریکایی که در ایران بازداشت شده است، در نامهای که چند هفته پیش نوشته، گفته که در زندان کتک خورده است و به خاطر دینش اجازه درمان نیز به او داده نشده است.
به گزارش تلویزیون آمریکایی فاکسنیوز، سعید عابدینی در نامهای که از زندان برای همسرش فرستاده، نوشته است که طوری در زندان کتک خورده که «اجزای صورتش ورم کردهاند و به این خاطر که او یک «مسیحی نجس» است، اجازه درمان به او داده نشده است. طبق این گزارش که روز جمعه دوم فروردین منتشر شده است، این نامه احتمالا چند هفته پیش نوشته شده اما در هفته اخیر به دست خانواده این کشیش مسیحی رسیده است. آقای عابدینی که یک نوکیش مسیحی است و علاوه بر تابعیت ایرانی، تابعیت آمریکایی نیز دارد مهرماه گذشته در جریان سفری که «برای بازدید از خانواده و پیگیری تاسیس یک پرورشگاه» به ایران داشت، بدون اعلام اتهام علیه خود بازداشت شد. در این مدت اخباری حاکی از ضرب و شتم او در زندان منتشر شده است. درخواستهای بینالمللی برای آزادی سعید عابدینی، ازجمله توسط وزارت خارجه آمریکا، تاکنون نتیجهای نداده است.
سعيد عابدينی ۳۴ ساله و دارای دو فرزند است. او اتهام تبليغ مسيحيت در ايران را رد کرده و گفته است که تنها برای راهاندازی يک يتيمخانه به ايران سفر کرده است.
وکیل مدافع سعيد عابدينی، هشتم بهمن ماه خبر داد که موکلش به اتهام تشکيل و راهاندازی کليساهای خانگی به قصد برهم زدن امنيت ملی به ۸ سال حبس تعزيری محکوم شده است. ناصر سربازی گفته است که در مهلت قانونی نسبت به رای صادره اعتراض خواهد کرد. وزارت خارجه آمريکا در بيانيهای محکوميت سعيد عابدينی به هشت سال زندان را تقبیح کرد و با انتقاد از آنچه «نقض مداوم آزادیهای مذهبی در ايران» خواند، خواستار آزادی سعيد عابدينی شد. همسر و دو فرزند آقای عابدینی در آمریکا هستند و با کمک سایر اعضای خانواده و دوستانشان سعی دارند با اعمال فشار به وزارت خارجه آمریکا و سایر نهادهای مدنی و خصوصی زمینههای آزادی او از زندان اوین در تهران را فراهم کنند. سعید عابدینی در نامه خطاب به همسرش نغمه نوشته است طوری کتک خورده و صورتش ورم کرده بوده که وقتی در آینه یک آسانسور چهره خود را دیده، خودش را نشناخته و به خودش سلام کرده است.
او در این نامه نوشته است: «آنها سر مرا تراشیده بودند، صورتم ورم کرده بود و سه برابر شده بود، و ریشهایم در آمده بود.»
اینطور که آقای عابدینی در نامه خود نوشته است، یک پرستار در زندان اوین از درمانکردن او سر باز زده و به او گفته است: «طبق آنچه دین ما میگوید، نمیتوانیم به شما دست بزنیم. شما نجس هستید.»
او نوشته است که شبها از درد نمیتوانسته بخوابد و به «صدای بلند موشهای کثیف» زندان گوش میداده است. با این حال جردن سکیولاو، وکیل آمریکایی، روز جمعه دوم فروردین به فاکسنیوز گفته است که این کشیش ایرانیآمریکایی بعد از نوشتن این نامه، معاینه پزشکی شده است. به گفته آقای سکیولاو، به کشیش بازداشتشده در ایران قول داده شده است که برای درمان به بیمارستانی خارج از زندان منتقل میشود. با این حال تاکید کرده است که خانواده آقای عابدینی باید این را در عمل ببینند تا باور کنند. روز پنجشنبه اول فروردین، سفیر آمریکا در شورای حقوق بشر سازمان ملل، در جریان نشستی در ژنو خواستار آزادی سعید عابدینی شد. وکیل خانواده آقای عابدینی در آمریکا، این اقدام را اولین «اظهارنظر فعالانه دولت آمریکا» درباره این پرونده شمرد.
پیشتر در ۲۶ بهمن ۹۱، بیش از ۸۰ نماینده کنگره آمریکا از جان کری وزیر خارجه ایالات متحده خوساتند برای آزادی کشیش ایرانی-آمریکایی از هیچ تلاشی دریغ نکند. این قانونگذاران آمریکایی از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، در نامهای سرگشاده به جان کری، وزیر خارجه ایالت متحده، از او خواستند به هر تلاشی برای آزادی فوری سعید عابدینی متوسل شود. در کنار محدودیتهای اعمالشده بر اقلیتهای مذهبی در ایران، افراد نوکیش که از اسلام به دین دیگری تغییر دین دهند نیز با آزار و اذیت روبهرو میشوند. در همین رابطه در بخشی از سومین گزارش آقای شهید در مورد ایران که سه ماه پیش در شهریورماه منتشر شد، آمده بود که از خرداد ۱۳۸۹ تا زمان انتشار آن گزارش، ۳۰۰ مسیحی در کشور بازداشت شدهاند و ۴۱ نفر از آنها بدون اتهام از یک ماه تا یک سال در زندان به سر بردهاند.
احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در اموز حقوق بشر ایران، در گزارش سالانه خود که اسفندماه ۹۱ منتشر شد نیز به پرونده آقای عابدینی به عنوان یکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران اشاره کرد.
سخنگوی «همبستگی جهانی مسیحیان» گفته است که از آغاز سال ۲۰۱۲ اذیت و آزار مسیحیان نوکیش در ایران به شکل قابل ملاحظهای افزایش یافته است. به گفته وی هر مسلک، آیین و یا اعتقاد دیگری که با مذهب رسمی ایران یعنی شیعه اثنی عشری تفاوت داشته باشد به عنوان مخالفت و تهدیدی علیه حکومت تلقی میشود. تلویزیون آمریکایی فاکسنیوز میگوید شبکه کلیساهای خانگی که مسیحیان نوکیش ایجاد کردهاند در حال گسترش است. در سالهای اخیر همزمان با افزایش تعداد نوکیشان مسیحی و گسترش شبکه کلیساهای خانگی تعدادی از پیشروان دینی آنها بازداشت شده و به حبسهای طولانی محکوم شدهاند. از آن جمله میتوان به کشیش یوسف ندرخانی اشاره کرد که بیش از سه سال به جرم ارتداد زندانی بود یا سعید عابدینی کشیش آمریکایی ایرانی تبار که به جرم تهدید امنیت ملی به هشت سال زندان محکوم شده است.
حمید سلمانی
۱۳۹۱ اسفند ۲۸, دوشنبه
راه که بیُفتیم ترسمان می ریزد
فراخوان چهارشنبه سوری
29 اسفند
از ساعت 5 عصر
میدان های اصلی شهرها
لطفا اطلاع رسانی کنید !
رسانه شمایید
۱۳۹۱ اسفند ۲۳, چهارشنبه
احمد شهید ایران را به ادامه نقض حقوق بشر متهم کرد
ایرانِ من : احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران با ارائه چهارمین گزارش خود در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، جمهوری اسلامی را به نقض سازمان یافته و منظم حقوق بشر متهم کرد.
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، چهارمین گزارش خود را روز دوشنبه ۲۱ اسفند (۱۱ مارس) در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ارائه داد. وی در این گزارش جمهوری اسلامی ایران را به "نقض سازمان یافته و منظم حقوق بشر" متهم کرد. احمد شهید خلاصهای از گزارش خود را در این جلسه قرائت کرد.
محمدجواد لاریجانی، نماینده ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز که در این نشست حضور داشت، پس از ارائه گزارش از سوی احمد شهید با رد موارد مطرح شده در آن مدعی شد که این گزارش "غیرواقعی و سیاسی" است.
موارد نقض حقوق بشر در ایران در گزارش احمد شهید
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران در گزارش خود به زندانی کردن فعالان سیاسی، مذهبی و قومی و شکنجه متهمان به هنگام بازجویی و همچنین به ادامه حصر خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی اشاره کرده و آورده است که فشار بر روزنامهنگاران و بازداشت و احضار آنها نیز ادامه داشته است.
احمد شهید در همین ارتباط ابراز داشت: «متاسفانه غالب گزارشهایی که ظرف سال گذشته به من منتقل شده، نشان میدهد که وضعیت افرادی که در ایران طرفدار پیشرفت حقوق بشر هستند و یا کسانی که علیه نقض حقوق بشر اقدام به مستندسازی، گزارش، و یا اعتراض میکنند، وخیم است و همچنان رو به وخامت میرود. مصاحبهها نشان میدهند که اکثر مدافعان حقوق بشر، شامل آنهایی که از حقوق زنان، اقلیتهای مذهبی و قومی، طرفداران محیط زیست، و کارگران و کودکان دفاع میکنند، همچنان مورد آزار و اذیت، دستگیری، بازجویی، و شکنجه قرار میگیرند و متناوبا با اتهامات مبهم جرایم امنیت ملی روبرو میشوند که به نظر میآید به منظور تخریب خط مقدم دفاع از حقوق بشر در کشور صورت میگیرد.»
احمد شهید همچنین تاکید کرد که برای تهیه گزارش ۷۷ صفحهای خود با ۱۶۹ شاهد از ایران گفتوگو کرده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران همچنین با ابراز نگرانی از ادامه نقض حقوق بشر در ایران به فشار بر افرادی که در تهیه گزارش به وی کمک کردهاند اشاره کرد و گفت: «در یک مورد، مطابق گزارشها پنج زندانی کرد در زندان ارومیه با اتهام ارتباط با دفتر گزارشگر ویژه و اتهامات دیگر روبرو شدهاند. طبق گزارشها این زندانیان مورد بازجویی و شکنجه شدید قرار گرفتهاند تا به ارتباط ادعا شده با من اعتراف نمایند. دولت ایران در نظریات خود در خصوص گزارش من، اصرار دارد که تعقیب قضایی این افراد شامل اقدامات تلافی جویانه نیست. اما من اصرار دارم که مورد هدف قرار دادن این افراد، چه از طریق قضاوت در دادگاه و یا از طریق مجازات فردی در ظرفیت شخصیاش برای تعامل با روشهای خاص سازمان ملل، یک عمل تلافی جویانه اطلاق میشود و به صورت جدی فعالیت ابزار حقوق بشر سازمان ملل متحد را تضعیف میکند.»
احمد شهید همچنین به پیشرفتهای ایران در زمینه حقوق زنان اشاره کرد و از جمله دستاوردهایی را در ارتباط با بهداشت و سوادآموزی برشمرد.
وی همچنین به تصویب افزایش مرخصی زایمان زنان در مجلس ایران و تلاش برای برابری دیه زنان و مردان اشاره کرد و علیرغم مثبت خواندن این اقدامات تاکید کرد که نقض گسترده حقوق زنان در ایران متوقف نشده و همچنان ادامه دارد.
احمد شهید در ارتباط با موارد نقضکننده حقوق زنان در ایران یادآور شد: «گزارشهایی در خصوص تصمیمات جدید برای محرومیت زنان از دسترسی به چندین زمینه تحصیلی، موانع جدید برای آزادی حرکت زنان و قوانین موجود که مانع توانایی زنان برای دسترسی به مشاغل تصمیم گیر در دولت میشوند، هنوز از مشکلات هستند.»
رد موارد اتهامی در گزارش احمد شهید از سوی نماینده ایران
از سوی دیگر محمدجواد لاریجانی، نماینده ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل با "بیاساس و خلاف واقع" خواندن گزارش احمد شهید گفت که ایران با وجود رد گزارش احمد شهید علاقهمند به همکاری با سازمان ملل و کشورهای عضو در زمینه حقوق بشر است.
لاریجانی همچنین مدعی شد که گزارش گزارشگر سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، "ناعادلانه، غیرمنصفانه و با انگیزه سیاسی" است و گفت که احمد شهید خود را "به یک فعال سیاسی مخالف حکومت ایران" تقلیل داده است.
لاریجانی گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد را متهم کرد که در تهیه گزارش خود "با یک گروه تروریستی بدنام همکاری داشته است که دستشان به خون ملت ایران آلوده است".
رئیس جلسه در پایان سخنان محمدجواد لاریجانی نسبت به سخنان وی واکنش نشان داد و از نماینده ایران خواست از "حملات شخصی" به گزارشگر ویژه سازمان ملل پرهیز کند.نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد روز سه شنبه، ۲۲ اسفند نیز ادامه خواهد داشت. در جریان این اجلاس علاوه بر تهیه پیشنویس قطعنامهای در محکومیت ایران برای نقض حقوق بشر، اعضای شورا در خصوص تمدید ماموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران نیز تصمیمگیری خواهند کرد.
حمید سلمانی
۱۳۹۱ اسفند ۱۹, شنبه
«خودکشی یک پناهجوی ایرانی در کمپ پناهندگی شهر هوف آلمان»
ایرانِ من به نقل از دویچه وله فارسی : به گفته دو پناهجوی ایرانی در کمپ پناهندگی شهر هوف آلمان، حامد سمیعی پناهجوی ۲۸ ساله ایرانی، به دلیل "افسردگی شدید ناشی از بلاتکلیفی" شامگاه پنجشنبه ۱۷ اسفند با خوردن بیش از ۷۰ قرص خودکشی کرده است.
به گفته دو پناهجوی ایرانی، حامد سمیعی ۲۸ ساله که از بیست ماه پیش به آلمان آمده و درخواست پناهندگی داده بود، شامگاه پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ (۷ مارس ۲۰۱۳)، به دلیل "افسردگی ناشی از بلاتکلیفی و فشارهای ناشی از وضعیت پناهندگی"، در کمپ پناهندگی شهر هوف واقع در ایالت بایرن آلمان با خوردن بیش از ۷۰ قرص خودکشی کرده است.
علی سلمانی از دوستان حامد که او هم پناهجوست و در همین کمپ پناهندگی زندگی میکند با اعلام این خبر به دویچه وله گفت: «صبح جمعه (۱۸ اسفند) یکی از پناهندگان دید در اتاق حامد باز است و او فوت کرده است. وقتی آمبولانس آمد گفتند ۵ ساعت پیش فوت کرده است.»
به گفته علی سلمانی، حامد سمیعی بیست ماه پیش در آلمان درخواست پناهندگی داده بود، اما در این مدت نه جواب مثبت گرفته بود و نه جواب منفی. به همین خاطر خیلی افسرده و ناراحت بود و اصلا با کسی هم صحبت نمیکرد.
آن طور که این پناهجوی ایرانی میگوید در کمپ پناهندگی شهر هوف آلمان ۱۵ ایرانی زندگی میکنند که برخی از آنها سالهاست منتظر جواب پناهندگی خود هستند.
جسد حامد سمیعی در سردخانه
به گفته علی سلمانی، جسد حامد سمیعی هماکنون در سردخانه شهر هوف است. او میگوید: «به خانواده حامد سمیعی در ایران خبر خودکشی او را دادیم. خانواده برای انتقال جنازه به ایران پول کافی ندارد. متاسفانه مسئولان تامین اجتماعی شهر هوف و شهرداری هم هزینه انتقال جسد به ایران را تقبل نمیکنند.»
علیرضا قلمی از دیگر دوستان حامد سمیعی که او نیز در همین کمپ زندگی میکند با تایید "افسردگی شدید" حامد سمیعی به دلیل بلاتکلیفی ناشی از بدون جواب ماندن درخواست پناهندگی، میگوید: «سه چهار روز قبل از فوت حامد، من با تعدادی از دوستان پیش او بودیم. حامد گفت خسته است و روحیهاش خراب شده است. دوستان به او گفتند که اگر مشکلی داری، برگرد ایران. اما او گفت که من الان بیست ماه است در اینجا هستم، بعد از بیست ماه کجا بروم. ما نمیدانیم که چی شد و چه چیزی در روحیهی این جوان تاثیر گذاشته بود که به چنین نتیجهای رسید.»
به گفته علیرضا قلمی، پس از خودکشی حامد سمیعی ، دیگر پناهجویان ایرانی برای انتقال جسد او به ایران به اداره تامین اجتماعی و شهرداری شهر هوف مراجعه کردند ولی آنها گفتند "به ما ربطی ندارد". علیرضا قلمی میگوید: «هزینه انتقال جنازه حداقل بین هشت تا ده هزار یورو خواهد بود. ما هم مستاصل ماندهایم که چهکار باید بکنیم.»
شرایط بد پناهندگان در ایالت بایرن
پناهندگان در ایالت بایرن آلمان به نسبت دیگر ایالتهای کشور آلمان شرایط بدی دارند. شرایط بد نگهداری پناهندگان در ایالت بایرن آلمان بعد از خودکشی محمد رهسپار پناهجوی ایرانی در کمپ پناهندگی وورتسبورگ بر سر زبانها افتاد. محمد رهسپار، ۲۹ ساله، حدود یک سال پیش، یکشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۱۲ در کمپ پناهندگی وورتسبورگ واقع در ایالت بایرن آلمان خودکشی کرد. او خود را از پنجره اتاقاش حلقآویز کرده بود.
در چند ماه گذشته حرکتهای اعتراضی نسبت به وضعیت پناهجویان در آلمان بالا گرفته است. راهپیمایی بیش از ۵۰ پناهجو از کشورهایی چون ایران، افغانستان و غنا از وورتسبورگ به برلین یکی از آخرین حرکتهای اعتراضی پناهجویان بود که انعکاس قابلتوجهی در رسانهها پیدا کرد. این پناهجویان با هدف جلب توجه افکار عمومی و دولت آلمان نسبت به شرایط زندگی پناهجویان، نداشتن حق کار و نداشتن اجازه خروج از محل اقامت خود، از وورتسبورگ تا برلین راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند.
۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه
قوانین دولت آلمان در قبال پناهندگان قربانی دیگری گرفت!
حامد سمیعی 28 سال اهل ایران و ساکن شهر هف در آلمان چهارشنبه شب این هفته با خوردن تعداد زیادی قرص (دارو) در حالی که به دلیل شرایط سخت اقامت در کمپ پناهندگی و بلاتکلیفی اجباری مایوس و نا امید شده بود ،با نهایت تاسف به زندگی خود پایان داد! او مدت 20 ماه بود که وارد کشور آلمان شده بود و از چند ماه قبل با تجویز پزشک داروهای آرامبخش استفاده می کرد. در نهایت، چهارشنبه شب در حالیکه مانند شبهای قبل تنها در اتاقش می خوابید ، تصمیم
گرفت برای آرامش ابدی تمام قرصهایش را مصرف کند.
۱۳۹۱ اسفند ۱۷, پنجشنبه
بيانيه زندانيان سياسي زندان مركزي زاهدان بهمناسبت ۸ مارس روز جهاني زن
ایران من : بيانيه زندانيان سياسي زندان مركزي زاهدان بهمناسبت ۸ مارس روز جهاني زن جهت انتشار به نقل از سايت «فعالين حقوقبشر و دموكراسي در ايران” متن بيانيه به قرار زير ميباشد
با سلام بهمناسبت ۸ مارس روز جهاني زن، اينجانبان زندانيان سياسي زندان مركزي زاهدان فرا رسيدن روز جهاني زن را به تمام زنان دنيا بهخصوص زنان حماسه ساز ايران كه همواره در تاريخ اين مرز و بوم نقشي پررنگ و فعال داشتهاند تبريك و تهنيت عرض مينماييم.
و با عنايت به اينكه چند دهه است كه زنان بزرگوار ايراني با محدوديتها و مشكلاتي چون تحصيل، اشتغال، بيمه و تأمين اجتماعي مواجه ميشوند متأسفانه يك تشكل قوي و ملي جهت حمايت از حقوقشان در ايران شكل نگرفته است.
ما اميدواريم اين محدوديتها و مشكلات براي زنان ايراني مرتفع گردد و آرزو ميكنيم كه اين شيرزنان قهرمان پرور به حقوق مسلم خويش دست يابند و همچنين اينجانبان همواره حمايت و همبستگي خود را با زنان زنداني سياسي در تمام زندانهاي ايران اعلام نموده و از مقامات محترم سازمان ملل و كميسارياي عالي حقوقبشر درخواست داريم تا از دولت ايران آزادي آنها را خواستار شوند.
زندانيان سياسي زندان مركزي زاهدان اسفند ۱۳۹۱
امضا كنندگان: ايرج محمدي، محمد امين آگوشي، احمد پولادخاني، امير طالب، حبيب ريگي، عبدالوهاب ريگي، عبدالغني كلغوزهاي، فريد شجاعي، عبدالخالق شاهوزهي، حامد وكالت، عابد بمپوري، ناظر ملازهي، بشيراحمد حسين زهي، عماد الدين ملازهي، فضلالله شه بخش، خالد شه بخش.
آژانس ايران خبر
۱۳۹۱ اسفند ۱۶, چهارشنبه
مادر ستار بهشتی : “اعلام میکنم اگر به خواسته ما توجه نکنند؛ من مقابل دادگاه خودم را خواهم کشت.”
مادر ستار بهشتی گفت: “اعلام میکنم اگر به خواسته ما توجه نکنند؛ من مقابل دادگاه خودم را خواهم کشت.”
گوهر عشقی در گفت و گوی اختصاصی با سحام نیوز از سازمان ملل و از تمام نهادهای حقوق بشری خواست تا در مورد پرونده فرزندش اعمال نظر کنند تا مبادا ستار دیگری در دست برخی از ماموران روانی و از مسئولان سهل انگار دست برود.
وی در ادامه با اشاره به کندشدن روند رسیدگی به پرونده فرزندش این رویکرد را غیرمنطقی توصیف کرد و گفت: متاسفانه تا کنون خبری از رسیدگی به پرونده ستار نیست. قرار بوده بعد از چهلم به پرونده فرزندم رسیدگی کنند، اما الان می گویند شش ماه طول خواهد کشید.
به اعتقاد مادر ستار بهشتی باوجود قول مساعد برخی ازمسئولان نظیر علی مطهری نماینده مجلس نهم، هنوز کار موثری در رابطه با پرونده فرزندش صورت نگرفته است و تعلل بازپرسی در عدم رسیدگی به پرونده و ارسال آن به دادگاه پذیرفتنی نیست.
او در ادامه از حضور بازپرس پرونده در منزلش و طرح مسئله انحصار وراثت فرزندش برای ادامه روند قانونی درمورد مرگ ستار بهشتی توسط بازپرس، عنوان کرد: برای من جای تعجب داشت با وجود وکیل مورد اعتماد ما، بازپرس به جای دیدار با وکیل شخصا به دیدار من آمد و ادعاهایی درباره وکالت اولیای دم به خانم پورفاضل و مسئله انحصار وراثت برای ستار کرد که نشان از تعلل غیرمنطقی مسئولان پرونده دارد. ستار به جز مادر و پدرش کسی را ندشت نه همسری و نه فرزندی. از سوی دیگر گفتند که ما وکالت وکیل مورد نظر شما را قبول نداریم در حالی که کار خانم پورفاضل مورد رضایت ما بود. ادعا کردند چون پدر ایشان بیمار است وکالت شان مورد قبول دادگاه نیست. این در حالی است که دلیل اصلی سکته و در ادامه بیماری های روحی پدر ستار، قتل ناجوانمردانه فرزندش بود.
مادر ستار بهشتی افزود: نمی دانم چرا می خواهند با پیچیده ترکردن پرونده آن را مشمول مرور زمان کنند من نسبت به این برخوردها نگران و ناراحتم. تصور میکردم پس از اینکه پذیرفتند فرزندم زیر شکنجه کشته شده حداقل به پرونده او رسیدگی می کنند. اما متاسفانه دلیل این رفتارها را نمی توانم درک کنم.
گوهر عشقی در ادامه با اشاره به اینکه از سوی نیروهای امنیتی در مورد مصاحبه با رسانه های خارج از کشور تهدید می شوند گفت: مرتب به ما می گویند مصاحبه نکنید کسانی که خارج از کشور هستند قرار نیست برای شما کاری انجام دهند آن ها فقط برای منافعشان با شما مصاحبه می کنند من هم یک مدتی سکوت کردم ولی دیگر از پا نمی نشینم و سکوت نخواهم کرد.
وی افزود: به من می گویند تو سیاسی شده ای درحالی که من سیاسی نشده ام. شما به ما قبر ما قبر نشان دادید، شما ما را در مراسم چهلم فرزندم کتک زدید، وقتی از پله های دادگاه بالا می رفتم، سرم به کاشی ها خورد، شما خودتان مرا هل دادید.
مادر ستار بهشتی در ادامه با تکذیب هرگون کمک مالی از سوی دولت و… یادآور شد: ما تاکنون حتی یک ریال هم دریافت نکرده ایم.خون فرزند من فروشی نیست.
گوهر عشقی در ادامه بااشاره به دیدارش با قاتل ستار بهشتی از زندانی شدن قاتل فرزندش خبر داد و از نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل خواست تا درمورد ارسال پرونده فرزندش به دادگاه به حکومت ایران فشار بیاورند.
وی افزود: متاسفانه هنوز وسایل او را هم به ما تحویل نداده اند، گفتند لباس های ایشان در دادسرای آذری است اما با لب تاب ایشان هنوز کار داریم. من گفتم شما که ستار را شکنجه کردید و کشتید، دیگر چه میخواهید؟ گفتند وسایلش را تحویل می دهیم، ولی تاکنون خبری نشده.
مادر ستار بهشتی درپایان تصریح کرد: من فقط قصاص می خواهم و نه چیز دیگر، از همه نهادهای حقوق بشری، سازمان ملل و مهم تر از همه از حاکمیت ایران می خواهم تلاش کنند تا دادگاه رسیدگی به قتل ناجوانمردانه فرزندم علنی باشد و همینجا اعلام میکنم اگر به خواسته ما توجه نشود؛ من به نوبه خود مقابل دادگاه خودکشی خواهم کرد.
۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه
احمد شهید: ایران به نقض آشکار حقوقبشر ادامه میدهد
ایرانِ من به نقل از دویچه وله : احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوقبشر ایران، آخرین گزارش خود را به شورای حقوقبشر سازمان ملل ارائه داد. بنا به این گزارش وضعیت حقوقبشر در ایران وخیمتر شده و تبعیضها، شکنجه و اعدام همچنان ادامه دارد.
در گزارش احمد شهید به نحوه اعترافگیری تحت فشار، اعمال شکنجه در زندانها، افزایش شمار اعدامها، نقض حقوق زنان، فشار بر اقلیتهای قومی، مذهبی و همجنسگرایان، عدم برگزاری انتخابات منصفانه و نبود آزادی بیان اشاره شده است.
این گزارش ۷۷ صفحهای یکی از مبسوطترین گزارشها درباره نقض منظم حقوقبشر در ایران به شمار میآید. متن کامل این گزارش در وبسایت شورای حقوقبشر سازمان ملل در ۲۸ فوریه (۱۰ اسفند) منتشر شده است.
درخواستهای احمد شهید برای سفر به ایران و آگاهی مستقیم از وضعیت زندانیان و گروههای تحت فشار تا کنون از سوی مقامات جمهوری اسلامی رد شده است. این گزارش بر اساس مستندات و گفتوگو با افراد مختلف تنظیم شده است.
پیامدهای انتخابات
در گزارش احمد شهید بار دیگر به حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد به عنوان پیامد انتخابات اشاره شده است. حصر این افراد به گفته احمد شهید بیانگر عدم فضای باز سیاسی و برگزاری یک انتخابات منصفانه و آزاد است.
دستگیری اخیر روزنامهنگاران در این گزارش تصویری دیگری از نقض مستمر قوانین پایهای را در جمهوری اسلامی به نمایش میگذارد. فشار بر خانوادهی روزنامهنگاران، به ویژه کارکنان رسانههای فارسیزبان خارجی مورد انتقاد احمد شهید قرار گرفته است.
مقامات جمهوری اسلامی مدعیاند که در ایران شکنجه غیرقانونی است، اما احمد شهید نمونههای فراوانی نشان میدهد که بیان"غیرقانونی بودن" شکنجه به معنای "عدم اجرای" آن نیست. به گفته احمد شهید حدود ۷۶ درصد گفتوگوکنندگان با وی، به اعمال شکنجه در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی تاکید کردهاند.
در چهارمین گزارش احمد شهید درباره وضعیت حقوقبشر در ایران آمده است که تنها در سال ۲۰۱۲ میلادی ۴۸۷ نفر در جمهوری اسلامی اعدام شدهاند. تا کنون تمامی درخواستهای سازمانهای حقوقبشری برای لغو یا تعلیق مجازات اعدام در ایران بینتیجه بوده است.
در این گزارش به مرگ ستار بهشتی به عنوان نمونه بارزی از بهکارگیری شکنجه در بازداشتگاههای ایران اشاره شده است.
تحریمها و نقض حقوق اقلیتها
در بخشی دیگر از گزارش به تحریمها و آثار آن بر جامعه ایران پرداخته شده است. بر اساس این گزارش، گرچه خرید دارو و مواد غذایی از سوی ایران در فهرست تحریمها قرار ندارد، اما به نظر میرسد که مجازاتهای بینالمللی در این زمینه تنگناهایی جدی را برای شهروندان ایرانی بهدنبال داشته است.
وضعیت اقلیت قومی و مذهبی نیز همچون گذشته مورد توجه احمد شهید بوده است. به گفته وی شرایط بهاییان، دراویش و مسیحیان در ایران نگرانکننده است. حقوق اقلیت قومی نظیر کردها، عربها و بلوچها نیز از سوی حاکمیت ایران نقض شده است.
مقامات جمهوری اسلامی همچون گذشته گزارش احمد شهید را "مغرضانه" و تنظیم آن را "نادقیق" میخوانند، اما همزمان با حضور گزارشگر ویژه سازمان ملل در ایران مخالفاند. احمد شهید خواستار بررسی قوانینی در ایران شده است که آشکارا در تناقض با تعهدات بینالمللی این کشور قرار دارند. در این زمینه به نمونههایی همچون تبعیض در مورد حقوق زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی اشاره شده است.
احمد شهید در این گزارش مجبور شده از مقامات جمهوری اسلامی ایران بخواهد که به وضعیت افرادی نیز رسیدگی کنند که با نهادهای حقوقبشری و سازمانهای بینالمللی همکاری داشتهاند. ایرانیانی که با این نهادها و حتی با سازمان ملل متحد همکاری داشتهاند تحت فشار و ارعاب قرار گرفتهاند.
کارنامه حقوقبشر جمهوری اسلامی در آخرین گزارش احمد شهید مملو از اعمال تبعیضها، آزار و اذیت جسمی و روانی، محدودیت آزادیهای پایهای و نقض آشکار حقوق اقلیتهای جنسی، قومی، مذهبی و نیز منتقدان سیاسی است.
Hamid Salmani
اشتراک در:
پستها (Atom)















