۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه



صبح امروز، شنبه، دکتر مسعود پدرام، نویسنده و فعال ملی – مذهبی بازداشت شد.
به گزارش خبرهای رسیده به کلمه، مسعود پدرام، دانش آموخته ی ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر اجتماعی توسط دائره اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی تهران، بازداشت شد.
پدرام، عضو شورای فعالان ملی مذهبی ایران، در جریان بازداشت فله ای نیروهای ملی مذهبی در اسفندماه ۱۳۷۹، بیش از ۳ ماه در سلول های انفرادی بازداشتگاه عشرت آباد سپاه پاسداران بود. وی بعد از ۵ ماه حبس، به قید وثیقه آزاد شد. پرونده وی همچون پرونده دیگر فعالان ملی مذهبی از آن هنگام تاکنون، در دادگاه تجدیدنظر مفتوح بوده است.
وی در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد در سال ۱۳۸۱ به ۴ سال زندان و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود.
این حکم در دادگاه تجدیدنظر متوقف ماند؛ و نتیجه ی این دادگاه هیچ گاه به پدرام و دیگر متهمان پرونده (ازجمله مرحوم مهندس عزت الله سحابی، زنده یاد هدی صابر، حبیب الله پیمان، محمد ملکی، محمد بسته نگار، رضا رییس طوسی و حسین رفیعی) اعلام نشد.
این پرونده ۱۵ متهم داشت. دکتر علیرضا رجایی، یکی دیگر از متهمان این پرونده نیز شش ماه پیش بازداشت شد و هم اینک در بند ۳۵۰ اوین محبوس است.
مسعود پدرام، نویسنده و پژوهشگر سیاسی حامی جنبش سبز، در ماه های اخیر، مورد احضار و تهدید مکرر نهادهای امنیتی قرار گرفته بود، تا این که امروز شنبه بازداشت و به اوین منتقل شد.
در لیست آثار این نویسنده کتاب هایی چون: «روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب» و «سپهر عمومی روایتی دیگر از سیاست: نظریات آرنت و هابرماس» و مترجم کتاب «زندگی و زمانه دموکراسی لیبرال» به چشم میخورد. از وی مقالات متعددی در نشریات داخلی کشور در تبیین آراء یورگن هابرماس و هانا آرنت و مفهوم «سپهر عمومی» منتشر شده است.

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

اردشیر امیرارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، در نامه‌ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد، به اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخته و خواستار پیگیری جدی آنها شده است.
او در این نامه به احضار فعالان سیاسی و مدنی از جمله امضاکنندگان نامه ۱۴۳ فعال سیاسی به خاتمی درباره انتخابات، بازداشت محمد توسلی، علی رشیدی و آریا آرام‌نژاد، جلوگیری از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت و موارد دیگر اشاره کرده است.
متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، به همراه ترجمه عربی و انگلیسی آن به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضع حقوق بشر ایران
با سلام و احترام
نقض حقوق اساسی شهروندان ایران، به‌ویژه معترضان سیاسی همچنان ادامه دارد. در جدیدترین موارد، در پی انتشار نامهای سرگشاده توسط ۱۴۳ فعال سیاسی و کنشگر مدنی خطاب به آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران، در روزهای گذشته جمعی از امضاکنندگان این نامه توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی احضار شده، مورد بازجویی خشن و تهدید قرار گرفته‌اند. از احضارشدگان خواسته شده که امضای خود را پس بگیرند، محتوای این نامه را تکذیب کنند، و از فعالیت سیاسی پرهیز نمایند. درحالی که امضاکنندگان این نامه، تنها خواستار برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه شده، و وضع سیاسی کنونی را فاقد شرایط لازم برای چنین انتخاباتی ارزیابی کرده بودند.
یکی از امضاکنندگان، مهندس محمد توسلی، ۷۳ ساله، مسئول دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، و نخستین شهردار تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ است. آقای توسلی در ۱۲ آبان ۱۳۹۰ به شکل غیرقانونی، و برای چندمین بار در سالهای اخیر بازداشت و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل ۸۱ ساله نهضت آزادی نیز پس از احضار و تهدید، برخلاف تصریحات قانون اساسی، در دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیات منصفه، محاکمه شده است. برخی دیگر از همفکران ایشان نیز احضار و تهدید شده اند؛ از جمله دکتر غفار فرزدی، استاد دانشگاه تبریز که مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته است.
همچنین، جمعی از اعضای شورای فعالان ملی-مذهبی، جبهه مشارکت ایران اسلامی، و دیگر تشکل‌ها و فعالان سیاسی اصلاح طلب و معترض به طرق مختلف در رابطه با نامه به آقای خاتمی و مطالبه‌ی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران مورد تهدید و فشار غیرقانونی نهادهای قضایی و امنیتی قرار گرفته‌اند.
در موردی مشابه، جمعی از اعضای جبهه ملی ایران در پی انتشار بیانیه انتقادی در مورد وضع اقتصادی ایران، احضار و مورد تهدید قرار گرفته و از فعالیت سیاسی تشکیلاتی منع شده‌اند. دکتر علی رشیدی، استاد دانشگاه در همین رابطه بازداشت شده است.
هم‌زمان در روزهای گذشته، آریا آرام‌نژاد، آهنگساز و خواننده‌ی حامی جنبش سبز مردم ایران، با هجوم نیروهای امنیتی بار دیگر در منزل مسکونی‌اش بازداشت شده است.
نقض حقوق بشر در ایران تنها متوجه فعالان سیاسی، کنشگران صنفی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و هنرمندان (به‌ویژه اهالی سینما) نبوده بلکه شامل شهروندان معمولی نیز شده است. چنانکه متاسفانه در رویدادی دیگر، نهادهای حکومتی از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور (مانند اصفهان) جلوگیری کرده و بر نقض حقوق قانونی و شرعی آنان اصرار ورزیده‌اند.
رفتار غیرقانونی با شهروندان عادی، برخورد خشونت‌آمیز با معترضان و منتقدان وضع موجود در ایران و تهدید و منع آنان از فعالیت سیاسی، سرکوب فزاینده‌ای را متوجه جامعه مدنی کرده، و حقوق اساسی کنشگران سیاسی و مدنی، اقلیتهای مذهبی و حتی شهروندان عادی را برخلاف موازین جهانی حقوق بشر، اصول قانون اساسی و دیگر قوانین جمهوری اسلامی نادیده گرفته و نقض نموده است.
این شورا از جنابعالی انتظار دارد به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضع حقوق بشر در ایران، نسبت به پیگیری جدی جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی، توجهات لازم را مبذول فرمایید.
با سپاس
اردشیر امیرارجمند
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید
۹ نوامبر ۲۰۱۱

ترجمه انگلیسی:
In the name of God the Merciful,
Mr. Ahmed Shaheed United Nations Special Rapporteur on Human Rights in Iran,
Greetings,
The systematic violation of the basic human rights of Iranian citizens, and in particular the rights of political activists, continues in Iran. The latest such incident took place after 143 political and civil activists wrote an open letter to the former president of the Islamic Republic of Iran, Seyed Mohammad Khatami.  A number of the aforementioned signatories were summoned by security and intelligence entities within the Islamic Republic and subjected to a violent and threatening interrogation process.  The individuals summoned were told to retract their signatures, to reject the content of the letter and to refrain from engaging in any form of political activity.  This demand was made despite the fact that the signatories had merely requested that free and fair elections be held in Iran and had described the current conditions in the country as not conducive to the achievement of such a goal.
73 year old Mohammad Tavasoli, head of the political office of The Freedom Movement of Iran and the first mayor of Tehran after the victory of the 1978 Islamic Revolution, is one of the signatories of the aforementioned letter. Mr. Tavasoli was illegally arrested on November 9th, 2011 and transferred to solitary confinement at Evin prison.  It is worth mentioning that Mr. Tavasoli has been arrested several times in recent years.  Dr. Ebrahim Yazdi, 81 year old Secretary General of The Freedom Movement of Iran was also summoned, threatened and tried in a court without a jury, in violation of the principles stipulated in Iran’s Constitution.
Furthermore, members of the National Religious Coalition of Iran, the Islamic Iran Participation Front and other reformist political entities and critics of the ruling establishment have been threatened and illegally pressured by judicial and security forces as a result of the open letter addressed to Mr. Khatami requesting free and fair elections in Iran.
In a similar incident, some of the members of The National Front of Iran were summoned, threatened and banned from all organized political activities following the publication of a statement criticizing the economic conditions in Iran.  Dr. Ali Rashidi, a university professor was arrested subsequent to the publication of this critical statement.  Moreover, singer and songwriter Arya Aramnejad, an avid supporter of the people’s Green Movement of Iran was also arrested a few days ago after his house was raided by security forces.
Human rights violations in Iran are not just committed against political and civil activists, journalists, writers and artists (particularly local actors), but also committed against ordinary citizens. Iranians of Sunni faith, in major cities across Iran [such as Esfahan] for example,  have been denied their legal and religious rights and have been prevented from celebrating Eide Ghorban [the Festival of Sacrifice], an important religious Sunni tradition.
The illegal treatment of ordinary citizens, the violent confrontation of opponents of the ruling establishment and the critics of the current conditions in Iran, coupled with the banning of citizens from political activities, has led to the extreme repression of the Iranian society. As a result we have witnessed the systematic violation of international human rights norms and principles and the violation of the constitution and the laws of the Islamic Republic of Iran when it comes to political and civil activists, religious minorities and even ordinary citizens in Iran.
In your capacity as United Nations Special Rapporteur on Human Rights in Iran, the Coordination Council for the Green Path of Hope, therefore requests your immediate pursuit of, and special attention to, the latest incidents of human rights violations committed by the Islamic Republic of Iran.
Thanking you in advance for your support.
Yours respectfully,
Ardeshir Amir Arjomand
Spokesperson for the Coordination Council for the Green Path of Hope
November 9th, 2011

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه


محکومیت قطعی مهران فرجی به شش ماه حبس تعزیری

مهران فرجی، روزنامه نگار، به یک سال حبس محکوم شد که شش ماه از آن به حال تعلیق درآمده است.
به گزارش سحام نیوز،‌ شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر مهران فرجی، خبرنگار گروه اجتماعی روزنامه شرق را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی (که برای مدت ۵ سال تعلیق شده) محکوم کرده است. او از سوی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
آقای فرجی هجدهم آذر سال گذشته در حالی که برای بازدید خانواده اش به قزوین رفته بود، از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. وی پس از تحمل دو ماه بازداشت در سلول انفرادی، با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شد.
حکم صادر شده برای مهران فرجی، قطعی است و برای اجرای شش ماه حبس تعزیری به دایره اجرای احکام زندان اوین ارسال شده است.
فرجی، سابقه همکاری با روزنامه‌های همشهری، اعتماد ملی، کارگزاران و همچنین خبرگزاری ایلنا را دارد و در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ستاد مهدی کروبی، نامزد اصلاح‌طلب فعالیت می‌کرد.
شش ماه حبس تعزیری

۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

مصطفی مقیسه
، پسر محمدرضا مقیسه در سالن ملاقات مورد ضرب و شتم سربازان زندان اوین قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار کلمه، صبح امروز و در حالی که خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در سالن انتظار برای ملاقات با زندانیان خود بودند، دو تن از سربازان حراست سالن یکی از پسران محمدرضا مقیسه روزنامه نگار منتقد و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
به گفته ی شاهدان در این سالن یکی از ماموران که گاهی روزهای دوشنبه در محل ملاقات حاضر می شود بعد از مکالمه ی توهین آمیز کوتاهی با مصطفی مقیسه که پس از سوال های این جوان برای نحوه ی پر کردن کارت ملاقات بوده است با وی درگیر شده است.
بر اساس این گزارش پس از چند دقیقه دو سرباز به مصطفی مقیسه حمله کرده و به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند به طوری که لباس های وی پاره شده و ظاهر نامناسبی پیدا کرده است.
به گفته ی خانواده های زندانیان سیاسی این ضرب و شتم و برخورد غیر انسانی در مقابل ده ها خانواده و فرزندان آن ها صورت گرفته است. تا آنجا که کودکان حاضر در سالن به شدت ترسیده و فضای استرس و التهاب در بین خانواده ها شدت گرفته است.
بر اساس خبرهای رسیده به کلمه دو سربازی که مصطفی مقیسه را مورد ضرب و شتم قرار داده اند سهرابی و میراسماعیلی نام دارند اما یکی از شاهدان این صحنه معتقد بود ماموری که در ابتدا باعث بحث و درگیری شد در گذشته نیز خانواده ها را مورد آزار و فشار روانی قرار می داده تا انجا که چند ماه پیش پس از اعتراض کلامی و ملایم یکی از خانواده ها به برخوردهای توهین آمیز وی، شناسنامه های آنان را گرفته و دستور لغو ملاقات را به طور غیر قانونی صادر کرده است.
به گفته ی یکی دیگر از خانواده ها رفتارهای توهین آمیز با خانواده های زندانیان سیاسی آنقدر شدت گرفته که برخی مسئولان و ماموران سالن ملاقات اوین که رفتار متفاوت تری نسبت به این عده ی معدود دارند بارها در مواجه با خانواده ها اظهار شرمندگی و طلب بخشش می کنند.
محمدرضا مقیسه، روزنامه‌نگار و سردبیر مجله بیست ساله‌ها و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات است.
وی مهرماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام فعالیت در کمیته بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب استان تهران به ۶ سال زندان محکوم شد.


کلمه-گروه سیاسی
«سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
»
این سخنان میرحسین موسوی در اولین آبان پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری است. او با یادآوری رشادت دانشجویان خط امام، تبعید امام خمینی و روز دانش آموز، این روز را “سبزترین” روز سال می داند و بر این باور است که:‌
مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
میردر بند خیلی پیشتر پیش بینی اوضاعی را کرده بود که دولتمردان با خیره سری و نادیده گرفتن منافع و امنیت ملی، کشورهای دیگر را برای تعدی به سرزمینمان بسیج کنند.
آنجا که با انذار از افراط بشارت داده بود:
مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
اینک همزمان با سالروز سیزدهم آبان، سوء سیاستهای دولتمردانی که منافع خود را بر منافع عالی کشور و مردم ترجیح می دهند کشور را با بحران های امنیتی مواجه کرده است. 

بر دولتمردان مدعی است تا آتش  فتنه های خودساخته را با بها دادن به حق حاکمیت مردم و ایجاد اعتماد عمومی با آزادی تمام زندانیان سیاسی و رفع حصر از  دلسوزان کشور خاموش کنند و بیش از این اجازه ندهند، اقتدارطلبی و تک تازی های آنان بیش از این کیان امنیت ملی کشور را با خطر رو به رو کند که  تنها راه باقی مانده بازگشت ب سخن نخست وزیر دوران  دفاع مقدس است که “مردم ولی نعمتان ما هستند” و بدانند که ” سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. ”
در آستانه هشتمین ماه زندان خانگی همراهان جنبش سبز، بیانیه شماره چهارده میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۳ آبان را بازخوانی می کنیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.
البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.
میر حسین موسوی

۱۳۹۰ مهر ۲۳, شنبه


۱۴۳ فعال سیاسی با نگارش نامه ای به سید محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان با اشاره به این که با گذشت بیش از سه ماه از تاریخ اعلام شرایط انتخابات، کوچکترین نشانه ای دال بر اراده حاکمان برای تامین آن شروط قانونی و انسانی ملاحظه نمی‌شود، تصریح کرده اند: در ماه‌های اخیر، محدودیت بیشتری برای فعالان سیاسی، زندانیان و خانواده‌های ایشان ایجاد شده تا جایی که نهادهای امنیتی حتی در ماه مبارک رمضان از برگزاری مراسم احیای شبهای قدر و میهمانی‌های افطار آنان جلوگیری کردند. این فعالان و کنشگران سیاسی که تعدادی از آن ها نیز از داخل زندان ها این نامه را امضا کرده اند خطاب به سید محمد خاتمی خاطر نشان کرده اند: مقامات حتی اعتراض مدنی و آرام علیه تخریب محیط زیست را نیز برنتافتند. از این‌رو، بی‌شک شما نیز تایید می‌کنید که با توجه به ادامه حصر غیرقانونی آقایان مهندس میرحسین موسوی، حضرت حجت الاسلام مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد، ادامه بازداشت غیرقانونی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و فقدان نهاد مستقل مجری و ناظر انتخابات، حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه وجود ندارد. در بخشی از این نامه همچنین آمده است: ضمن تاکید بر ضرورت ادامه تلاش برای تعامل و متقاعد کردن مسئولان امر به پذیرش حق حاکمیت مردم بر پایه اصول مصرح قانون اساسی و تن دادن آنان به تامین حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه، به‌صراحت اعلام می‌کنیم، در صورت ادامه وضع موجود، کمترین چشم‌انداز روشنی برای صیانت از آرای مردم و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت. متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است: به نام خدا حضرت حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی با سلام و آرزوی تندرستی و توفیق شما همچنان‌که به‌خوبی می‌دانید، مردم میهن عزیز ما ایران در برابر شرایط پیچیده و سختی قرار داده شده‌اند. در حوزه اجتماعی انحطاط اخلاقی و بر باد رفتن سرمایه‌های اجتماعی، گسترش روزافزون فساد، فزون طلبی و سوء استفاده‌های کلان، بنیان جامعه را به‌شدت تهدید می‌کند. از این گذشته اعمال سیاست‌های اجتماعی غیر قابل دفاع جامعه را به‌سوی فروپاشی سوق داده و به سقوط ارزشهای اجتماعی و گسترش روزافزون انواع جرایم و مشکلات اجتماعی منجر شده است. در حوزه اقتصادی، اعمال سیاستهای نادرست موجب شده هر روز نسبت به روز پیش از آن وضعیت معیشتی مردم سخت‌تر، رشد اقتصادی پایین‌تر، زیرساخت‌ها در معرض تلاشی بیشتر و فساد در ساختارهای موجود گسترده‌تر شود. در عرصه سیاسی نیز تسلط نظامیان و مقامات امنیتی موجب شده که علاوه بر انسداد سیاسی، جمع کثیری از حامیان عدالت و آزادی راهی زندانها شوند و حداقل حقوق شهروندی آنان نقض شود. در عرصه بین‌الملل نیز به علت ندانم‌کاریهای مسئولان و تعارض و تناقض در موضع گیری ها و عدم توجه آنان به شرایط جهانی پس از جنگ سرد، روند انزوای ایران تشدید و منافع ملی کشور در معرض مخاطره قرار گرفته است. در چنین شرایطی و زیر نفوذ و سلطه روزافزون مقامات نظامی و امنیتی در همه ارکان اجرایی، قضایی و تقنینی، حاکمان وعده برگزاری انتخابات آزاد می‌دهند و انتظار دارند مردمی که امید هرنوع تغییر و بهبود در زندگی خود را از دست داده اند، پای صندوق‌های رای بروند تا آراء‌شان در قربانگاه طالبان انحصاری قدرت ذبح شرعی شود. جناب آقای خاتمی شما چندی پیش با تاکید بر حق مردم برای برگزاری انتخابات آزاد وبا ابراز نگرانی از شرایط کنونی، که هر گونه انتظار نسبت به سلامت انتخابات آینده را منتفی می‌کند، شرط هایی را برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مطرح کردید که مهمترین آنها عبارت بودند از: - رفع حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و همسرانشان - آزادی همه زندانیان سیاسی - آزادی فعالیت احزاب و مطبوعات مستقل و اصلاح طلب - از بین رفتن فضای امنیتی - ایجاد نهادهای ناظر و مجری مستقل انتخابات و رفع هرگونه شائبه جانبداری آنان از رقبای انتخاباتی اکنون و با گذشت بیش از سه ماه از تاریخ اعلام شرایط جنابعالی، کوچکترین نشانه ای دال بر اراده حاکمان برای تامین آن شروط قانونی و انسانی ملاحظه نمی‌شود. برعکس، در ماه‌های اخیر، محدودیت بیشتری برای فعالان سیاسی، زندانیان و خانواده‌های ایشان ایجاد شده تا جایی که نهادهای امنیتی حتی در ماه مبارک رمضان از برگزاری مراسم احیای شبهای قدر و میهمانی‌های افطار آنان جلوگیری کردند. مقامات حتی اعتراض مدنی و آرام علیه تخریب محیط زیست را نیز برنتافتند. از این‌رو، بی‌شک شما نیز تایید می‌کنید که با توجه به ادامه حصر غیرقانونی آقایان مهندس میرحسین موسوی، حضرت حجت الاسلام مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد، ادامه بازداشت غیرقانونی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و فقدان نهاد مستقل مجری و ناظر انتخابات، حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه وجود ندارد. بر این اساس، ضمن تاکید بر ضرورت ادامه تلاش برای تعامل و متقاعد کردن مسئولان امر به پذیرش حق حاکمیت مردم بر پایه اصول مصرح قانون اساسی و تن دادن آنان به تامین حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه، به‌صراحت اعلام می‌کنیم، در صورت ادامه وضع موجود، کمترین چشم‌انداز روشنی برای صیانت از آرای مردم و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت. در پایان لازم می‌دانیم سپاس‌مان را به‌خاطر استواری، صراحت و شجاعت شما در دفاع از آزادی و حق حاکمیت مردم ایران اعلام کنیم، و ضمن تاکید بر پشتیبانی از مواضع و دیدگاه‌های جنابعالی، مصرانه خواستار تداوم تلاش‌ها و اقدامات اصلاح طلبانه‌تان برای جلوگیری از سقوط بیشتر کشور در سراشیب بحران‌های داخلی و بین‌المللی باشیم. جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی

۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه




ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ

ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﻃﻮﻝ ﺑﻜﺸﻪ
ﻭﻟﻲ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺭﻭﻧﺪ ﻳﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻳﺎ ﻣﺴﻴﺮﻱ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﻭﺑﻼﮒ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺑﻼﮒ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﻢ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﭼﻨﺪ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻱ ﻃﻮﻝ ﺑﻜﺸﻪ ﻧﻮﺷﺘﻨﻢ
ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﺯﺣﻤﺘﺶ ﻣﻲ ﺍﺭﺯﻩ ﻛﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ ﻭ ﺗﺠﺪﻳﺪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﺸﻪ ﻳﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺨﻮﻧﻦ

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه

سبک جدید از عکاسی دیجیتال


سلام
اگه یادتون باشه این سبک جدید از عکاسی دیجیتال رو قبلا به شما معرفی کرده بودم  

 سبک جدید با این که زمان اندکی از شروع  آن می‌گذرد ولی طرفداران بسیاری برای خود پیدا کرده است.

تصویر خیابان شلوغ - فردی در حال ورق زدن روزنامه.

تصویر متحرک مردی که در داخل مترو در حال خواندن روزنامه است. به بخش های متحرک تصویر دقت کنید.
در این تصویر دامن سوژه متحرک شده است
جیمی در مورد کارشان به مجله آتلانتیک گفته است؛ کار آنها تنها افزودن کمی حرکت به تصاویر ثابت است. یعنی به نوعی عکس ثابت را ویرایش و متحرک کرده‌اند.


همکار جیمی، آقای بورگ که گرافیست قابلی است در ادامه صحبت‌های او می گوید؛ البته ویرایشی که ساعت‌ها کار پر زحمت گرافیکی، زمان برده‌ است. ویرایشی که در تصاویر شلوغ و پیچیده، یک روز کامل هم طول کشیده است.


تصویر حرکت تاکسی در ویترین یک فروشگاه بسیار زیبا کار شده است.


به گیاهان چرخ عقبی این دوچرخه نگاه کنید، هیجان انگیز نیست.


حتما بوی یک همبرگر داغ به مشام شما هم می رسد!!
جیمی بک در مورد این تصاویر می‌افزاید؛ وقتی کاری خارج از چار چوب و معیارهای تعیین شده مانند، ثبت ثانیه و شاتر انجام می‌شود کمی عجیب و گاهی عنوان جادوگری به خود می گیرد.
به نظر من، کار ما تنها کاربرد عکاسی نخواهد داشت، بلکه روزی برنامه‌های کاربردی هیجان‌انگیزتری می توان از این تصاویر متحرک  بوجود آورد.
این هنر یه به نوعی فن جلوه‌ بی نظیری به تصاویر می‌بخشد که تصور‌می کنید به یک فیلم نگاه می‌کنید. این دو همکار اهل امریکا و در ایالت نیویورک ساکن هستند. آنها بر روی سایت خود بطور مفصل در زمینه روند کار قلمفرسایی کرده‌اند.



به نور چراغ نگاه کنید، این تصویر به نهایت زنده به نظر می‌رسد.
در حال حاضر، آنها تنها بخش کوچکی از یک تصویر ثابت را می توانند متحرک سازند، در صورتیکه آنها امیدوارند با تلاش و کار مدام، این بخش های کوچک را گسترش داده و جذابیت بیشتری به تصاویر ثابت بدهند
حمید سلمانی

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

هفتمین روز شهادت



شورای هماهنگی راه سبز امید باصدور بیانیه ای از مردم ایران دعوت کرد روز یکشنبه، اول اسفندماه، به منظور هفتمین روز شهادت دو شهید تظاهرات ۲۵ بهمن و همچنین بزرگداشت یاد و خاطره سایر شهدای جنبش سبز،در تجمع های تهران و شهرستان شرکت کنند.
متن کامل بیانیه،شورای هماهنگی راه سبز امید به این شرح است:
با عرض تسلیت به مناسبت شهادت دو تن از جوانان مظلوم این مرز و بوم درتظاهرات ۲۵ بهمن و با گرامیداشت خاطره دهها شهید جنبش سبز، از ملت بزرگوار ایران دعوت می شود تا در تجمعات بزرگداشت هفتمین روز شهادت این عزیزان که روز یکشنبه اول اسفندماه ۸۹، ساعت ۳ عصر در تهران و شهرستانهای سراسر کشور برگزار می شود، حضور به هم رسانند.
این حضور پرشکوه در آستانه میلاد مسعود پیامبر رحمت حضرت محمد بن عبدالله(ص) و امام جعفر صادق (ع)، علاوه بر حمایت قاطع از مواضع رهبران جنبش آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای ادامه راه دشوار آزادی و کرامت انسان، نشانه اعلام همبستگی با هموطنان کرد در پاسداشت خون این دو عزیز ایرانی شیعه و سنی است که به پای مبارزه با استبداد دینی بر زمین ریخت.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۲۸ بهمن

۲۵ بهمن، روز رسوایی اقتدارگرایان

http://www.kaleme.com/
کلمه – داریوش محمدی: ۲۵ بهمن یک آزمون سهل و ممتنع بود. حاکمیت می توانست با دادن یک مجوز و هدایت معترضان، «به آسانی» و با کمترین هزینه، زمینه را برای آشتی ملی و بازگشت به قانون اساسی فراهم کند، اما اقتدارگریان از ترس محدود شدن قدرتِ خود، از این کار «امتناع» کردند. از طرفی عدم صدور مجوز، مشروعیت رسمی حاکمیت را نزد افکار عمومی خدشه دار کرده و خیزش دوباره‌ی جنبش سبز می تواند به مرور زمان اقتدارگرایان را از تمام قدرت محروم کند.
اقتدارگریان خیزش جنبش سبز را انتخاب کردند. این انتخاب ناشی از تحلیلی است که می گوید «مهار و محو جنبش سبز ممکن است.» بعید است این تحلیل درست باشد.
* * *
فعالان سیاسی و تحلیلگران ایرانی می دانستند که حکومت ایران با تفسیر کنونی، شبه دموکراسی است و در صورت لزوم، حتی به قانون اساسی خود هم پای بند نیست، اما در عرصه ی بین المللی این موضوع رسمیت نداشت و نگرش به آن با تردید همراه بود. شاید هم در میان منافع کوتاه مدت و میان مدت دولت ها کم اهمیت می نمود.
۲۵ بهمن به جهانیان نشان داد که اقتدارگرایان به هیچ عهدی پایبند نیستند و نقض هرگونه قانون و پیمان نامه ای را با ادبیات دینی و شرعی توجیه می کنند. ۲۵ بهمن نمونه ای عملی از رفتار استبداد دینی را به جهان معاصر نشان داد، و اکنون جهانیان حق دارند که از خود بپرسند آیا این الگوی حکومتی تهدیدی برای نوع بشر محسوب نمی شود؟
* * *
معترضان ۲۵ بهمن، شهروندانی بودند که بر حق حیات و حقوق طبیعی خود در برابر حاکمیت اصرار داشتند. این دسته از شهروندان نشان دادند که در صورت لزوم به وجدان خود مراجعه می کنند و از قانون اساسی، تفسیری ملی دارند. حکومت اقتدارگرایان بر این دسته از شهروندان ممکن نیست و به این معنا ۲۵ بهمن اعلان مقابله ی وجدان علیه تفسیر اقتدارگرایانه از قانون و اجرای سلیقه ای قانون بود.
شهروندان حامی تجمع ۲۵ بهمن، حتی اگر نتوانند قدرت را در کوتاه مدت از اقتدارگریان پس بگیرند، آن را به شدت محدود می کنند. ۲۵ بهمن می گوید کام اقتدارگریان دیگر از قدرت شیرین نخواهد شد.
* * *
هجوم یکباره ی حاکمیت پس از ۲۵ بهمن قابل پیش بینی بود، اما رفتار جنبش در قبال حاکمیت قابل پیش بینی نیست. حیات طبیعی جنبش به معادلات سیاسی محصور نمی شود و عواقب رفتار تندروانه ی حاکمیت بر کسی معلوم نیست. چه بسا دستگیری و محاکمه ی احتمالی رهبران جنبش و سرکوب شدیدتر فعالان سیاسی، عرصه را برای حضور نسلی جدید فراهم کند که مصلحت سنجی رهبران جنبش را ندارد.
* * *
انکار درس ها و دستاوردهای ۲۵ بهمن توسط حاکمیت می تواند زبان جنبش سبز را به تدریج به سمت یک زبان تهدید آمیز تغییر دهد. اصرار جنبش سبز بر الگوی ۲۵ بهمن می تواند جنبش سبز را به سمت شکست حاکمیت سوق دهد؛ اما در آن صورت نه جنبش و نه حاکمیت در تعیین دستاوردهای این پیروزی نقشی نخواهند داشت. آینده از آن مردم است.