۱۳۹۲ فروردین ۲۷, سه‌شنبه

آخرین کام ...


عکسی بی نظیر از آخرین دقایقِ زندگیِ یک اعدامی




ﺯﻣﯿﻦ ﻧﻠﺮﺯ ! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ !
ﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﻧﺪ !
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﯿﺎ !
ﺭﺍﺳﺘﯽ ،ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯼ ﺯﻣﯿﻦ؟ !
ﻟﺮﺯﺵ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ؟ !
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻇﻠﻢ ﻭ ﺳﺘﻢ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﮐﻢ ﺗﻮﻗﻊ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯿﻬﻨﻢ ﺧﺸﻤﮕﯿﻨﯽ؛
ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻫﻮﻟﻨﺎﮎ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﻠﺮﺯﯼ !
ﻧﻠﺮﺯ ﺯﻣﯿﻦ ... ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﺩ...


۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

فراخوان ما وبلاگ نويسان ايراني



جامعه متشنج است و درگيريها به خيابان کشيده شده است٬ در يکطرف اسلاميها در طرف ديگر دانشجويان و جوانان و طرفداران آزادي عقيده وبيان!
بسيار مهم است در دنيا با صداي بلند از آتئيست ها و وبلاگنويسان منتقد اسلام دفاع کنيم.
فراخوان ما به وبلاگ نويسان ايراني اينست که از اين حرکت ۲۵ آوريل بهر طريق ممکن دفاع کنيد. در سال ۲۰۰۴ در آلمان اخبار حاکي از مرگ يک شاعر بنگلادشي در يک بيمارستان آلمان بود. او
همايون آزاد نام داشت و يک شاعر و فرهنگ شناس بنگلادشي بود. همانزمان گفتند که او از طرف يک سازمان اسلامي در سال ۲۰۰۴ مورد حمله قرار گرفته و براي معالجه به آلمان منتقل شده بود. و بعدا در آلمان در يک بيمارستان درگذشت. ۱۵ فوريه احمد رجيب وبلاگ نويس مترقي در بنگلادش به قتل رسيد. جنايتکاران اسلامي سر او را از تنش جدا کردند و از اين طريق خواستند جوانان منتقد اسلام را بترسانند و در مقابل جنبشي بايستند که سراسر بنگلادش را در بر گرفته است. او منتقد سرسخت اسلام و جنبش اسلامي بود . جسد او در نزديک خانه اش در داکا پيدا شد . پليس گفت اين يک قتل بوده و او را کشته اند. دوستانش گفتند او سازمانده اصلي يک ميتينگ بزرگ ضد اسلامي عليه حزب جماعت اسلامي در بنگلادش بود و روز بعد از اين ميتينگ به قتل رسيد. برادرش ميگويد او بارها از سوي اسلاميها تهديد به مرگ شده بود.
مردم خشمگين از قتل او در مراسم بزرگ وداع با او شرکت کرده و عليه اسلاميها شعار دادند.
اين عکس آصف محي الدين است. وبلاگ نويس جوان و منتقد اسلام که خود را آتئيست ميليتانت نام نهاده بود . او را ژانويه ۲۰۱٣ کشتند.
او در پايتخت بنگلادش با چاقو زخمي شده بود. آصف محي الدين ۲۹ سال سن داشت. دوشنبه ۱۴ ژانويه هنگامي که از سر کار به خانه برميگشت از سوي چند مرد ناشناس مورد حمله قرار گرفت.
دفتر کار او در داکا بود پزشکان روز سه شنبه ۱۵ ماه ژانويه به خبرنگاران بين المللي گفتند که سه ساعت است داريم او را عمل جراحي ميکنيم ولي هنوز از خطر نجات نيافته است او شش زخم عميق دارد و زخمها نشان ميدهد قصد حمله کنندگان به قتل رساندن وي بوده است. اينرا جراح محي الدين به خبرگزاري فرانسه گفته بود . دوستان او که در هنگام حمله به محي الدين شاهد بودند ميگويند اسلاميها به او حمله کردند. پليس به خبرنگاران خارجي ميگويد به او حمله شده ولي تاييد نميکنيم که اسلاميها بوده اند. حمله کنندگان در نزديک محل کار او منتظر او بودند و او به محض خروج از محل کارش مورد حمله قرار ميگيرد و سپس کشته شد. وبلاگ محي الدين يکي از پرببيننده ترين وبلاگها در بنگلادش بود. او يک منتقد معروف اسلام و مذهب در دنيا بود. در صفحه اول وبلاگش نوشته بود" به نام تو که ظاهرا خالق دنيا هستي ولي در عمل هيچ چيز نيستي! تو اصلا وجود نداري" او اسلام و رفتار وحشيانه سازمانهاي اسلامي را نقد ميکرد.
اين حملات به وبلاگ نويسان در بنگلادش بسيار گسترش يافته است.
هفته قبل در بنگلادش اسلاميها به يک تظاهرات خياباني دست زدند و در آن براي همه کسانيکه بقول آنها به پيغمبر و اسلام توهين ميکنند٬ تاقاضاي اعدام کردند. از جمله براي ۸۴ وبلاگنويس ضد اسلام ٬ در مقابل اين تجمع خياباني اسلاميها هزاران دانشجو در بنگلادش به خيابان رفته و يک درگيري وسيع در خيابانهاي پايتخت راه افتاد که حداقل ۲۰۰ نفر در اين درگيريها زخمي شدند.
جامعه بنگلادش در مورد آزادي بيان و جنايتکاري اسلاميها کاملا متشنج است. در اين اوضاع بسيار مهم است که دنيا از حق آزادي بيان و از جنبش نقد مذهب و اسلام و سکولاريسم دفاع کند. دولت بنگلادش به حمله به وبلاگ نويسان و بستن سايتها اقدام کرده و در مورد جناياتي که هم اکنون اسلاميها عليه وبلاگ نويسان سازمان داده و درهمين سال ۲۰۱٣ حداقل دو وبلاگ نويس آتئيست را در خيابان کشته اند٬ کاري نکرده است.
امروز جمعه ۱۲ آوريل فراحوان يک حرکت جهاني از سوي دهها نفر از شخصيت هاي سرشناس بين المللي داده شده و يک طومار اعتراضي نيز براي امضا کردن در دسترس همگان است. قرار است روز ۲۵ آوريل در همه جا به خيابان رفته و در مقابل کنسولگريها و سفارت خانه هاي بنگادش تجمع کنيم. از جوانان در ايران و از وبلاگ نويسان دعوت ميکنيم در اين حرکت سهيم و شريک شوند. لينک فراخوان:



نسرین ستوده عضو هیات امنای انجمن حقوق بشر آلمان شد


ایرانِ من به نقل از دویچه ولهنسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل زندانی، به عضویت هیأت امنای انجمن بین‌‏المللی حقوق بشر آلمان در آمد. مراسمی به همین مناسبت روز یکشنبه در شهر بن آلمان برگزار شد. نسرین ستوده از شهریور ۱۳۸۹ در زندان به سر می‌برد.
انجمن بین‏‌المللی حقوق بشر در آلمان (IGFM) نسرین ستوده را به عنوان عضو هیأت امنا و یکی از مشاوران خود برگزید. این عضویت در چهل و یکمین سالگرد تاسیس این انجمن و در مجمع عمومی آن اعلام شد.
"ماکس کلینگ‌برگ"، عضو کمیته رسانه انجمن حقوق بشر درباره علت انتخاب نسرین ستوده برای عضویت در هیات امنای این نهاد به دویچه وله گفت: «نسرین ستوده از نظر ما یک فعال واقعی حقوق بشر است. او برای ما و برای همه مدافعان حقوق بشر یک الگو، یک منبع انرژی و یک انگیزه است. به همین دلیل ما خیلی خوشحالیم که توانستیم برای نسرین ستوده و برای دیگر فعالان حقوق بشر در ایران کاری انجام دهیم و این افتخاری برای ماست که او عضو هیأت امنا و مشاوران ما باشد».
به گفته آقای کلینگ‌برگ، نسرین ستوده تنها عضو ایرانی هیأت امنای انجمن بین‌المللی حقوق بشر است.
منصوره شجاعی به همراه مترجممنصوره شجاعی به همراه مترجم
انجمن بین‏‌المللی حقوق بشر آلمان نهادی غیردولتی است که در زمینه دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر در جهان فعالیت می‏‌کند. این انجمن تا کنون چندین کمپین و حرکت اعتراضی نسبت به زندانی شدن و صدور حکم اعدام برای یوسف ندرخانی، کشیش ایرانی و نیز سرکوب بهائیان در ایران ترتیب داده است.
منصوره شجاعی، فعال حقوق زنان و یکی از موکلان نسرین ستوده که در آلمان به سر می‌‏برد، در مراسمی که به این مناسبت روز یکشنبه (۱۴ آوریل / ۲۵ فروردین) در شهر بن برگزار شد، درباره نسرین ستوده صحبت و پیامی را که این وکیل زندانی از داخل زندان فرستاده بود، قرائت کرد.
او با ذکر سابقه فعالیت نسرین ستوده که با بیست و دو سال پیش با روزنامه‌نگاری آغاز شد و با وکالت فعالان زنان و حقوق بشر و نیز متهمان زیر ۱۸ سال ادامه یافت، خانم ستوده را با صفت "قابل اعتماد" در تمامی نقش‏ه‌ای اجتماعی‏‌اش توصیف کرد و گفت: «آنگاه که مادر است، مسئولانه و مهربانانه مادری می‏‌کند...آنگاه که وکیل است پا به پای موکلان خود در دادگاه و تجمعات مسالمت‌آمیز ایستادگی می‏‌کند».
خانم شجاعی نسرین ستوده را "همسری فداکار، کنشگری متعهد، رفیقی امانت‌دار و روزنامه‌نگاری اطلاع رسان" معرفی کرد.
وی سخنانش را درباره نسرین ستوده اینگونه پایان داد: «قابل اعتماد بودن، نیکوترین صفت نسرین است که موجب ایجاد عشقی دوسویه میان او و مردمان کنشگر ایران و اینک نیز جهان شده است».
مجازات خانوادگی؛ از ناعادلانه‏‏‌ترین موارد نقض حقوق بشر
نسرین ستوده از داخل زندان پیامی را برای انجمن حقوق بشر آلمان ارسال کرده بود که توسط منصوره شجاعی خوانده شد.
وی در پیام خود ضمن تشکر از این انجمن برای اعطای عضویت در هیات امنا، به موضوع مجازات‌های خانوادگی در ایران اشاره کرده و آن را یکی از ناعادلانه‏‌ترین موارد نقض حقوق بشر دانسته است.
این وکیل زندانی که سال گذشته ۴۹ روز در اعتصاب غذا بود، علت اعتصاب غذایش را صدور حکم ممنوعیت خروج برای دختر ۱۲ ساله‏‌اش عنوان کرده و گفته است: «هم اکنون نیز اعضای خانواده بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی هم زمان در زندان به سر می‌‏برند و عده زیادی از آنان در معرض بازداشتند. برخی از زندانیان سیاسی و عقیدتی بیش از دو عضو خانواده‏‌شان هم زمان در زندان هستند».
نسرین ستوده وکیل و فعال حقوق بشر و زنان از شهریور ۱۳۸۹ در زندان است. او به اتهام عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و اقدام علیه امنیت ملی به شش سال زندان و بیست سال محرومیت از وکالت محکوم شده است.

۱۳۹۲ فروردین ۲۴, شنبه

عشق روز افزون آمریکایی‌ها به ته‌دیگ ایرانی



ایران من به نقل از بی بی سی : دیدن جلدی از ترجمه رباعیات خیام، مثنوی مولوی و یا شاهنامه فردوسی در فروشگاههای ایرانی آمریکا و کانادا امری عادی است. اما کمتر کسی این روزها نام کودکش را رستم و زال یا رودابه می گذارد. اتفاقا در آمریکا تا دلتان بخواهد اسامی چون مایکل و آلکس پیدا می شود که از نام فامیل‌شان معلوم است ایرانی‌اند. علت این تغییر نام در اکثر موارد، دشواری تلفظ هجاهای زبان فارسی برای انگلیسی زبان‌هاست. با این وجود، نجمیه باتمانقلیچ و همسرش تصمیم گرفتند نام دو پسرشان را زال و رستم انتخاب کنند.










کلیک زال و کلیک رستم هر دو در خارج از ایران متولد شده اند؛ یکی عاشق سینما و دیگری مجنون موسیقی است. هر دو در همین رشته‌ها تحصیل کرده اند و اکنون آثارشان مورد توجه مخاطبان آمریکایی قرار گرفته است.
نجمیه باتمانقلیچ می گوید گفتگوهای او با پسرانش در مورد تاریخ و فرهنگ ایران گاه به این نقطه می رسد که زال و رستم می گویند: "مامان! تو که همش می گویی ریشه فلان چیز در ایران است."
در پاسخ پسرها، خانم باتمانقلیچ معمولا به نقدهایی که در روزنامه های معتبر جهان درباره کتاب هایش نوشته شده مراجعه می کند و از دفاع نویسندگان این یادداشت ها برای جواب دادن به زال و رستم استفاده می کند.
یکی از این یادداشت‌ها همین امسال در روزنامه بریتانیایی کلیک گاردین به چاپ رسیده است. کلیک یوتام اوتلنقی، سرآشپز معروف اسرائیلی که ستونی ثابت در گاردین دارد، درکلیک شماره ۱۵ فوریه این روزنامه با اشاره به کتاب "نوش جان" (Food of Life) خواندن آن را به همه دوستداران غذای ایرانی توصیه کرده است.
برای سنجیدن میزان اقبال آمریکایی‌ها از کتاب‌های خانم باتمانقلیچ کافی است بروی سایت روزنامه کلیک نیویورک تایمز نام او را جستجو کنید؛ صفحه مانیتور پر می شود از انواع مقاله‌ها و دستور تهیه غذا و سالاد که از کتاب های مختلف این محقق و مدرس آشپزی استخراج شده است.

نارنج ایرانی پدرجد پرتقال است

نجمیه باتمانقلیچ تلاش می کند که همیشه از مواد اولیه طبیعی و بدون افزودنی‌های شیمایی برای تهیه غذا استفاده کند. به همین علت هم علاوه بر خرید مستقیم مواد اولیه از بازارچه های محلی کشاورزان، یک مزرعه آپارتمانی در بالکن خانه اش دارد و یک باغچه مسقف هم در کنار آشپزخانه اش دایر کرده که در آن درختچه های نارنج، پرتقال و زیتون پرورش می دهد. گلدان‌هایی از انواع گیاهان معطر هم در این گلخانه دیده می شوند: سوسن عنبر، برگ بو و مریم گلی که این آخری را سرخپوستان آمریکا مقدس می پندارند.
مریم گلی (Sage) در میان سرخپوستان آمریکا جایگاهی مشابه اسپند در فرهنگ ایرانی را دارد. در مراسم سرخپوستی سوزاندن مریم گلی و طهارت با دود آن چیزی شبیه وضو گرفتن است.
از نجمیه باتمانقلیچ در مورد کمیابی نارنج در سوپرمارکت های آمریکایی پرسیدم. او می گوید: "نارنج معمولا در فروشگاه های ایرانی پیدا می شود و در زبان انگلیسی هم با نام کلیک پرتقال تلخ (Bitter Orange) شناسایی می شود."
"در حقیقیت میوه‌ای که امروز پرتقال نامیده می شود، ریشه اصلی اش همان نارنج است. حدود هزار سال پیش، نارنج از منطقه ای میان ایران و هند و از طریق جاده ابریشم به چین سفر می کند و آنجا زارعان چینی با پیوند نارنج و میوه های دیگر، نوع شیرین تری از آن را به دست می آورند که سالها بعد توسط پرتغالی‌ها به خاورمیانه و اروپا صادر می شود. به همین خاطر هم در کشورهایی چون ایران، یونان، ایتالیا و حاشیه دریای مدیترانه، این میوه جدید "پرتقال" نامیده می شود که برگرفته از نام کشور پرتغال با املایی متفاوت است. اما در زبان انگلیسی پرتقال اورنج (Orange) نامیده می شود که برگرفته از همان نام نارنج در فارسی یا نارنگ در سانسکریت است."

از انگور خُلار شیراز تا شراب ناب کالیفرنیا

علاقه به کشف تاریخچه غذاها و نوشیدنی‌ها خانم باتمانقلیچ را واداشته که برای نوشتن یکی ازکتابهایش جاده ابریشم را از چین تا اروپا طی کند و تاریخچه شراب و غذای مدیترانه ای را از ایران تا شهر کلیک نپا در ایالت کالیفرنیا که به شرابش معروف است، بررسی کند.
"تا همین ۳۰-۴۰ سال پیش اینجا در واشنگتن یک سبزی فروشی یا میوه فروشی درست و حسابی پیدا نمی شد. آمریکایی ها فرهنگ میوه خوردن؛ سالاد درست کردن و این همه تنوع غذایی را نداشتند. اما چیزی که آمریکایی داشتند و دارند آغوش باز و ذهن پذیرا برای چیزهای جدید است. همین خصلت آمریکایی باعث شد که با ورود مهاجران از کشورهای مختلف، در طی چند دهه گذشته فرهنگ غذایی آمریکا تغییرات فراوانی به خود ببیند."
"حالا شما رد پای ادویه مدیترانه ای را در غذای آمریکایی می بینید. سرآشپزهایی که برخی از آنها از شاگردان من بوده اند، کم کم شروع کرده اند از زغفران و هِل در غذاهایشان استفاده می کنند. کباب نام آشنایی برای آمریکایی‌ها شده و به همان نسبت از الگوهای غذایی ژاپن و چین تاثیر گرفته اند."
عشق روز افزون آمریکایی‌ها به ته دیگنجمیه باتمانقلیچ این روزها بیشتر وقت خود را روی تحقیق درباره انواع نان‌های ایرانی گذاشته است. بنابر دعوت دانشگاه‌های آمریکایی، گهگاهی هم برای ایراد سخنرانی یا برگزاری کارگاه های آموزشی به ایالت های مختلف سفر می کند. او برخی یکشنبه‌ها کلاسی با ظرفیت محدود در خانه‌اش که در محله جُرج تاون واشنگتن است، برگزار می کند که اغلب دانشجویان آن آمریکایی‌های بزرگسال هستند.
"بیشترین چیزی که آمریکایی‌ها از من طریقه پخت اش را می پرسند، ته‌دیگ است. خیلی از آنها استادان بازنشسته دانشگاه یا افراد تحصیلکرده ای هستند که نه برای راه انداختن رستوران و تدریس، بلکه از روی علاقه به فرهنگ ایران و غذای ایرانی به کلاس‌های من می آیند و خب تقریبا همه آنها عاشق ته دیگ هستند."
"من خودم را مامور می دانم که آشپزی ایرانی را که یک چیز خوب فرهنگ ماست به جامعه غرب معرفی کنم که ایران با گلاب، زعفران، پرتقال و انار و پسته بیشتر تداعی شود تا جنبه های منفی که در اطرافم می بینم."

۱۳۹۲ فروردین ۲۲, پنجشنبه

برای عرض ادب به خانواده یک شهید سبز

ایران من :در روز روشن یک جوان 22ساله مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و هیچکس هم صدایش را در نمی آورد! واقعا چـــرا؟!.
.
.
مراســـــــم ختم جوان سبز دیگر برگزار شد
مراسم ختم مرحوم حسن میرزاخان، از آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات 88 که پس از چهار سال رنج و سختی، جان خود را از دست داد، عصر امروز پنجشنبه از ساعت 14 الی 15:30 در مسجد نور واقع در میدان فاطمی تهران برگزار شد.
«حسن میرزاخان» که در زمان فوت تنها ۲۶ سال داشت، از آسیب دیدگان قطع نخاعی بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که در روز ۲۶ خرداد ۸۸ در میدان ونک در اثر اصابت گلوله شلیک شده توسط فردی نامعلوم از پشت به مهره کمرش در محل ستون فقرات، قطع نخاع شد.
وی در اثر عوارض بعد از این حادثه، پس از تحمل نزدیک به ۴ سال رنج و سختی، جان باخت و روز سه شنبه در قطعه ۵۰ بهشت زهرا که از قطعه های متعلق به شهدا و در اختیار بنیاد شهید است، به خاک سپرده شد.
بنیاد شهید و امور ایثارگران برای این آسیب دیده حوادث سال ۸۸ کارت جانبازی صادر کرده بود و پس از درگذشت وی نیز قبری را در قطعه شهدا به وی اختصاص داد.
اما جالب آن که هم سایت هایی چون تسنیم و رجانیوز هم خبر درگذشت حسن میرزاخان را با عنوان منتشر کردند و او را «جانباز فتنه ۸۸» نامیدند!

روحـــــــــش شــــاد

۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

ایران من به سوگ نشست

قسمتی از تنم ، وطنم ....

امروز لرزید ....
قسمتی از دلم ....
ایرانم.... بوشهر ...

خدایا ...!
آرامتر ...!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!

به هموطنان بوشهری که عزیزانشان را در این زلزله دلخراش از دست داده اند تسلیت میگویم . 





۱۳۹۲ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

کنفرانس برلین وارد سیزدهمین سالگرد خود شد

ایران من : در آستانه سالگرد کنفرانس برلین هستیم. روزهای 7- 9 آوریل سال 2000 بنیاد هاینریش بول با همکاری دولت سوسیال دموکرات وسبز آلمان( شرودر و فیشر)، اقدام به برگزاری کنفرانسی با عنوان " ایران بعد از انتخابات پارلمانی " نمود. هدف اصلی این کنفرانس حمایت رسمی و علنی از جنبش اصلاح طلبی حکومتی، خارج کردن رژیم از انزوای سیاسی و کسب مشروعیت برای جمهوری اسلامی بود. دولت خاتمی تعدادی پاسدار نویسند، مامور اطلاعاتی و امنیتی، فرماندهان سابق سپاه پاسداران، آخوند مجلسی را در معیت طیف ملی- مذهبی های هوادار داخلی و خارجی حکومت را برای دفاع از حکومت و اصلاحات روانه برلین کرده بود.قرار بود اینها تصویری از جمهوری اسلامی اصلاح شده به جهانیان داده، برای رژیم صد هزار اعدام آبرو خریده وهواداران خارجی حکومت را در دفاع از پروژه اصلاحات رژیم، پشت سر حکومت بخط نمایند.

بر خلاف تقلاها و تلاش های وسیع جمهوری اسلامی و دولت آلمان، مخالفان و سرنگونی طلبان جمهوری اسلامی، ودر راس همه آنها حزب کمونیست کارگری، اعتراض و مبارزه گسترده برعلیه این سیاست دولت آلمان و جمهوری اسلامی در دستور گذاشتند. روزهای برگزاری کنفرانس سالن اصلی برگزاری کنفرانس محل اعتراض و افشاگری مخالفان برعلیه شرکت کنند گان در کنفرانس و جمهوری اسلامی تبدیل شد.
صدها مخالف جمهوری اسلامی یک صدا اعلام کردند که جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست. حکومت سرکوب و اعدام و نمایندگانشان که در این کنفرانس شرکت کرده اند، خود بخشا از دست اندکاران سرکوب های جمهوری اسلامی بوده اند. اعتراضات دردرون سالن اوج میگیرد. در ادامه اعتراضات مخالفان عناصری چون اکبر گنجی، علی افشاری، علیرضا علوی تبار، حمید رضا جلالی پور، که ازاعتراضات و شعاردادنهای مخالفان برآشفته شده بودن، شروع به عربده کشی برعلیه اپوزیسیون مخالف رژیم و دفاع از کلیت جمهوری اسلامی کردند. در نتیجه اعتراضات مخالفان، بویژه حزب کمونیست کارگری، برگزار کنندگان کنفرانس مجبور شدند پشت تریبون آمده و رسما اعلام نمایند که کنفرانس به " دلیل وضعیت پیش آمده " قادر به ادامه کارش نیست.

این یعنی شکست کنفرانس برلین. با اعلام این خبر طنین شعارهای مرگ بر جمهوری اسلامی در سالن بالا گرفت. برگزارکنندگان با عجله سخنرانان جمهوری اسلامی را از درهای خروج اضطرای سالن کنفرانس خارج کردند. کنفرانس برلین شکست خورد وبا این شکست کل پروژه اصلاح طلبی حکومت به عنوان راه نجات رژیم در سراشیبی سقوطش افتاد.کنفرانس برلین راه نشان داد. تنها راه گسترش مبارزه و اعتراض برای به زیر کشیدن کلیت نظام جمهوری اسلامی می باشد. فیلم و البته روایت جمهوری اسلامی از این کنفرانس در پربیننده ترین ساعت برنامه صدا و سیما چندین بار پخش گردید. در باره کنفرانس برلین دهها مقاله و مطلب نوشته شده است. بیش از 8 ساعت فیلم و گزارش تهیه و پخش شده است. اینجا دومطلب و مصاحبه با منصور حکمت در باره کنفرانس برلین به همراه لینک فیلم ها و مطالب برای اطلاع خوانندگان آورده میشود.
لینک ها انتهای مطلب ضمیمه می باشد.

9 آوریل 2013

منصور حکمت
------------------------------------------------
فیلم های کنفرانس برلین را زیر این لینک ها میشود دید

دانشنامه ویکی پدیا و کنفرانس برلین

در باره کنفرانس برلین در گوگل بخوانید

قصاب و سگ باهوش....

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. 
قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه را گرفت و رفت. قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. 
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. 

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد. قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. 
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش. 
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. 
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. 
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.

پائولو کوئلیو

نتیجه اخلاقی: اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.

۱۳۹۲ فروردین ۱۸, یکشنبه

رضا اکوانیان، وبلاگ نویس و شاعر بازداشت شده است , Reza Ekvanian, blogger and poet, has been arrested

ایران منرضا اکوانیان، وبلاگ نویس، شاعر، نویسنده و فعال حقوق بشر روز یک شنبه چهارم فروردین، حدود ساعت ۳ نیمه شب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، اکوانیان پس از دو هفته بی‌ خبری مطلق سرانجام دیروز شنبه ۱۷ فروردین موفق به ملاقات با خانواده شده و بنا به اظهارات خانواده ایشان در این مدت زیر فشار شدید جسمی‌ به منظور اعتراف قرار گرفته به گونه‌ای که آثار کبودی و ضرب و شتم بر روی بدن ایشان قابل مشاهده بوده است.
رضا اکوانیان، نویسنده وبلاگ «سالهای خوب سگی‌»، پیش‌تر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ نیز توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به اتهام «توهین به رییس جمهوری و رهبر در وبلاگ»، «شرکت در تجمعات اعتراضی تهران» ‌ و «ارتباط با بیگانگان از طریق ارسال اخبار و گزارشات» از طرف قاضی طهماسبی رئیس شعبه یکم دادگاه انقلاب یاسوج به یک سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.


کمیته گزارشگران حقوق بشر


۱۳۹۲ فروردین ۱۵, پنجشنبه

آماری تفصیلی مجازات اعدام در ایران در سال ۱۳۹۱


ایرانِ من گزارشی از دویچه ولهپنجمین گزارش "سازمان حقوق بشر ایران" با ذکر دستکم ۵۸۰ مورد اعدام در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. طبق این گزارش، ۶۰ درصد اعدام‌ها در ملاءعام انجام شده‌اند و در بیش از ۱۵ زندان ایران اعدام‌های اعلام نشده و مخفی صورت گرفته‌اند.
سازمان حقوق بشر ایران پنجمین گزارش سالانه خود را با تاکید بر این نکته منتشر کرده که به دلیل سرکوب مدنی، نبود آزادی مطبوعات و فقدان شفافیت نظام قضایی ایران، امکان ثبت کلیه موارد اعدام در این کشور میسر نیست.
در این گزارش آمده که آمار اعدام در سال ۲۰۱۲ با در نظرگرفتن احتمال وجود تعداد زیادی اعدام مخفیانه، جزو بالاترین میزان اعدام سالانه در ۱۵ سال گذشته است. دستکم ۵۸۰ نفر در این سال اعدام شده‌اند که ۷۶ درصد آنان به ارتکاب جرایم مربوط به قاچاق مواد مخدر متهم بوده‌اند. ۲۹۴ مورد از اعدام‌ها توسط منابع رسمی گزارش شده و باقی مربوط به گزارش منابع غیررسمی هستند.
در این گزارش، تنها ۸۵ مورد از ۳۲۵ مورد اعدام مخفی زندان وکیل آباد لحاظ شده است. بر این اساس ۶۰ درصد از کل اعدام‌های سال گذشته در ایران در ملاءعام اجرا شده‌‌اند و یک‌سوم قربانیان آن مرتبط با قاچاق مواد مخدر بوده‌اند. در گزارش تاکید شده که تعداد اعدام‌ها به‌خصوص اعدام ‌در ملاءعام پس از اعتراضات سال ۲۰۰۹ به صورت چشمگیری افزایش یافته و به نسبت پیش از آن شش برابر شده‌اند.
سازمان یاد شده اعلام کرده که دستکم ۹ زن، ۲۷ شهروند افغان و یک شهروند پاکستانی در سال ۲۰۱۲ در ایران اعدام شده‌اند. اعدام یک مرد جوان "به سبک طالبان" در استادیوم فوتبال سبزوار و اعدام دو مرد جوان به جرم زورگیری و قطع انگشتان یک مرد در شیراز از نمونه‌هایی هستند که این سازمان آنها را شیوه‌های جدید ارعاب خوانده است. 

مواد مخدر در ردیف اول جرایم
سازمان حقوق بشر ایران یادآوری کرده که قسمت اعظم اعدام‌ها در جمهوری اسلامی مجازات جرایم مرتبط با مواد مخدر هستند، اما به دلیل محرومیت این محکومان از پوشش خبرهای بین‌المللی و نبود کارزاری برای نجات جان‌شان، مورد توجه قرارنمی‌گیرند و هویت بسیاری از آنها فاش نمی‌شود.
در گزارش این سازمان از افزایش اعدام زندانیان وابسته به اقلیت‌های قومی، خصوصا زندانیان عرب، بلوچ و کرد ابراز نگرانی شده است. در سال ۲۰۱۲ چهار فعال عرب اهوازی به دار آویخته شدند. پنج نفر دیگر نیز به اتهام "محاربه" در معرض اعدام قرار دارند. نام این متهمان محمد علی عموری‌نژاد، هاشم شعبانی، هادی راشدی، مختار آلبوشوکه و جابر آلبوشوکه است. شش زندانی کرد سنی در دسامبر ۲۰۱۲ در زندان قزلحصار کرج اعدام شدند و دو زندانی  کرد دیگر به نام‌های زانیار و لقمان مرادی در صف اعدام قرار دارند.
در نمودار ترسیم شده توسط سازمان حقوق بشر ایران دیده می‌شود که جرایم مرتبط با مواد مخدر و پس از آن جرایمی چون تجاوز، قتل، محاربه و سرقت مسلحانه بیشترین میزان مجازات را در سال ۲۰۱۲ داشته‌اند.
این سازمان به شکنجه، اعتراف اجباری و برگزاری دادگاه‌های "ناعادلانه" در رابطه با اعدام‌های مربوط به مواد مخدر اشاره کرده و می‌نویسد که بیشتر محکومان جرایم مواد مخدر، متعلق به طبقات پایین اقتصادی-اجتماعی ایران هستند.
پراکندگی جغرافیایی اعدام‌های رسمی و مخفیانه
به نوشته سازمان حقوق بشر ایران، استان فارس بعد از تهران و کرج بالاترین امار اعدام‌های رسمی را دارد. زندان ارومیه پس از تهران و کرج و زندان وکیل‌آباد مشهد بالاترین آمار اعدام‌های گزارش‌نشده را داراست. بیش از نیمی از اعدام‌های یزد و سیستان-بلوچستان و تمامی اعدام‌های استان گیلان به صورت مخفی بوده و از طریق رسانه‌ها اعلام نشده‌اند. بسیاری از زندانیان بلوچ در دیگر زندان‌های ایران اعدام شده‌اند.
این سازمان می‌‌گوید که استان‌های تهران، کرج و خراسان رضوی با ۶۵ مورد بالاترین میزان اعدام در سال گذشته را داشته‌اند. بر این اساس، آمار اعدام‌های مخفی یا اعلام‌نشده در تهران و کرج ۱۱۴ مورد یعنی تقریبا ۱۷۵ درصد از اعدام‌های رسمی و گزارش‌شده بیشتر است.
 این سازمان می‌گوید در حال بررسی گزارشی از ۲۴۰ اعدام دیگر در زندان وکیل‌آباد است که در گزارش اخیر محاسبه نشده‌اند. بنا بر گزارش یادشده، از ۹۵ اعدام مخفی استان خراسان رضوی، ۸۵ مورد در زندان وکیل ‌آباد مشهد انجام شده و ۱۰ مورد دیگر مربوط به زندان تایباد هستند.

سنگسار احتمالی چهار زن
در بخشی از گزارش سازمان حقوق بشر ایران به نقل از وب‌سایت "ملی مذهبی" به سنگسار احتمالی چهار زن و انتقال اجساد آنها به پزشک قانونی تهران اشاره شده است. در گزارش آمده که منبع تماس این سازمان، با اطمینان مرگ این چهار زن را ناشی از سنگسار و دخالت قوه قضاییه می‌دانست، اما پزشک قانونی این ادعا را رد کرد. جرایم این چهار زن در پرونده آنها، "مشارکت در رفتارهای غیراخلاقی جنسی و سوءمصرف مواد مخدر" عنوان شده بود.
 در گزارش قید شده که به علت مسائل امنیتی امکان دسترسی به جزییات بیشتر این پرونده نیست اما موضوع در دست بررسی و پیگیری است. این سازمان هم‌چنین تاکید کرده که مقامات ایرانی به دلیل حساسیت افکار عمومی جهان نسبت به اعدام زنان، تنها نام سه زن زندانی را به طور رسمی در فهرست اعدام‌شدگان ثبت کرده‌اند. آمار این سازمان از اعدام زنان در سال گذشته ۹ نفر است که از منابع موثق و غیررسمی کسب شده‌اند.
لزوم دخالت سازمان ملل
سازمان حقوق بشر ایران با اتکاء به گزارش‌های تایید نشده، از خطر اجرای حکم اعدام در مورد دستکم ۳۰۰۰ نفر در زندان وکیل‌آباد مشهد نوشته و از سازمان ملل خواسته که یک کمیته حقیقت‌یاب برای پیگیری درستی چنین اخباری به ایران بفرستد.
منابع این سازمان گفته‌اند که در حال حاضر قریب به ۲۰ هزار زندانی در وکیل‌آباد محبوس هستند که به دلیل کمبود جا مجبورند روی پله‌ها و در راهروها بخوابند. آمار زندانیان سال ۲۰۱۱ در این زندان ۱۳۰۰۰ هزار نفر بوده در حالی که گنجایش این زندان ۳۰۰۰ نفر است.
این سازمان در پایان گزارش سالانه خود از جمله خواستار تمدید ماموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، پایان فوری تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی، تامین دادگاه‌های عادلانه و پیوستن ایران به عهدنامه تعلیق مجازات اعدام شده است؛ از کشورهای کمک‌کننده به "برنامه پیکار جهانی با مواد مخدر" نیز خواسته شده که همکاری و کمک مالی خود به ایران را مشروط به تعلیق مجازات مرگ مرتبط با قاچاق مواد مخدر سازند. 
سازمان حقوق بشر ایران یک سازمان غیرانتفاعی با اعضای داخل و خارج از ایران است که به عنوان یک سازمان بین‌المللی در نروژ ثبت شده است. این سازمان که از سال ۲۰۰۵ کار خود را آغاز کرده، دو دفتر محلی در نروژ و ایتالیا دارد و بخش کمپین اینترنتی آن در کانادا مستقر است.

۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه

۱۳۹۲ فروردین ۱۲, دوشنبه

گرم کردن تَنور انتخابات سال ۹۲ به مَعنای پایمال نمودن خونِ جانباختگانِ راه آزادی است

- اصلاح طلبان؛ این قومِ خیانت پیشه:
به راستی هَر چقدر از خیانت پیشگی و دشمنی اصلاح طلبان با ملت ایران سخن بگوییم، باز هم کَم خواهد بود و نخواهیم توانست آنطور که باید و شاید، نقاب از چهره زشت و وقیح اصلاح طلبان بر داریم؛ بدون کمترین شک و تردیدی، اصلاح طلبی، پوچ ترین و بی محتواترین حزبی است که در تمامی طولِ تاریخ ایران دیده شده و ساختارِ این جبهه همیشه بازنده سیاسی، از اساس ویران است و بَر جهل و دروغ و فریب بنیان نهاده شده است.
دنباله روان این حزب با اعتقاد قلبی راسخ به آرمان های طلایی امام راحل شان و همچنین با ایمان و باور کامل به اساس و بنیان جمهوری اسلامی و اصلِ ولایت فقیه، تنها و تنها با دولت وقت مشکل دارند و همه خواسته شان با بَر سر سفره نشستن خود و دوستان شان و افتادن قدرت به دست اصلاح طلبان، خلاصه می شود.
هر گونه شرکت و همکاری در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، به معنای پا گذاشتن روی خونِ پاک ریخته شده ندا و دیگر جانباختگان راه آزادی است.
این دسته کوران، نه به دنبال دموکراسی اَند و نه موافق جدایی دین از سیاست، نه خواهانِ مردم سالاری و رسیدگی و حل مشکلات معیشتی ملت ایران اَند و نه مخالف نقض گسترده حقوق بشر توسط حکومت اسلامی در ایران زمین؛ این جماعت نان به نرخ روز خور، ریا کار و دروغگو، با شعارهای پوپولیسمی، همواره بر موج اعتراضات مردمی سوار شده، قدرت به دست گرفته و سپس به ملت درمانده ایران زمین پشت کرده اند.
در کارنامه سیاه و خونبار این حزب فرومایگان، کمترین نشانی از کوچکترین خدمتی به مردم ایران دیده نمی شود و هر چه بوده و هر چه هست، تلاش برای حفظ پایه های ویران شده نهادِ حکومت اسلامی و افزایش طولِ عمر ننگین رژیم می باشد و سردمداران و دنباله روانِ این حزب، همواره حقوق ملت ستمدیده ایران را پایمال کرده و بر روی خون های به نا حق ریخته شده ایرانیان، دست در دست سید علی خامنه ای، قدم زده اند.

مروری بر انتخابات سال ۸۸ و خیانت اصلاح طلبان:

در خرداد ماه سالِ ۸۸ و پس از کودتایِ رژیم و تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری، مردم ناراضی و معترض ایران زمین با جمعیت میلیونی، به خیابان ها آمده و فریاد عدالت خواهی و حق طلبی سَر دادند؛ میلیون ها نفر از حوانان دلاور ایرانی با مشت هایی گره کرده، خشمی که سال هایِ سال فرو داده بودند را قِی نموده و خواستارِ سرنگونی سید علی خامنه ای شدند.
شعارهایِ مردمی که از تظاهرات های شلوغ آن روزها موجود است خود مُهر تأییدی بر سخنان نگارنده است؛ مردم شعار “مرگ بر اصلِ ولایت فقیه” سر داده بودند و فریاد آزادی خواهی ملت شریف ایران، کاخ دیکتاتورِ پاستور نشین را به لرزه درآورده بود. در روزهایی همچون عاشورایِ سال ۸۸، حکومت به طور کامل کنترل شهر تهران را از دست داده بود و همگان گمان می کردند که روزهایِ پایانی دیکتاتور ایران سَر رسیده است.
اصلاح طلبان موفق شدند تا این جمعیت عظیم را با سلام و صلوات راهی خانه های شان کرده و ولی فقیه شان را از نگرانی نجات دهند؛ واژه خیانت پیش اصلاح طلبان شرم می کند!
اما درست به هنگامی که دیکتاتور در حال سقوط بود، دقیقن زمانی که شیشه عمر رژیم در حال شکستن و خرد شدن بود، شوالیه هایِ یابو سوارِ رژیم با شال های سبز به گردن آویخته، مردم را دلسرد و راهی خانه ها نمودند؛ اصلاح طلبان جمعیت انبوهی را که برای سرنگون کردن رژیم به خیابان ها ریخته بودند را با راهنمایی غلط و پیشنهاد هایی پوشالی و رهبری ضعیف و نقشه هایی اسفبار، راهی خانه های شان کردند و آرامش را به رهبر تروریست شان هدیه نمودند.
اصلاح طلبان بدین خیانت نیز بسنده نکردند و پس از دلسرد نمودن جمعیت انبوه، با طرح سه شنبه های اعتراض وارد میدان شدند و هر سه شنبه، با برنامه ای از پیش تعیین شده، بسیاری از مردمان دلاور را به دامِ مأموران رژیم و نیروهای امنیتی حکومت انداختند و موجب دستگیری فله ای آزادی خواهان گشتند و هنگامی که خیال شان از نبودِ معترضی در میان مردمان راحت شد، دست از سر ملت ایران، آن هم فقط برای مدتی برداشتند.

- خاتمی؛ رویاهِ مکارِ و شومَنی بی اخلاق:

خاتمی در چند سالِ گذشته چهره راستین منفور خود را به نمایش گذاشته و با کردارهایِ پست و وقیحانه اش، زشتی و بد سیرتی را به حد اعلا رسانده و به راستی که احمدی نژاد با تمامی بی شرفی و جنایتکاری اش، در برابر این آخوند فرمایه صاحب شرف و آبرو است!
خاتمی نه تَنها در کمالِ وقاحت و بی آبرویی برنامه معذرت خواهی مردم و رهبری از یکدیگر را طراحی نمود، بلکه با شرکت کردن در انتخاباتِ مجلس که حتی خود اصلاح طلبان نیز در ظاهر آن را تحریم کرده بودند، بی شرفی و بی اخلاقی را از حد گذراند و میخی بر تابوتِ روانِ پندار اصلاح طلبی زد.
ایشان در روز دوازدهم اسفندماه، روز انتخابات مجلس نُهم که تمامی ملت ایران و فعالین سیاسی و نویسندگان و فعالین مجازی، تصمیم به تحریم انتخابات گرفته بودند و پیشنهاد جبس خانگی مردم را داده بودند؛ عبای شکلانی اش را دور خود پیچاند و از خانه اش خارج گشت و به پای صندوق های رأی رفت تا از دوست و هم پیاله جنایت کار و خائنش، هاشمی رفسنجانی عقب نیافتاده باشد.
محمد خاتمی؛ آخوندی روی تمامی بی شرفان و بی اخلاق های تاریخ سیاست جهان را سپید کرده است!
این در حالی است که خاتمی شرط گذاشته بود که در صورت عدم آزادی زندانیان سیاسی – عقیدتی و شکسته نشدن حصر موسوی و کروبی، هرگز در انتخابات شرکت نخواهد کرد.! به راستی باید اعراف کرد که خاتمی، یک آخوند به معنای واقعی کلمه است و از تمامی صفات آخوندی، از قبیل پُر رویی، بی شرمی، عوام فریبی، دروغگویی، ریاکاری، پول دوستی، ضد مردم و ضد ایران بودن، و همچنین بی شرافتی و بی آبرویی، برخوردار می باشد.
اکنون که بُت اصلاح طلبان اینگونه ماهیت راستین خود را نشان مردم ایران داده اند، و از خواسته ها و باورهای واقعی خود پرده برداشته و به عنوان یک سرباز ولایت، قد علم کرده است؛ بدون شک اصلاحات و اصلاح طلبان در پیشگاه ملت ایران از کمترین جایگاه و ارزشی برخوردار نیستند و خاتمی با دستان خود، جنبش سخیف اصلاحات را در گورستان تاریخ و در قطعه میهن فروشان، به خاک سپرد.

- گرم کردن تنور انتخابات عین خیانت به ملت ایران است:

داغ کردن تنور انتخابات و همکاری با رژیم عین خیانت و نادیده گرفتن خون های ریخته شده جوانان این سرزمین است.
سید علی خامنه ای، رهبر خودکامه حکومت خونخوار اسلامی، در یکی از سخنرانی های خود، در رابطه با انتخابات چنین گفته است: “به نظر من مسئله ی اول در انتخابات، مسئله انتخاب این شخص یا آن شخص نیست؛ مسئله ی اول، مسئله ی حضور شما مردم است.
حضور شماست که نظام را تحکیم میکند، پایه های نظام را مستحکم میکند، آبروی ملت ایران را زیاد میکند، استقامت کشور را در مقابل دشمنی ها زیاد میکند و دشمن را از طمع ورزیدن به کشور و از فکر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف میکند. این یک مسئله ی بسیار مهم است.”
بنا بر گفته سید علی خامنه ای، هر آنکس که خواستار استحکام پایه های این نظام ضد انسانی و پا بر جایی این رژیم ضد مردمی و خونخوار می باشد، در هر انتخابات حکومت اسلامی شرکت خواهد کرد و رأی خواهد داد و با حضورش به دیکتاتوری ولایت فقیه، مشروعیت خواهد بخشید.
بنابراین هر فردی که در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت کند و رأی دهد و حتی کسانی که تنور انتخابات را با بیانیه های شان داغ می کنند؛ بدون شک دشمن ملت ایران و خائن به آرمان های آزادی خواهانه ایرانیان و یکایک کسانی است که در طی این سه دهه ننگین، جان خود را در راه آزادی ایران زمین از دست داده اند و یا هم اکنون در گوشه زندان ها و تحت بد ترین شکنجه ها به سر می برند.
زمانی که رأی دادن در انتخابات نمایشی کشوری به معنای احترام گذاشتن و اعتبار قائل شدن برای حاکمیت ضد انسانی آن سرزمین باشد و هر رأیی که به صندوق ریخته می شود و هر فردی که در صف رأی گیری می ایستد، به معنای مشروعیت بیشتر داشتن و مورد قبول بودن آن نظام دیکتاتوری در میان شهروندان آن جامعه باشد، وظیفه ملی هر شهروند آن است که در روز انتصابات دولتی، خود را در خانه خود حبس کرده و قدم در خیابان ها نگذارد تا مشتی محکم بر دهان دیکتاتور و دوستدارانش کوبیده باشد و با خالی کردن خیابان ها، نظام جنابتکار را زیر سوال برده و در نزد جهانیان بی آبرو سازد.