۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سهشنبه
«روزگار» روزنامه نگاران ایرانی
احضار، بازداشت ، محاکمه ، زندان ، وثیقه های چند صد میلیون تومانی ، توقیف موقت ، توقیف دائم ، بیکاری ، ترس و دلهره و ناامنی بخش های جدا ناشدنی زندگی روزنامه نگاران ایرانی هستند و به اینها باید مهاجرت ، تبعید و فرار اجباری از نبود امنیت جانی و روانی را اضافه کرد
تمام این مسائل در دوره های مختلف فراز و نشیب های مختلفی داشته اند. همیشه این سختی ها بوده ، یک زمان کمتر و زمانی دیگر بیشتر . با این حال آنچه که روزنامه نگار ایرانی با پوست و استخوان خود در تمام لحظات کاریش حس کرده و می کند «سانسور» و «خود سانسوری» است.
تمام این مسائل در دوره های مختلف فراز و نشیب های مختلفی داشته اند. همیشه این سختی ها بوده ، یک زمان کمتر و زمانی دیگر بیشتر . با این حال آنچه که روزنامه نگار ایرانی با پوست و استخوان خود در تمام لحظات کاریش حس کرده و می کند «سانسور» و «خود سانسوری» است.
مصوبات دبیرخانه شورای امنیت ملی- نه شورای علی امنیت ملی- دستورات پیدا و پنهان و غیر قانونی مقامات امنیتی و دادستانی ، دخالت های گاه و بیگاه معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با بخشنامه های فراقانونی ، فشارها و بهانه های مختلف هیات نظارت بر مطبوعات در مورد محتوای روزنامه ها و نشریات ، شکایت های پیاپی دادستان از مطبوعات و ده ها مورد از این قبیل در کنار قانون مطبوعاتی که از ابتدا تا انتهایش ، تماما سانسور است؛ بخشی از نمونه های بارز «سانسور دولتی» است که روزنامه نگاران ایرانی با آن دست به گریبانند.
اما «خود سانسوری» روزنامه نگاران ایرانی در دوره فعلی سیاسی جمهوری اسلامی قصه دیگری دارد که حتی تلخ تر از «سانسور حکومت» است.
شش دانگ حواس روزنامه نگاری ایرانی باید به این باشد که تیتر و عکس رهبر جمهوری اسلامی در بهترین جای صفحه نخست کار شود. حتی اگر گفته های او، سخنی معمولی و دارای هیچ ارزش خبری نباشد و موجب کاهش فروش روزنامه نیز شود. آنها تلاش می کنند تیتر و عکس رهبر در کنار تیتر و عکس مطلبی نباشد که از آن هزار گونه تفسیر بی ربط و باربط شود . همچنان که روزنامه نگاران این روزها تمام حواسشان به این است که عکس وخبری از میر حسین موسوی و مهدی کروبی ، زهرا رهنورد و محمد خاتمی و … کار نکنند که دودمان روزنامه را به باد دهد. حتی اگر منتقدان سیاسی و یا بهترین دوستان و همکاران روزنامه نگارشان در زندان باشند ، و از سرمای زندان اوین و یا رجایی شهر، شب را به صبح بگذرانند و با بیماری سخت دست و پنجه نرم کنند ، یک کلمه نمی توان از آنان چاپ کرد.
البته گاهی نیز روزنامه نگاران منتقد، فارغ از «سانسور» و «خود سانسوری » به اشتباه فکر می کنند اگر یک روزنامه اصول گرا علیه تیم محمود احمدی نژاد و جریان فکری او مطلبی می نویسد آنان نیز این امتیاز را دارند که همانند روزنامه های اصول گرا و با همان شدت و حدت نقد کنند. و یا اگر یک روزنامه اصول گرا با چهره های سیاسی جریان خود، مصاحبه ای علیه جریان فکری رقیب به چاپ می رساند، دلیل نمی شود که روزنامه رقیب یا اصلاح طلب او نیز این امتیاز را داشته باشند که از منتقدان وضع سیاسی موجود ، بخواهند انتقادات خود ازجریان اصول گرا را به چاپ برسانند.
با این همه ،بخشی از روزنامه نگاران سیاسی منتقد ، به خوبی واقف اند که مرز مرگ و حیات روزنامه نگاری در ایران مرز باریکی است. زیرا یک مطلب و سوژه سیاسی می تواند در فلان تحریریه و روزنامه اصول گرا در خیابان فردوسی و توپخانه بدون هر گونه سانسور و حتی با تهمت و تندی چاپ شود اما همان مطلب در تحریریه و روزنامه رقیب سیاسی در خیابان جردن و پل سید خندان با سانسور مواجه شود و یا با خودسانسوری تحمیلی به چاپ نرسد
از این روست که در یک دوره سیاسی ، روزنامه نگاری در ایران را به راه رفتن در یک میدان مین تشبیه می کردند. در دو- سه سال اخیر نیز همین میدان وجود داشته و حتی مین های آن نیز بیشتر شده است. به چشم دیده ایم سرنوشت آنهایی که با علم و آگاهی شجاعت کردند و وارد این میدان شدند و یا با هیجان زدگی خواستند کاری تهور آمیز انجام بدهند ، به کجا ختم شده است.
از این روست که در یک دوره سیاسی ، روزنامه نگاری در ایران را به راه رفتن در یک میدان مین تشبیه می کردند. در دو- سه سال اخیر نیز همین میدان وجود داشته و حتی مین های آن نیز بیشتر شده است. به چشم دیده ایم سرنوشت آنهایی که با علم و آگاهی شجاعت کردند و وارد این میدان شدند و یا با هیجان زدگی خواستند کاری تهور آمیز انجام بدهند ، به کجا ختم شده است.
تمام این مصائب ، از روزنامه نگاری سیاسی منتقد ایران فقط یک نام باقی گذاشته است . بماند که دیگر بخش های روزنامه نگاری ایران نیز حال و روز بهتری از بخش سیاسی آن ندارد.
روزنامه «روزگار» نیز که بار دیگر توقیف شد، مصداق چنین فضایی از روزنامه نگاری ایران است. روزنامه ای که در دوران انتشارش نشان داد با وجود روزنامه نگاران جوان آن ، روزنامه ای است که زیر تیغ شدید سانسور و خودسانسوری نفس می کشید، تلاش می کرد «پویا» و «زنده» بماند و از هر روزنه ای برای نفس کشیدن استفاده کند.
البته مشکل روزنامه «روزگار» و دیگر روزنامه های رفرمیست ایران همچون «اعتماد» و «شرق» و … در این است که باید وارد میدان «مینی» شوند که نقشه ای از مین ها ندارند . حکومت نقشه درستی برای ادامه حیات به آنها نمی دهد. اگر هم گاهی نقشه ای مبهم به آنها می دهند و با این حال روزنامه نگار ایرانی به محض ورود به میدان ،نابود می شود، بخاطر آن است که ارگان و نهادی دیگر بدون اطلاع ، چند مین بر خلاف قانون در همان میدان کاشته بودند که نه تنها در نقشه موجود نبوده بلکه کمتر کسی از آن مطلع بوده است.
اینگونه است که روزنامه نگاری سیاسی ایران بخاطر همین سانسور ، خود سانسوری ، زندان و توقیف و البته گاهی هیجان زدگی نابجای روزنامه نگاران به بیماری بدحال تبدیل شده و با وزیدن کمترین باد سرد ، دردمند و رنجور می شود و حتی می میرد.
حمایت سه تشکل مدنی، سیاسی و دانشجویی، از راهپیمایی سکوت ۲۵ بهمن
ایران من: بنا به گزارش های رسیده به "جرس"، در اعتراض به ادامه بازداشت فعالان و زندانیان سیاسی، و حمایت از تظاهرات مسالمت آمیز ۲۵ بهمن، تشکل مدنی "ستاد سبز امید"، حزب "وحدت ملی ایران" و همچنین جمعی از "جوانان سبز دانشگاه بوعلی سینا ، پیام نور و آزاد همدان"، طی بیانیه های جداگانه ای، دعوت و حمایت خود را اعلام کرده اند.
در بیانیۀ «ستاد سبز امید» آمده است: "امروز نزدیک به یکسال از حصر راهبران جنبش سبز می گذرد، و در حالی درآستانه ۲۵ بهمن ماه قرار گرفته ایم که عرصه سیاسی کشور همچنان با سرکوب و خفقان روبرو است، اقتصاد کشور نیز به دلیل سوء مدیریت و اصرار بر سیاست های ماجراجویانه رو به فروپاشی قرار گرفته است و عرصه فرهنگ و هنر نیز از مداخله و سرکوب اقتدارگرایان در امان نمانده است. آمارها نیز خبر از افزایش نرخ فقر، فساد، بیکاری و همچنین گسترش دایره تبعیض بر اقشار، اصناف، اقلیت های مذهبی و قومیت ها می دهند. همه اینها ما را بیش از پیش وا می دارد تا اعتراض خود را به وضع موجود که حاصل عملکرد دولتی نامشروع و مسئولینی بی کفایت و نالایق است اعلام نمائیم، و هشدار دهیم که بیش از این دیگر تاب تحمل چنین روندی را نداریم.
از این رو، ستاد سبز امید ضمن حمایت از دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید برای راهپیمایی در روز ۲۵بهمن، و همچنین همصدا با بیانیه اخیر ۳۹ زندانی سیاسی که در آن اشاره شده است که از هیچ کوششی برای پیگیری آزادی رهبران محبوس جنبش سبز در بهمن ماه جاری دریغ نکنیم، از تمامی گروه ها، شبکه های اجتماعی و فعالین همراه جنبش سبز دعوت به عمل می آورد تا با حضور فعال، خلاق و مبتکرانه، در بازه زمانی باقی مانده تا ۲۵ بهمن در امر آگاهی رسانی همت گمارند تا بار دیگر شاهد حضوری سبز و باشکوه در سر تا سر میهن باشیم تا برگی دیگر در تاریخ مبارزات ضد استبدادی ملت ایران ثبت گردد."
حزب وحدت ملی ایران
حزب وحدت ملی ایران نیز در بیانیه ای با شرحی از وضعیت موجود و حاکم بر کشور آورده است: " توصیه میشود ملت ایران برای رسیدن به خواسته هایشان با ساز و کار قانونی و پرهیز از هرگونه خشونت و با استفاده از ظرفیتهای دموکراتیک قانون اساسی نظیر اصل ۲۷ همان قانون اعتراضات شان را برای تغییر وضعیت موجود بیان کنند. و پیش نیاز آن، همبستگی و همدلی و همکاری همه ملت ایران است. که مصداق این همبستگی و وحدت و همدلی در زمان انقلاب سال ۵۷ و چه در جنبش اعتراضی سال ۸۸ نمایان بود و همانا بیانگر و نشانه های امید به تحقق آرزوهای دیرینه این ملت بزرگ بوده است .
۲۵ بهمن ماه امسال نقطه عطفی در ادامه اعتراضات مردمیست ، تا حاکمیت را مجبور به عقب نشینی در برابر خواسته های ملت ایران وا دارد . ما با همراهی در این راهپیمایی مسالمت آمیز از همه احزاب و گروهها، و تشکلهای سیاسی اصلاح طلب نیز می خواهیم با اعلام حمایت، پا پیش گذاشته و از ملت حق جو و صبور ایران تقاضا داریم مثل گذشته با مشارکت گسترده خویش در این راهپیمایی اعتراضشان را بصورت کاملا مسالمت آمیز و قانونی بیان دارند."
جمعی از جوانان سبز دانشگاه بوعلی سینا ، پیام نور و آزاد همدان
همچنین گروهی که «جمعی از جوانان سبز دانشگاه بوعلی سینا، پیام نور و آزاد همدان» اعلام شده اند، طی بیانیه ای آورده اند: "ما جمعی از جوانان سبز دانشگاه بوعلی ، پیام نور و آزاد همدان ضمن تحریم فعالانه انتخابات از درخواست ۳۹ زندانی سیاسی ، شبکه بیست و پنجم بهمن و شورای هماهنگی راه سبز امید حمایت می کنیم و از همه آحاد مردم دعوت می کنیم در راهپیمایی ۲۵ بهمن شرکت نموده و اعتراض خود را نسبت به زندانی خانگی میر حسین موسوی ، مهدی کروبی و زهرا رهنور و زندانیان سیاسی نشان دهیم و بگوییم که در انتخابات فرمایشی شرکت نخواهیم کرد ، ما همچنین از همه مردم عزیز همدان درخواست می کنیم تا همگام با ما دانشجویان در تاریخ ۲۵ بهمن از ساعت ۱۷ تا ۲۰ از میدان امام به سمت آرامگاه بوعلی و از خیابان پاستور به سمت آرامگاه بوعلی راهپیمایی کنیم و اعتراض خود را نشان دهیم ."
ده اشتباه فاحش در آداب معاشرت
آداب معاشرت فقط مختص رفتار شما سر میز غذا نیست، آداب معاشرت انعکاسی از چشمانداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است. اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی درمورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند و آن اینکه حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید.
در اکثر موقعیتها، تصویر و ظاهر شما بخشی از چیزی نیست که توصیفکننده شماست؛ بلکه همه آن چیزی است که شما را توصیف میکند. کسانیکه چیزی درمورد شما نمیدانند با تنها اطلاعاتی که در دست دارند جای خالیها را پر میکنند، و آن چیزی نیست جز آنچه از رفتار و کردار شما میبینند. صرفنظر از فکری که شما درمورد خودتان دارید، یک عادت اجتماعی بد میتواند معیار فکر دیگران نسبت به شما شود: هر کسی که ببیند شما غذایتان را با دهان باز میجوید خیلی قبل از اینکه شغل یا تخصص شما را به خاطر بسپارد، آنرا به یاد خواهد آورد.
معرفی نکردن افراد
===========
چه در یک موقعیت شغلی باشید و چه اجتماعی، اگر فراموش کنید که دو نفر را به هم معرفی کنید، بسیار زشت و ناشیانه به نظر خواهد رسید زیرا شما تنها آشنای مشترک آنها هستید.
قوانین پذیرفته شدهای برای نحوه معرفی کردن حرفهای وجود دارد (مثل اول گفتن نام فردی که از نظر حرفهای مقام بالاتری دارد)، اما هیچکدام از آنها به اندازه اینکه یادتان نرود آنها را به هم معرفی کنید، مهم نیست.
تکان ندادن به خود برای تلفن حرف زدن
=======================
تقریباً در همه موقعیتهای اجتماعی، آنهایی که در اتاق شما شریک هستند بیشتر از کسی که به شما زنگ یا پیامک میزند، مستحق توجه شماست. این مسئله وقتی سر میز شام یا موقعیت شخصی مشابهی هستید، قابلتوجهتر خواهد بود اما برای هر موقعیتی که تنها نباشید صدق میکند. حتی اگر با افرادی کاملاً غریبه در یک صف ایستاده باشید، سعی کنید تا جایی که ممکن است تماس تلفنیتان را برای خودتان نگه دارید.
بحث کردن سر یک صورتحساب
====================
این یک قانون ساده برای موقعیتهای غذاخوری دستهجمعی در بیرون از منزل است: همیشه برای پرداخت کردن یا سهیم شدن در پرداخت آماده باشید. باید پیشبینی کنید که یکی از اعضای گروه به خود اجازه بدهد که غذایی فوقالعاده گران سفارش دهد. اگر چنین مسائلی بارها موجب اذیتتان بوده است، به جای اینکه در رستوران سر صورتحساب بحث کنید، در موقعیتی دیگر با آن برخورد کنید. علاوه براین، خیلی راحت میتوانید در چنین موقعیتی نشان دهید که فردی بخشنده و بزرگوار هستید.
دیر رسیدن
======
آدمها دوست دارند که حس کنند بر آنها ارزش گذاشته میشود و اگر به دنبال راهی مطمئن هستید که به کسی نشان دهید هیچ ارزشی برای او قائل نیستید، دیر سر قرارتان با او برسید. میتوانید ۲۰ دقیقه دیرتر با یک توضیح خوب و منطقی برسید اما بالاخره بهانه شما هر چه که باشد، فرد مقابل به این فکر خواهد کرد که چرا باید بیش از شما برای رابطهتان ارزش و احترام قائل باشد.
بخصوص در یک موقعیت کاری، در برخورد با مشتریان و رئیس، دیر رسیدن راهی بسیار عالی برای جدا کرن کارمندان توانا و ملاحظهکار و کارمندان بهانهگیر و بیتوجه است.
تقدیم نکردن محل نشستن خود
=================
به همان ترتیبی که بسیاری از قوانین آداب معاشرت برای این طراحی شدهاند که فردی خودمحور به نظر نرسد، قانون “تقدیم محل نشستن خود به فردی که نیاز بیشتری به آن دارد” یکی از اصول شخصیتی اساسی انسان بوده و هیچ نیازی به بحث درمورد سیاستهای جنسیتی ندارد.
شاید آن زن باردار یا پیرزن ناتوان آنقدرها نیازی به صندلی شما در اتوبوس نداشته باشند و شاید شما روز بسیار بدی داشتهاید، پاهایتان درد میکند و اتوبوس هم پر از آدمهای بدبخت و بیچاره است اما به هر ترتیبی هست از نیاز خود چشمپوشی کرده و صندلیتان را به فردی نیازمندتر تقدیم کنید.
برخورد ناپسند با پرسنل خدمات
===================
هیچ اشکالی ندارد که با اشاره ابراز کنید که از خدماتی رضایت نداشتهاید اما درست نیست که اگر خیلی وضع مالی خوبی ندارید یا برای هزینههای آن خدمات آمادگی نداشتید، از تذکر دادن خودداری کنید. به همین ترتیب، درست هم نیست که بخاطر اشکالات خیلی کوچک غذای رستوران را پس بفرستید و با کارمندان و پرسنل طوری رفتار کنید که انگار مستخدم شما هستند.
فقط درمورد خودتان حرف بزنید
===================
خودپرستی اصلاً خصوصیت جالبی نیست. درست است که بعضی افراد بخاطر غرور و خودخواهی که دارند افراد را به سمت خود جذب میکنند اما دلیل نمیشود که شما هم از آنها تقلید کنید. اینکه در مکالمات و گفتگوها فقط خودتان حرف بزنید و به هیچکس اجازه حرف زدن ندهید هم اصلاً کار زیبایی نیست چون دقیقاً همان نتیجه را دارد.
اجازه بدهید دیگران هم نظراتشان را بگویند و وقتی از شما سوال میکنند نیازی نیست برای همه سوالات سه ساعت جواب بدهید. سعی کنید از دیگران سوال کنید این باعث میشود احساس کنند به جز خودتان برای دیگران هم ارزش قائل هستید.
آرایش کردن در اماکن عمومی
==================
آرایش کردن در محیط عمومی تجاوز به حق اجتماعی ما محسوب میشود؛ چه فکر کنید کسی نگاهتان میکند چه نه، این کار درست نیست. هر کاری که محل آن سرویس بهداشتی است، مثل گرفتن ناخنها، تمیز کردن چشم ها و هر چیز مربوط به بهداشت شخصی، نیز از این جمله است. یک سنت قدیمی میگوید زمانیکه در محلی عمومی هستید، از دست زدن به صورت خود خودداری کنید.
غذا خوردن با دهان باز
==============
مثل حیوانات غذا خوردن یکی از بدترین اشتباهات اجتماعی است. این عادت زشت نه تنها شما را زیر سوال میبرد بلکه اطرافینتان که میخواهند از غذای خود لذت ببرند را نیز مشمئز میکند. این مسئله مخصوصاً برای خانمها اهمیت بسیار زیادی دارد و انجام دادن آت توسط يک آقا نشانه یک مرد بیکلاس است.
۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه
مبادا فضای ترس و بیاعتمادی نفسگیرمان شود
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در آستانه 25 بهمن
هو الفتاح
مسئوليت تاريخي ماست كه به اعتراض خود ادامه دهيم و از تلاش براي استيفای حقوق مردم دست بر نداريم- میر حسین موسوی
تقویم ما بار دیگر شاهد برگی سبز از تاریخ ملت خویش است. سرخی خون ژاله ها و مختاری ها ، گواه سیاهی عملکرد کرسی نشینان قدرت است. ادامه یافتن حصر غیر قانونی یاران همیشه همراهمان، زندانی و شکنجه نمودن منتقدین مصلحت اندیش،هتک و لگد مال نمودن حقوق بدیهی ملت شریف مان، طرح دروغ هاو نیرنگ ها جهت تحکیم بنای نیم بند جهل و استبداد، تنها بخشی از واقعیات صریحاً مشهود است.
انتظار از مجلس و از شیخ و از ملای شهر / کار بیهوده است خود را حاضر دعوا کنید
ادامه یافتن چنین شرایطی بیش از پیش جان ،مال و ناموس هریک از شهروندان مان را در معرض تهدید و نابودی قرار خواهد داد. بی تفاوتی نسبت به نادیده انگاشتن حقوق محرز اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم بی دفاعمان، عرصه را بر جولان حاکمان جور مهیاتر مینماید. در این حال که حرمت هیچ شخص و شخصیتی مصون نیست،اگر باز هم بی تفاوت باشیم، نوبت به خودمان می رسد.
اگر ما نتوانیم سرکوب گران را، حتی با«سکوتمان»مورد سرزنش قرار دهیم، ویرانی و تهاجم بیشتر، برپیکر نحیف میهن و هممیهنان مان، شاهد خواهیم بود. مبادا فضای ارعاب ، ترس و بی اعتمادی نفس گیرمان شود و عنان اختیارمان را به آنان بسپرد.
لیک ما دانشگاهیان را سر باز ایستادن نیست و با اراده ای آهنین و عزمی استوار به اعتراض مسالمت آمیز خویش به استبداد و خفقان حاکم ادامه خواهیم داد. از این رو از زیر بار تعهداتی که درقبال مردم و تاریخ برعهده گرفته ایم، شانه خالی نمی کنیم و می خواهیم باشیم و با سکوت ، اعتراضمان را فریاد کنیم و یاد و نام صانع ژاله و محمد مختاری و تمامی شهدای راه آزادی، زندانیان سیاسی و همراهان سبزمان،آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد را زنده نگاه داریم. و یقین داریم که حضورمان نقطه ای روشن بر حیات پرفراز و نشیب دانشگاه خواهد بود.
ما دانشجویان سبز دانشگاه تهران اعلام می کنیم که قویاً از حرکت اعتراضی مردم آزاد اندیش ایران زمین در روز بیست و پنجم بهمن ماه حمایت کرده لذا با برگزاری تجمع اعتراضی خود در بیست و چهارم بهمن ماه به استقبال حرکت مردمی در روز 25بهمن خواهیم رفت تا آن روز را در کنار یکدیگر، سبز باشیم .
از این رو اعلام می داریم که تجمع اعتراضی پویش25 بهمن ،دوشنبه 24 بهمن ماه درساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ضمن برقراری «سکوت اعتراضی» درساعت 12 برگزار می شود.
جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه تهران، پویش 25 بهمن.
15 بهمن 1390
۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه
تا ۲۵ بهمن/ یک نامه؛ یک دنیا شور و اشتیاق
امروز ۱۶ بهمن است. یک سال پیش در چنین روزی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در اوج حرکت اعتراضی منطقه در نامه ای کوتاه به وزارت کشور درخواست مجوز یک تجمع در حمایت از قیام کشورهای خاورمیانه کردند. نامه ای که به سندی برای حقانیت جنبش سبز تبدیل شد.
نامه ای که نگارندگان آن را به اتهام ” اقدام علیه امنیت ملی” و ” اغتشاشگری” به حصر بردند.
در حالی که همه تریبون های کشور از صدا و سیما و تلویزیون و منابر ومجالس پر شده بود از شعارهای حمایتی از مردم منطقه وقتی نخست وزیر محبوب امام و رییس اسبق مجلس شورای اسلامی برای اعلام حمایت از مردم کشورهای خاورمیانه یک نامه کوتاه به وزارت کشور فرستادند، آتش به خرمن اقتدارگرایان زده شد.
آنان که سرمست از راه پیمایی ساختگی نه دی رجز پیروزی می خواندند و در ” مرگ جنبش سبز” باده مستانه می زدند، در برابر یک درخواست راهپیمایی چنان از خود بی خود شدند که یادشان رفته بود که نزدیک دو سال است که با هر وسیله ای صدای اعتراض مردم را خاموش کرده اند و در خیابان های شهر مانور قدرت داده اند.
آن نامه چه بود که چنین آنان را هراسان کرد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامهای خطاب به مصطفی محمدنجار، وزیر کشور، اعلام کرده بودند که قصد دارند برای همبستگی با حرکتهای مردمی در منطقه، به ویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر علیه “حکومت استبدادی” در این دو کشور، مردم را به راهپیمایی دعوت کنند.
دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر روز موعود بود و میدان امام حسین تا میدان آزادی مکان دیدار همه سبزها.
شور و اشتیاقی که ماه ها سرکوب شده بود، از همان لحظه ای که خبر این درخواست منتشر شد در میان مردم باز خودنمایی کرد.
سبزها که با تنی خسته و رنجور از ستمی که به آنان شده بود، به اجبار خیابان را ترک کرده بودند، باز دلشان برای خیابان های شهرشان تنگ شده بود و می خواستند بار دیگر تجلی حضور خود را در برابر اقتدار گرایان به نمایش گذارند.
آن همه تهدید و ارعاب گویی سرابی بود که در مقابل دیدگان غاصبان رای مردم رنگ می باخت و آن همه شور و امیدی بود که برای خلق یک حماسه دیگر در شریان جنبش سبز جاری بود.
سبزها باز عزم رفتن کرده بودند…….
۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه
به جای تجربه بی ثمر، باید از اشتباهات گریخت
بی شک 25 بهمن 90 روز سقوط رژیم نیست! اما اگر منطق را به آغوش کشیم آغاز یک پایان عظیم و لبخندی به آزادی واقعی خواهد بود..
احساسات محوری، بی برنامه گی و مشخص نکردن اهداف در انقلاب ها، نتیجه ای جدا از انقلاب سال 57 برایمان نخواهد داشت! اگر دستی به دفتر خاطره ها بکشید و آن را ورقی بزنید، خواهید دریافت که در اکثر حرکت های مردمی این احساسات بوده که بر منطق چیره گشته. احساسات علاوه بر این که می تواند روحی تازه و محرکی قوی در بدنه های اعتراضی داشته باشد ، می تواند نقش یک زهر شیرینی را هم بازی کند که باعث شود شکستی تدریجی گریبان یک حرکت عظیم را به چنگال گیرد! سه عامل یاد شده ارکان پیروزی یک حرکت عظیم می باشند که نمی توان از هر یک از آن ها چشم پوشی کرد، پس باید سعی کنیم لباسی سبز از جنس آزادی خواهان مردم ایران را به تن این عوامل کنیم تا در نهایت به پیروزی واقعی لبخندی بزنیم.
همراهان سبزم در پی آمادگی و ترتیب میهمانی عظیم از فریاد ها هستند برای بیست و پنجی دیگر،برای روزی که حباب ترس سرنوشتی به جز ترکیدن را نخواهد کشید. بی شک تمامی ما باید برای هر چه با شکوه تر برگزار شدن این حرکت بزرگ تلاش کنیم، اما نباید از یاد ببریم که این نظام جور و زور ستم، قطعاً با یک تظاهرات و حتی چند روز تظاهرات بی هدف به پایان سلام نخواهد کرد! این وظیفه ی ماست که گریز از اشتباهات را بر تجربه ی بی ثمر آن ترجیح دهیم. شاید بهتر باشد کمی به سمت صراحت بیان حرکت کنیم تا بهتر با این موضوع درگیر شویم. با چند سوال شروع می کنم:
1.هدف از تظاهرات 25 بهمن چیست؟
2.برای روز های قبل و بعد آن چه برنامه ای در نظر گرفته شده است؟
3.آیا انتظار سقوط یک نظام را در تظاهراتی چند ساعته جست و جو می کنیم؟
قطعاً تعصب بی جا باعث خواهد شد که جواب تمامی این پرسش ها این گونه داده شود : «به تو ربطی نداره مزدور!»، این دقیقاً همان جوابیست که حرامیان آرزویش را از ما می کشند! سطحی انگاری و بی هدفی تیریست بر قلب حرکت ها پس باید به جای فرارازنقطه ضعف برای بر طرف کردن آن ها تلاشی جدی کنیم.
جنبش ما بیش از آن که به کلیپ و عکس احتیاج داشته باشد به برنامه ای مدون و هدف گذاری درست نیاز دارد. فراخوانی داده شده اما برای روز های قبل و بعد آن برنامه ای در نظر گرفته نشده است. آیا لازم نیست که در شب های منتهی به 25 بهمن به فریاد های اعتراضی شبانه پرداخت؟ آیا لازم نیست 25 بهمن را روز آغاز نافرمانی های مدنی گسترده اعلام کرد و به مردم آموخت که چگونه می توان با کمترین هزینه آن را اجرایی کرد؟ حرکت های مقطعی و مناسبتی قطعاً نمی تواند ضربه ای مهلک به جان فاسد این نظام باشد .
نقصان دیگر ما تمیز ندادن به اهدافمان است! حرکت هایی که بدون هدف کلید می خورند 2 ضرر ابتدایی دارند: 1. واقعیتیست که اگر هدف گذاری مشخصی وجود نداشته باشد نمی توان بدنه اکثریت جامعه را با خود همراه کرد چون تمام مردم نه توان و نه وقت تحلیل را دارند، پس این وظیفه ماست که این کار را برایشان انجام دهیم 2. در صورت موفقیت آن حرکت خاص نتیجه ای ملموس حاصل نمی شود و بنابراین طعم پیروزی با یاس و نا امیدی به تلخی خواهد زد در نتیجه سرمایه ی عظیم جنبش، یعنی مردم ریزش خواهند داشت.
قطعاً هدف بلند مدت ما رسیدن به آزادی و دموکراسی در زیر سایه حکومتی سکولار است اما در کنار این هدف ارزشمند نیاز است که اهدافی کوتاه مدت و میان مدت را به وضوح برای مردم آشکار کنیم. به عنوان مثال مردم باید بدانند اگر 25 بهمن به خیابان ها باز می گردند چه مهمی حاصل خواهد و شد و چه متاعی را به دست خواهند آورد. به عنوان مثال می توان برای این روز هدفی کوتاه مدت را متصور بود و بر آن تکیه کرد، شاید بتوان تلاش برای آزادی میرحسین، شروع دوباره حرکت های خیابانی و اعتراض به وضعیت اسف بار اقتصادی را به عنوان اهدافی کوتاه مدت برای آن در نظر گرفت. اما اگر نخواهیم به این برخورد تن دهیم، متاسفانه باید خود را برای پذیرش شکست آماده کنیم!
لازم است که به منطق و خرد گرایی پناه بیاوریم و راه و مسیری روشن را برای خود بسازیم و با استفاده از نیروی عظیممان برای رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم. تنها زمانی احساسات، غیرت، و عشقمان به آزادی به کار می آید که ابتدا از این نقاصمان فرار کرده باشیم. من تمامی شما عزیزان، و تمامی صاحبان اندیشه را دعوت می کنم تا از جای بر خیزند و با کمکی همه گیر تلاش کنند تا راه آزادی را به درستی طی کنیم و از بند روز مرگی خود را برهانیم. به شما اطمینان می دهم که ناجی در راه نیست، تنها خومانیم و خودمان..
۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه
چرا انسانی را به دلیل نوشتن در یک وبلاگ(وبسایت) به اعدام محکوم میکنید؟
در خبرها آمده بود که : “مهدی علیزاده،طنز نویس و فعال سایبری به اعدام محکوم شد” این بار اولی نیست که وبلاگنویسان در ایران
به اعدام و احکام عجیب و غریب مشابه محکوم میشوند. آیا این است آزادی در بیان و این است رافت اسلامی؟ شما از چه میترسید که کسی را به دلیل نوشتن چند پست وبلاگی به اعدام محکوم میکنید؟ بگذارید منطقی را در این زمینه به شما معرفی کنم:
هر نوشتاری از دوحالت خارج نیست
حقیقتی را بیان میکند-
مبتنی بر حقیقت نیست -
در هردوی این حالات ممکن است این نوشتار تنها عقیده نویسنده و ماحصل تلاش فکریاش یا بازتاب یک عقیده دیگر باشد. در هر صورت مشمول دو حالت مذکور میگردد. (البته اینجا از بحث مطلق بودن حقانیت و وجود تردید در بسیاری از موارد نسبت به تغییر حقیقت یک پدیده با در نظر گرفتن زمان و مکان میگذریم و فرض میکنیم که حقیقت بر شما روشن است!)
حال اگر مطلبی مبتنی بر حقیقت است که شما چرا سعی در پنهان نمودنش دارید و بالاتر از آن نویسنده مطلب را هم حذف میکنید؟ آیا شما در جایی مخالف یک حقیقت ایستادهاید؟ حقیقتی را کتمان کردهاید؟ از کتمان حقیقتی ذی نفع هستید؟ اگر نیستید پس دلیل این کارها چیست؟ اگر مطلب فوق مبتنی بر حقیقتی نیست و به قول شما نشر اکاذیب یا مخالفت با حقانیتی است که از آن دم میزنید، دیگر واهمه از آن برای چیست؟ مگر چنین نوشتاری میتواند ملت همیشه در صحنه و هوشیار ایران را فریب دهد؟ بهتر نیست مطلبی در نقد آن نوشته و کذبی را که مدعی هستید برملا کنید؟ بهتر نیست مقابله منطقی و پایاپای داشته باشید؟
ما در کتابهای تاریخی منتشر شده در سیستم نشر کتاب وابسته به خودتان میخوانیم که عباسیان و امویان به شیعیان ظلم کردند و با کشتن آنها سعی در منع گسترش تشیع و حقانیت آن داشتند. باز در ادامه میخوانیم که مگر میشود حق را با شمشیر پنهان کرد؟ میخوانیم که آن شمشیر کشیها دلیلش ناتوانی در رویارویی منطقی بوده است چون حقانیت در چنین رویکردی لاجرم روشن میشود. حال که نوبت به خودتان رسیده است چرا رویکردی را که در کتابها نکوهش میکنید پیش گرفتهاید؟ چرا برحق بودن را در رویاروییهای منطقی برملا نمیکنید؟
اما در مورد کسانی که به قول شما سایتهای مستهجن ارائه میکنند یا وبسایتهای توهینآمیز را اداره میکنند، جدای از وارد شدن به مبحث جرم بودن یا نبودن این اقدامات، آیا مجازات اعدام برای چنین عملی بیرحمانهتر و غیرانسانیتر از رفتار سپاهیان چنگیز نیست؟ این روزها در کره شمالی استفاده از موبایل منجر به صدور حکم اعدام میشود. آیا این قانون وحشیانه نیست؟ خود شما به آن نمیخندید(اگر گریهتان نمیگیرد)؟ تنها استفاده از موبایل منجر به صدور حکم اعدام میشود. حال در نظر بگیرید که یک وبلاگنویس کسی را به انجام کاری وادار نمیکند. به کسی ظلمی نمیکند. تنها مطلب یا محتوایی(هر محتوایی) را منتشر میکند. چگونه است که کسی را به این دلیل به اعدام محکوم میکنید؟ خود بگویید که آیا این ضد بشری و وحشیانه نیست؟
۱۳۹۰ بهمن ۱۳, پنجشنبه
خداییش اگه تا آخر دنیا زور می زدین به فکرتون می رسید اینطوری خمینی را به مسخره بکشید ؟
اینطوری 33 سال تارخ ننگین خودتونو به لجن بکشید...
یعنی واقعا دلم می خواد بدونم کدام نابغه ای بوده که به این فکر افتاده که چند تا امام مقوایی درست کنند ، یه مشت آدم را علاف کنند و مقوا از هواپیما پیاده کنند و جلوی سربازها رژه ببرند و بعد تو ماشین بشونند و ببرند تو مجلس و سر مجلس بشونند.
بعد اینا چند ساعت در انتظار مقوا ایستادند ، مقوا را راندند ، و در مجلسی که مقوا سرش نشسته بود ، دست به سینه نشستند ؟
کدوم نابغه ای به این فکر افتاده ، و وقتی این فکرش را مطرح کرده کدام نابغه هایی در آنجا بودند و هورا کشیدند :
همینه ، خودشه ، همین کار رو می کنیم ، قیامت میشه!
واقعا دلم میخواد بدونم این نابغه و نابغه هایی که تاییدش کردند و روی این پروژه مهر اجرا زدند چی مصرف می کردند ، چی مصرف می کنند ، اونشب چقدر زده بودند.
واقعا این چیزی که اینها مصرف می کنند باید خیلی قوی باشه ، خیلی زیاد ، یعنی اینا دیگه کراک و ال اس دی براشون جنبه ی شیر خشک بچه رو داره .
یعنی خداییش بد نیست این مسائل روشن بشه ، این نابغه ای که تونسته اینطور امام راحل را مسخره کنه اسمش رو بشه بدونیم. ما یه عمر زور زدیم و نتونستیم اینقدر مسخره اش کنیم که شما در یک روز به زمین سیاه کوبوندینش .
در پی آمد تبدیل امام به مقوا ، یک سری شعارها را دوباره سازی کردیم تا جنسمون جور بشه !
اول سرود خمینی ای امام است که باید به مقوا ای امام تغییر پیدا کند !
شعارها هم از این قرار است.
دیو چو بیرون رود ، مقوا در آید.
روح منی مقوا ، بت شکنی مقوا
وای اگر مقوا ، حکم جهادم دهد ، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد .
مقوای عزیزم ، بگو تا خون بریزم.
الله و اکبر ، مقوا رهبر
مقوا ، مقوا ، حمایتت می کنیم
تا خون در رگ ماست ، مقوا رهبر ماست !
ما اهل کوفه نیستیم ، مقوا کاغذ بشه !
سال ۸۸: خمینی کجایی؟ موسوی تنها شده
سال ۹۰: موسوی کجایی؟ امام مقوا شده
خداییش اگه تا آخر دنیا زور می زدین به فکرتون می رسید اینطوری خمینی را به مسخره بکشید ؟
۱۳۹۰ بهمن ۱۲, چهارشنبه
فراخوان برای اعتراض؛ نمایش پایداری در ۲۵بهمن
جرس: زمان زیادی تا ثبت شدن عدد 25 بهمن روی برگه تقویمها نمانده است. روزی که یادآور دو اتفاق تعیین کننده یعنی اعتراض صدهاهزارنفری شهروندان هوادار جنبش سبز و آغاز حصر رهبران جنبش است. نزدیک یک سال از این دو واقعه می گذرد و جنبش اعتراضی مردم ایران کماکان در تلاشی مستمر برای مبارزه با شیوه های سرکوبگرانهی حاکم باقی مانده است. رهبران جنبش نیز به رغم محدودیت های همه جانبه در اندک فرصت های به دست آمده از استواری خود بر باورهایشان سخن گفته اند و انگیزه مبارزه را در میان هواداران تغییر بالابرده اند. اکنون در آستانه سالگرد 25 بهمن، برخی گروه های هوادار جنبش سبز از شهروندان خواسته اند با حضور در اعتراض های خیابانی بار دیگر عزم خود برای مقابله با سرکوب حکومت و اصرار برای رسیدن به مطالبات آزادیخواهانه شان را به نمایش بگذارند.
فرصتی برای تجلی اعتراضها
دعوت به اعتراضهای خیابانی در روز 25 بهمن تاکنون از سوی چندین گروه انجام شده اما فراخوان "شورای هماهنگی راه سبز امید" به زمان و مکان این اعتراضها نیز اشاره کرده است.این شورا که پس از حصر رهبران جنبش سبز مسوولیت هماهنگی و بسیج اجتماعی هواداران جنبش سبز را به عهده داشته،در فراخوان خود از مردم خواسته که ساعت ۴ تا ۷ بعد از ظهر روز ۲۵ بهمن ماه در تهران در پیادهروهای خیابانهای انقلاب و آزادی، حدفاصل میدان فردوسی و تقاطع نواب، و در شهرستانها در خیابان اصلی هر شهر، بنابر تصمیم فعالان محلی، به پیادهروی سکوت دست زده و مراتب اعتراض مدنی خود را اعلام کنند.
این بیانیه همچنین از هواداران جنبش سبز دعوت کرده که با "حفظ هوشیاری و التزام به خط مشی جنبش در پایبندی به اصل عدم توسل به خشونت"، از "هرگونه سوء استفاده احتمالی" از حرکت اعتراضی خود جلوگیری کنند.شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین با خطاب قرار دادن نیروهای امنیتی از آنها خواسته است که "به حقوق قانونی هموطنانشان احترام بگذارند و به جهانیان نشان دهند که مانند نیروهای سرکوبگر نظامهای استبدادی عمل نخواهند کرد".
این شورا دو هفته پیش نیز با صدور بیانیه ای ضمن اشاره به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی تاکید کرده بود که این انتخابات باید به "مجالی برای تبلور اعتراض، گسترش جنبش سبز و پیگیری حاکمیت ملی" تبدیل شود.در این بیانیه با نام بردن از انتخابات مجلس به عنوان " انتخاباتی نمایشی" آمده بود":" همگامان جنبش سبز میتوانند نقش مهمی در رسواسازی انتخابات نمایشی و فرمایشی اسفندماه و سناریوهای عوامفریبانهی حاکمیت، و نیز تبیین ویژگیها و لوازم و استانداردهای انتخابات آزاد، سالم و عادلانه به عهده گیرند."
در همین راستا 39 نفر از زندانیان سیاسی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 نیز هفته گذشته با انتشار نامه ای بر اعتراض های عمومی همزمان با سالگرد حصر رهبران جنبش سبز تاکید کرده بودند.در این بیانیه از شهروندان خواسته شده بود"در کنار آگاهیبخشی در مورد انتخابات دروغین و مهندسی شده و فرمایشی اسفندماه، از هیچ کوششی برای پیگیری آزادی رهبران محبوس جنبش سبز در بهمن ماه جاری دریغ نکنند."دعوت به تظاهرات خیابانی در شرایطی است که گروه های عمده اصلاح طلب به دلیل استمرار سرکوبهای سیاسی از شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی خودداری کرده و بر ایده عدم مشارکت فعال در این انتخابات تاکید دارند.
حقی که سرکوب شد
اعتراض خیابانی 25 بهمن ماه سال گذشته علاوه بر نمایش قدرت و توان بسیج اجتماعی نیروهای هوادار جنبش سبز، حکایت از همسویی جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران با جنبش های ضداقتدارگرای خاورمیانه داشت. "میرحسین موسوی" و "مهدی کروبی" در پیام دعوت خود از شهروندان خواستند که برای حمایت از جنبش ضد دیکتاتوری در تونس و مصر به خیابان بیایند. آنها ابتدا از وزارت کشور درخواست مجوز کردند اما زمانی که این درخواست با پاسخ منفی وزارت کشور مواجه شد، دیگر نیازی به درخواست از حکومت ندیدند و اصل 27 قانون اساسی را مورد توجه قرار دادند که بر آزاد بودن راهپیمایی های مسالمت آمیز تاکید دارد.پیش از فرارسیدن روز 25 بهمن محدودیت ها علیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به شکل بی سابقه ای افزایش پیدا کرد و این افراد همراه با همسرانشان در حصر خانگی قرار گرفتند. حصر و حبسی که با گذشت نزدیک به یکسال استمرار پیدا کرده است.همزمان با حصر رهبران جنبش، موجی از سرکوب علیه برخی فعالان و کنشگران مخالف حکومت هم آغاز شد و نهادهای امنیتی با اخلال در سیستم های اطلاع رسانی نظیر اینترنت و تلفن های همراه و ارسال پیامک های تهدید آمیز برای شهروندان به مانوری جهت منصرف کردن آنان از شرکت در راهپیمایی اعتراضی دست زدند. مانوری که ماحصلی به همراه نداشت و اعتراض صدها هزارنفری مردم در 25 بهمن همه این تدابیر را خنثی کرد.
تجربه امیدوارکننده
ظهر روز 25 بهمن در حالی که هنوز ساعاتی تا وقت تعیین شده برای اعتراضهای خیابانی باقی مانده بود گروهی از شهروندان هوادار جنبش سبز در تهران به خیابان ها آمدند و در محلهایی مانند میدان امام حسین، خیابان آزادی، خیابان انقلاب، چهار راه ولی عصر، میدان انقلاب، میدان آزادی و چهار راه کالج تجمع های اعتراضی را برپا کردند. با گذشت زمان این تظاهرات به مناطق دیگر تهران چون تقاطع نواب صفوی، میدان توحید، بلوار کشاورز، خیابان اسکندری، خیابان کارگر جنوبی، خیابان ۱۶ آذر، خیابان ۱۲ فروردین، چهار راه قصر، میدان هفت تیر، خیابان رودکی، خیابان جمالزاده، هفت حوض، نارمک، خیابان آذربایجان، امیرآباد، عباس آباد، میدان ولی عصر، میدان فردوسی، خیابان شادمان و صادقیه نیز کشیده شد. تظاهرات در ساعت های اولیه به صورت آرام و پراکنده و بدون درگیری انجام میشد اما با حمله نیروهای پلیس ضد شورش، لباس شخصیها و گارد ویژه با باتوم و گاز اشک آور به تظاهرکنندگان، این اعتراضات به خشونت کشیده شد و گروه وسیعی از شهروندان بازداشت شدند. معترضان تهران در شرایطی به خیابانها آمده بودند که گروه وسیعی از مردم در شهرهایی چون رشت، اصفهان، مشهد،شیراز،بابل و کرمان نیز تجمع های مشابهی را ترتیب داده بودند. دامنه دربرگیری اعتراض های 25 بهمن وجه ممیزه این اعتراض با اعتراضهای پیشین بود که عمدتا منحصر به تهران و یکی دو شهر بزرگ می شد. شعارهای حاضران در این تظاهرات نیز تفاوت قابل ملاحظه ای را نسبت به اعتراضهای نخستین جنبش سبز بعد از انتخابات ریاست جمهوری نشان می داد و تاکید بر کناره گیری آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و مقایسه او با دیکتاتورهای منطقه در آن به وضوح و صراحت دیده می شد. این تظاهرات همان طور که از پیش هم انتظار می رفت با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی در همه شهرها روبرو شد و علاوه بر زخمی ها و بازداشتی های فراوانی که اطلاع دقیقی از آنان در دست نیست، دستکم دو کشته نیز برجای گذاشت. "محمد مختاری" و "صانع ژاله" دو شهروندی بودند که در این تظاهرات با شلیک تیر ماموران امنیتی جان خود را از دست دادند. حکومت در یک سناریوی امنیتی با جعل هویت کشته شدگان، آنان را هوادار حکومت معرفی کرد و مدعی شد که این افراد گروه های تروریستی کشته شده اند اما دوستان و خانواده های قربانیان اسناد فراوانی را منتشر کردند که نشان می داد آنان از حامیان و هواداران سرسخت جنبش سبز بودند.
چشم انداز پیروزی
مقام های امنیتی و تئوریسین های حکومت پس از مواجهه با موج قدرتمند اعتراضی 25 بهمن در شوک فرو رفتند. آنها پس از برگزاری راهپیمایی فرمایشی 9 دی ماه مدعی بودند که با سرکوبهای مستمر توانسته اند آتش اعتراضهای جنبش سبز را برای همیشه خاموش کنند اما روز 25 بهمن بطلان ادعاهای خود را به چشم دیدند. آنها به همین دلیل حصر رهبران جنبش سبز را به عنوان اهرمی برای فروخواباندن اعتراضها استمرار دادند و شرایطی بسیار سختتر از زندانیان عادی را بر این افراد تحمیل کردند.همزمان سیاست سرکوب های حکومتی علیه کنشگران جنبش سبز اعم از فعالان سیاسی و مدنی و روزنامه نگاران استمرار یافت تا تشویش حکومت نسبت به بروز اعتراضهای تازه کاسته شود. با این حال شواهد بیانگر احساس نگرانی روزافزون حکومت از اعتراض های تازه است. مقام های امنیتی طی هفته های اخیر بارها از نگرانی خود نسبت به بروز اعتراض در آستانه انتخابات مجلس نهم سخن گفته و مخالفان را تهدید کرده اند که در صورت اعتراضهای خیابانی با آنها برخورد خواهد شد. تهدیدهای مقام های امنیتی علیه معترضان در شرایطی صورت می گیرد که شواهد حاکی از افزایش موج ناراضیتی های عمومی و انباشت مخالفت ها علیه وضع موجود است. طی یکسال گذشته علاوه بر استمرار انسداد سیاسی، بحران در حوزه اقتصادی نیز ابعاد بی سابقه ای پیدا کرده و گروه وسیع تری از شهروندان را علیه حکومت برانگیخته است. این در حالی است که پیروزی جنبش های منطقه علیه حکومت های اقتدارگرا به تهییج و تقویت انگیزه هوادران جنبش سبز در ایران منجر شده و آنان را برای به کرسی نشاندن مطالبات دموکراتیک خود امیدوارتر ساخته است.امیدی که شاید بتوان یکی از جلوه های آن را در اعتراض های خیابانی 25 بهمن ماه امسال مشاهده کرد.
اشتراک در:
پستها (Atom)





