۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

چکیده :فؤاد سجودی فریمانی، نخبه علمی و دانشجوی دکترای محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی امیرکبیر، برای اجرای حکم هشت سال حبس خود احضار شد. فرزند شهید غلامعلی سجودی فریمانی که سرپرستی یک خانواده را عهده دار بوده است و همچنین تنها یک هفته از مراسم عقدش می گذرد، حالا باید خود را برای یک دوره 8 ساله حبس در زندان اوین آماده کند...

فؤاد سجودی فریمانی، دانشجوی دکترای محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی امیرکبیر، برای اجرای حکم ۸ سال حبس به زندان اوین احضار شد
.
به گزارش خبرنگار کلمه، دادیار اجرای احکام دادسرای اوین در نامه‌ای خطاب به وثیقه‌گذار، از او خواسته است که سجودی فریمانی را ظرف مدت ۲۰ روز از رویت اخطاریه به زندان اوین تحویل دهد، و اظهار کرده که در غیر این صورت نسبت به ضبط وثیقه به نفع دولت اقدام خواهد شد.
فؤاد سجودی فریمانی، فرزند شهید غلامعلی سجودی فریمانی، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی امیرکبیر است که در شهریور ماه ۸۹ بازداشت شده و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
او در حالی برای اجرای حکم خود به دادسرای اوین احضار شده است که هنوز هیچ حکمی به وی ابلاغ نشده و بر اساس آخرین ابلاغ به وی، پرونده اعتراضش به رای دادگاه بدوی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی موحد در حال بررسی است.
فریمانی در ۲۳ شهریور سال ۸۹ در حالی بازداشت شد که به تازگی در دوره دکترا ثبت نام کرده بود و شرایط خانوادگی سختی را می‌گذراند.
سجودی که دوران بازداشت خود را در بند دو الف زندان اوین سپری کرد و بیش از ۴۵ روز از این مدت را در انفرادی به سر برد، با سپردن وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد و به دلیل فشارهای روحی اعمال شده در دوران بازداشت، پس از آزادی برای مدتی در بیمارستان اعصاب و روان مهرگان بستری شد.
وی دوره کارشناسی خود را در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف و کارشناسی ارشد خود را در مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیر کبیر به اتمام رسانده است.
فریمانی دارای چند مورد ثبت اختراع و مقالات علمی متعدد بوده است. وی مشاور پروژه های دانشگاهی زیادی بوده و در بسیاری از فعالیت های علمی پژوهشی دانشگاه امیرکبیر به جامعه خود خدمت کرده است.
صدور حکم هشت سال حبس برای وی به اتهام توهین به مقدسات به شدت تعجب آور بوده است. زیرا وی جز کارهای متعارفی نظیر مباحثات ایمیلی، به اشتراک گذاشتن لینک در محیطهای مجازی و داشتن کاریکاتور در هارد خود، کار دیگری نکرده که ادعای توهین و جرم درباره آن مطرح باشد.
او که سرپرستی یک خانواده را عهده دار بوده است و همچنین تنها یک هفته از مراسم عقدش می گذرد، حالا باید خود را برای یک دوره ۸ ساله حبس در زندان اوین آماده کند.

۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

چکیده :با وجود شرایط ذکر شده، ابوالفضل قدیانى، حسین رونقى ملکى و معصوم فردیس محبوس در بند 350 اوین بیمار و على رغم تایید و تاکید پزشکى قانونى مبنى بر درمان آنها خارج از زندان متاسفانه مقامات قضایى از صدور مجوز براى درمان آنها خوددارى مى کنند

وضعیت جسمی ابوالفضل قدیانى، حسین رونقى ملکى و معصوم فردیس زندانیان سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ اوین نامساعد و بهداری زندان از درمان آنان عاجز است.



در حالى که گزارش های رسیده از زندان به کلمه حاکى از به وخامت گراییدن اوضاع جسمی ابوالفضل قدیانى،حسین رونقى ملکى و معصوم فردیس است، بهدارى اوین، اولین ایستگاه زندانیان بیمار، از ابتدایی ترین تجهیزات لازم براى رسیدگى به وضعیت این زندانیان بى بهره است.
به گفته ی زندانیان سیاسی در حال حاضر دستگاه نوار قلب، اکسیژن، الکترو شوک این بخش هفته ها ست دچار ناکارآمدى است و در اعزام به این مرکز، تنها عملیات احیاى اعمال شده بر روى زندانیان تزریق مسکن است.
قابل ذکر است که زندانیان بیمار بیش از این تعداد هستند اما این ٣ زندانى سیاسى در شرایط خطرناک به سر می برند.
ابوالفضل قدیانى عضو شوراى مرکزى سازمان مجاهدین انقلاب که چندى پیش به دلیل گرفتگى عروق قلبى با انجام عمل و قراردادن ۵ استنت در رگهاى قلبى بدون استراحت و گذراندن دوران نقاهت به زندان بازگشت داده شد، در وضعیت نامناسبى بسر مى برد به گونه اى که ادامه این روند باعث سکته قلبى مجدد خواهد شد. در حال حاضر این زندانى سیاسى از درد هاى شدید قلبى رنج مى برد و نیاز فورى به درمان در خارج از زندان دارد.
حسین رونقى ملکى فعال حقوق بشر که تاکنون چند بار تحت عمل جراحى کلیه قرار گرفته و اخیرا براى چهارمین بار در بیمارستان هاشمى نژاد عمل جراحى شده است، از دردهاى مداوم کلیه و خونریزى شدید رنج مى برد. این در حالیست که على رغم اصرار پزشکان جراح بیمارستان هاشمى نژاد براى درمان در محیط خارج از زندان مقامات قضایى این فعال حقوق بشر را به زندان اوین بازگرداندند.
معصوم فردیس معاون وزیر ارتباطات و فن آورى اطلاعات دولت اصلاحات که بنا بر نتایج آزمایشات انجام شده در بیمارستان بهمن آسیب نخاعى وى براى پزشکان محرز شده و طبق گفته متخصصان در صورت عدم انجام عمل جراحى به موقع، امکان قطع نخاع این زندانى سیاسى وجود دارد. در حال حاضر وی از توانایی کافى براى راه رفتن برخوردار نمى باشد.
بر اساس این گزارش با وجود شرایط ذکر شده، این ٣ زندانى سیاسى بیمار و على رغم تایید و تاکید پزشکى قانونى مبنى بر درمان آنها خارج از زندان متاسفانه مقامات قضایى از صدور مجوز براى درمان آنها خوددارى مى کنند.

۱۳۹۰ آبان ۲۳, دوشنبه


همزمان با بازداشت آریا آرام نژاد خواننده، ترانه سرا و آهنگ ساز و بی خبری از وضعیت وی، صفحهء کمپین حمایت از هنرمندان سبز در فیس بوک ضمن انتشار بیانیه ای خواستار آزادی این هنرمند جوان شد. این بیانیه بصورت عمومی منتشر شده و به امضاء ۲۸۶ تن از فعالان سیاسی، اجتماعی و هنرمندان رسیده است.
به گزارش کلمه، در این بیانیه امضا کنندگان مصرانه خواسته اند ضمن آزادی هرچه سریع‌تر آریا آرام‌نژاد شرایط فعالیت موثر هنرمندان فراهم گردد تا در این روزهای دشوار به لطف جادوی هنر گامی بلند جهت تلطیف فضای اجتماعی برداشته شود.
در بین امضا کنندگان این بیانیه اسامی فعالانی چون احمد پورنجاتی، حسین زمان، مهدی خزعلی، رجبعلی مزروعی، مریم شربتدار قدس، فخرالسادات محتشمی پور و لیلی رشیدی در کنار جوانان عرصه های سیاسی، رسانه و هنر به چشم می خورد.
برای امضاء این بیانیه می توانید به صفحهء فیس بوکی کمپین حمایت از هنرمندان سبز به آدرس http://www.facebook.com/IranianGreenArtists مراجعه نمایید.
متن این بیانیه و اسامی امضا کنندگان آن که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
خبر پتک محکم در آیینه بود…
هنر روح تپندهٔ هر جامعه است و هنرمند به تعداد مخاطبانش در جامعه تکثیر می‌شود. بازداشت یک هنرمند بیش از آنکه تبعاتی فردی داشته باشد منجر به جراحاتی اجتماعی خواهد شد و لطمات جبران ناپذیری بر روح جامعه خواهد زد.
در روزهایی که شاهد آزادی هنرمندانی چون مرضیه وفامهر، مهران زینت بخش و کتایون شهابی بودیم و با تقارن اعیاد اسلامی گمان بر آن بود که خردورزی موجود، در پی کاهش التهاب جامعه ناشی از حوادث اخیر و تهدیدات‌گاه و بیگاه جنگ‌خواهان بی‌منطق است، خبر بازداشت آریا آرام‌نژاد هنرمند متعهد کشورمان با توجه به آنکه پروندهٔ قضایی وی مسیر قانونی خود را طی می‌کرد و در انتظار نوبت تجدید نظر بود حیرتی مضاعف را موجب شد. نگرانیم از حال آریا و بی‌خبری از او که با بیماری قلبی دست و پنجه نرم می‌کند و بیش از آن نگرانیم از زندان‌هایی که مبادا روزی خانهٔ هنرمندان لقب بگیرند.
ما امضا کنندگان این بیانیه مصرانه می‌خواهیم ضمن آزادی هرچه سریع‌تر آریا آرام‌نژاد شرایط فعالیت موثر هنرمندان فراهم گردد تا در این روزهای دشوار به لطف جادوی هنر گامی بلند جهت تلطیف فضای اجتماعی برداشته شود.
اسامی امضا کنندگان:
۱٫ آیدا مهرانی
۲٫ تارا هادیزاده
۳٫ ابراهیم مهتری
۴٫ ابوذر زمان
۵٫ احسان اکبری
۶٫ احسان آزاد
۷٫ احسان نادرپور
۸٫ احمد پورنجاتی
۹٫ احمد حسین خانی
۱۰٫ اردوان اصحابی
۱۱٫ اسکندر احمدی
۱۲٫ افسانه برزویی
۱۳٫ اکرم ثمری
۱۴٫ الهام ایرانی
۱۵٫ امید ایران مهر
۱۶٫ امیر بختیاری
۱۷٫ امیر جمشیدی
۱۸٫ امیر حسین مصلی
۱۹٫ امیر صالحی
۲۰٫ امیر غیور

۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه


در حدود ساعت ۱۳:۲۰ کاربران شبکه‌های اجتماعی از صدای انفجار و زمین‌لرزه شدید در نقاط مختلف تهران، کرج و شهریار خبر دادند.
باشگاه خبرنگاران جوان در ۱۳:۳۲ نوشت: دقایقی پیش صدای انفجار مهیبی در برخی مناطق استان تهران به گوش رسید. بر اساس این گزارش برخی شنیده ها حاکی از این است که این صدا بر اثر انفجار پمپ گاز در حوالی تهران بوده است.
خبرآنلاین هم در ۱۳:۲۲نوشت: ساعتی قبل صدای انفجار مهیبی درغرب و جنوب غربی تهران شنیده شده و البته به حدی بوده که در قسمت شمال شرق، شمال و شرق تهران نیز شیشه ها لرزیده است. صدای انفجار به حدی بوده است که برخی از مردم ساکن شمال و شمال شرق وحشت زده شده و برخی از کاربران در تماس با خبرآنلاین گفتند که شیشه برخی از ساختمانها نیز ریخته است. برخی از کاربران در غرب تهران و حتی در کرج نیز گفتند انفجار شدید بوده و صدای آنرا به خوبی شنیده اند. با وجود این که آتش نشانی هتوز گزارشی نداده است اما گویا این اتفاق در غرب تهران و حوالی کارخانه های سایپا و ایران خودرو رخ داده است.
خبرگزاری مهر هم در خبری که چند دقیقه بعد حذف شد، نوشت: در دقایقی پیش انفجار عجیبی بخشی از کرج در محدوده عظیمیه را لرزاند. دقایقی پیش انفجار مهیبی که با صدای بلندی همراه بود کرج به ویژه منطقه عظیمیه را لرزاند و موجب شکستن شیشه‌ها و وحشت مردم شد.
این خبرگزاری در ۱۳:۳۸ در خبر جدیدی نوشت: دقایقی قبل انفجار یک جایگاه CNG در منطقه شهر قدس شهریار تهران را لرزاند. به گزارش خبرنگار مهر، دقایقی قبل انفجار یک جایگاه CNG در منطقه شهر قدس شهریار تهران را لرزاند.
نماینده شهریار در ۱۳:۴۵ در گفت‌وگو با خانه ملت از وقوع انفجار در زاغه مهمات یک پادگان نظامی در ملارد شهریار خبر داد.
در ۱۳:۵۱ هم علی رضا جانه مدیرکل امنیتی انتظامی استانداری تهران درباره صدای مهیبی که ظهر امروز در تهران شنیده شد، به ایسنا گفت: این صدای انفجار خارج از شهر تهران و مربوط به غرب استان تهران (ملارد و شهریار) و در یکی از پادگان‌هایی که در آنجا وجود دارد، است.
در ۱۳:۵۲ خبرگزاری به نقل از مدیر ایمنی، بهداشت و محیط زیست شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی نوشت: انفجار کرج مربوط به کارخانه‌ای در صفادشت کرج بوده و به جایگاه‌های CNG یا دیگر تجهیزات صنعت نفت ارتباطی نداشته است.
در ۱۴:۰۳ سخنگوی شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران، خبر باشگاه خبرنگاران را تکذیب کرد. مجید شهیدی در گفتگو با مهر با تکذیب انفجار جایگاه CNG در تهران و البرز، اعلام کرد: امروز هیچگونه انفجاری در تاسیسات نفتی استان تهران و البرز به وقوع نپیوسته است.
در ۱۴:۲۱ خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، نوشت: مقارن ظهر امروز انفجاری در یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی تهران رخ داد.
در ۱۴:۲۱ فاطمه آلیا نماینده تهران یه ایلنا گفت: این انفجار تلفات جانی نداشته است. طبق جزئیاتی که به ما اعلام شده است، انفجار در کارخانه‌ای نزدیکی کرج، انفجار در یک پادگان نظامی و همچنین انفجار در یک پمپ گاز سی ان جی، سه روایتی است که درخصوص انفجار امروز وجود دارد. درحال حاضر افراد مسئول درحال بررسی طبیعی یا غیر طبیعی بودن این حادثه هستند!
خبرگزاری مهر نوشت: ترافیک سنگین تردد به سمت پادگان بیدگنه را با مشکل مواجه کرده و امکان امدادرسانی به محل حادثه دیده را با مشکل مواجه کرده است. از سرچهار راه ملارد تا پادگان بیدگنه ترافیک سنگینی حاکم است و ماموران امدادرسانی آتش نشانی و هلال احمر و اورژانس با مشکل می توانند به محل حادثه خود را رسانده و به خدمات رسانی مشغول شوند.
از ورود خبرنگاران به داخل پادگان جلوگیری شده است و بالگردهای امدادرسانی در آسمان محل حادثه در رفت آمد هستند. ماموران راهنمایی رانندگی، نیروی انتظامی، هلال احمر، سپاه و … در حال خدمات رسانی به مصدومان و حادثه دیدگان هستند. از ۱۰ کیلومتری محل حادثه به دلیل دود غلیظ به سختی می توان اطراف را دید و آتش برافروخته شده از این انفجار هنوز خاموش نشده است.
پرویز سروری رییس کمیته امنیت داخلی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس  محل انفجار را پادگان امیرالمومنین (ع) شهرستان ملارد اعلام کرد.
اسماعیل کوثری نایب رییس دوم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هم ساعت انفجار را ۱۲:۵۰ امروز اعلام کرد.
سایت قانون در حدود ساعت ۱۶ به نقل از یک منبع آگاه از کشته شدن ۴۰ تن در انفجار امروز آموزشگاه نظامی مدرس (از زاغه‌های نگهداری مهمات) در ملارد کرج خبر داد.
ساعت ۱۶: ایلنا هم خبر کشته شدن ۴۰ نفر را به عنوان اخبار غیررسمی منعکس کرده است. این در حالی است که فاطمه آلیا نماینده اصولگرای تهران پیش‌تر هرگونه تلفات جانی در حادثه امروز را تکذیب کرده بود.
۱۶:۲۵ شایعه‌ای بین کاربران شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، مبنی بر اینکه موشک‌های دوربرد شهاب یا مهمات مورد نیاز این موشک‌ها در زاغه این پادگان نگهداری می‌شده است.
۱۶:۲۸ مجتبی خالدی کارشناس مسئول مرکز هدایت عملیات بحران اورژانس کشور از اعزام ۲۳ دستگاه آمبولانس، چهار اتوبوس آمبولانس و یک بالگرد امدادهوایی به محل حادثه انفجار در ملارد کرج و انتقال ۱۰مصدوم این انفجار به بیمارستان خبر داد و گفت: از ساعت ۱۳:۳۰ شنبه که انفجاری در محدوده ملارد به مرکز هدایت عملیات بحران اورژانس کشور گزارش شد، با توجه به شدت حادثه و احتمال وجود مصدومان، تا به حال تعداد ۲۳ دستگاه آمبولانس، چهار دستگاه اتوبوس‌آمبولانس و یک دستگاه بالگرد امدادهوایی به منطقه حادثه اعزام شده است. تاکنون دو مصدوم این انفجار به بیمارستان البرز، سه مصدوم به بیمارستان شریعتی و ۵ مصدوم نیز به بیمارستان امام سجاد (ع) کرج منتقل شده‌اند.

مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران از به شهادت رسیدن ۱۵ نفر در انفجار یکی از پادگان‌های سپاه در اطراف تهران خبر داد.
خبرگزاری فارس: ۱۵ شهید در انفجار پادگان‌ سپاه/ دلیل انفجار “جابجایی مهمات” بوده است

سردار رمضان شریف مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به وقوع انفجار مهیب در یکی از پادگانهای سپاه در اطراف تهران به خبرگزاری فارس گفت: این انفجار به دلیل جا به جایی مهمات رخ داده که در اثر این حادثه ۱۵ نفر شهید و عده‌ای نیز مجروح شده‌اند که حال برخی از مجروحان وخیم است.
وی همچنین در خصوص شایعات مطرح شده از سوی برخی رسانه های خارجی مبنی بر جابجایی کلاهک های موشکی در این پادگان سپاه، گفت: اصلا این انفجار ربطی به آزمایش هسته ای که برخی از رسانه های بیگانه آن را مطرح کرده اند، ندارد.
اسماعیل کوثری در گفت وگو با خبرآنلاین در خصوص آخرین اطلاعاتش از انفجار در زاغه مهمات در پادگان  شهرستان شهریار برخی شایعات درباره خرابکاری در این حادثه را منتفی دانست.
حسین گروسی، نماینده شهریار در مجلس هم که به گفته خود از نزدیک از محل حادثه دیدن کرده است، گفت: این انفجار تلفات جانی به همراه داشته، اما این تلفات زیاد نبوده است. با توجه به این‌که پادگان بیدگنه در بیرون از شهر قرار دارد، انفجار رخ داده در زاغه مهمات این پادگان تلفات زیادی نداشته و تعداد مجروحین کم است. در این پادگان سرباز نبوده و تنها انبار مهمات منفجر شده است.
در ۱۷:۲۳ محمود مظفر رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر در گفتگو با خبرنگار مهر از وضعیت بحرانی پادگان ملارد و احتمال انفجار مجدد خبر داد و گفت: تنها ۶ امدادگر با سگهای زنده یاب مجوز ورود به پادگان را گرفتند. دود غلیظ مانع نجات آسیب دیدگان شده است. خیابانهای اطراف پادگان توسط مسئولان مربوطه بسته شده تا عملیات امداد و نجات بهتر انجام شود ولی تنها ۶ نفر از امدادگران توانستند مجوز داخل شدن پادگان را اخذ کنند. هیچ اطلاعات دیگری در دسترس نیست ولی احتمال انفجار دیگری می رود. اورژانس تهران هم در خارج از پادگان مستقر شده و نتوانست داخل پادگان شود. آماری مصدومین و مجروحینی که هلال احمر به خارج از پادگان منتقل کرد تنها ۱۰ نفر بوده است.
سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه، در مصاحبه تلفنی با بخش خبری ۱۸:۳۰ شبکه تهران سیمای جمهوری اسلامی، اعلام کرد که تعداد کشته‌های حادثه انفجار امروز به ۲۷ تن و تعداد زخمی‌ها به ۱۶ تن رسیده است. وی علات حادثه را تلاش برای جابجایی مهمات و تجهیزات جهت اجرای ماموریت های محوله جاری اعلام کرد.


صبح امروز، شنبه، دکتر مسعود پدرام، نویسنده و فعال ملی – مذهبی بازداشت شد.
به گزارش خبرهای رسیده به کلمه، مسعود پدرام، دانش آموخته ی ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر اجتماعی توسط دائره اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی تهران، بازداشت شد.
پدرام، عضو شورای فعالان ملی مذهبی ایران، در جریان بازداشت فله ای نیروهای ملی مذهبی در اسفندماه ۱۳۷۹، بیش از ۳ ماه در سلول های انفرادی بازداشتگاه عشرت آباد سپاه پاسداران بود. وی بعد از ۵ ماه حبس، به قید وثیقه آزاد شد. پرونده وی همچون پرونده دیگر فعالان ملی مذهبی از آن هنگام تاکنون، در دادگاه تجدیدنظر مفتوح بوده است.
وی در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد در سال ۱۳۸۱ به ۴ سال زندان و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود.
این حکم در دادگاه تجدیدنظر متوقف ماند؛ و نتیجه ی این دادگاه هیچ گاه به پدرام و دیگر متهمان پرونده (ازجمله مرحوم مهندس عزت الله سحابی، زنده یاد هدی صابر، حبیب الله پیمان، محمد ملکی، محمد بسته نگار، رضا رییس طوسی و حسین رفیعی) اعلام نشد.
این پرونده ۱۵ متهم داشت. دکتر علیرضا رجایی، یکی دیگر از متهمان این پرونده نیز شش ماه پیش بازداشت شد و هم اینک در بند ۳۵۰ اوین محبوس است.
مسعود پدرام، نویسنده و پژوهشگر سیاسی حامی جنبش سبز، در ماه های اخیر، مورد احضار و تهدید مکرر نهادهای امنیتی قرار گرفته بود، تا این که امروز شنبه بازداشت و به اوین منتقل شد.
در لیست آثار این نویسنده کتاب هایی چون: «روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب» و «سپهر عمومی روایتی دیگر از سیاست: نظریات آرنت و هابرماس» و مترجم کتاب «زندگی و زمانه دموکراسی لیبرال» به چشم میخورد. از وی مقالات متعددی در نشریات داخلی کشور در تبیین آراء یورگن هابرماس و هانا آرنت و مفهوم «سپهر عمومی» منتشر شده است.

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

اردشیر امیرارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، در نامه‌ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد، به اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخته و خواستار پیگیری جدی آنها شده است.
او در این نامه به احضار فعالان سیاسی و مدنی از جمله امضاکنندگان نامه ۱۴۳ فعال سیاسی به خاتمی درباره انتخابات، بازداشت محمد توسلی، علی رشیدی و آریا آرام‌نژاد، جلوگیری از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت و موارد دیگر اشاره کرده است.
متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، به همراه ترجمه عربی و انگلیسی آن به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضع حقوق بشر ایران
با سلام و احترام
نقض حقوق اساسی شهروندان ایران، به‌ویژه معترضان سیاسی همچنان ادامه دارد. در جدیدترین موارد، در پی انتشار نامهای سرگشاده توسط ۱۴۳ فعال سیاسی و کنشگر مدنی خطاب به آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران، در روزهای گذشته جمعی از امضاکنندگان این نامه توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی احضار شده، مورد بازجویی خشن و تهدید قرار گرفته‌اند. از احضارشدگان خواسته شده که امضای خود را پس بگیرند، محتوای این نامه را تکذیب کنند، و از فعالیت سیاسی پرهیز نمایند. درحالی که امضاکنندگان این نامه، تنها خواستار برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه شده، و وضع سیاسی کنونی را فاقد شرایط لازم برای چنین انتخاباتی ارزیابی کرده بودند.
یکی از امضاکنندگان، مهندس محمد توسلی، ۷۳ ساله، مسئول دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، و نخستین شهردار تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ است. آقای توسلی در ۱۲ آبان ۱۳۹۰ به شکل غیرقانونی، و برای چندمین بار در سالهای اخیر بازداشت و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل ۸۱ ساله نهضت آزادی نیز پس از احضار و تهدید، برخلاف تصریحات قانون اساسی، در دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیات منصفه، محاکمه شده است. برخی دیگر از همفکران ایشان نیز احضار و تهدید شده اند؛ از جمله دکتر غفار فرزدی، استاد دانشگاه تبریز که مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته است.
همچنین، جمعی از اعضای شورای فعالان ملی-مذهبی، جبهه مشارکت ایران اسلامی، و دیگر تشکل‌ها و فعالان سیاسی اصلاح طلب و معترض به طرق مختلف در رابطه با نامه به آقای خاتمی و مطالبه‌ی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران مورد تهدید و فشار غیرقانونی نهادهای قضایی و امنیتی قرار گرفته‌اند.
در موردی مشابه، جمعی از اعضای جبهه ملی ایران در پی انتشار بیانیه انتقادی در مورد وضع اقتصادی ایران، احضار و مورد تهدید قرار گرفته و از فعالیت سیاسی تشکیلاتی منع شده‌اند. دکتر علی رشیدی، استاد دانشگاه در همین رابطه بازداشت شده است.
هم‌زمان در روزهای گذشته، آریا آرام‌نژاد، آهنگساز و خواننده‌ی حامی جنبش سبز مردم ایران، با هجوم نیروهای امنیتی بار دیگر در منزل مسکونی‌اش بازداشت شده است.
نقض حقوق بشر در ایران تنها متوجه فعالان سیاسی، کنشگران صنفی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و هنرمندان (به‌ویژه اهالی سینما) نبوده بلکه شامل شهروندان معمولی نیز شده است. چنانکه متاسفانه در رویدادی دیگر، نهادهای حکومتی از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور (مانند اصفهان) جلوگیری کرده و بر نقض حقوق قانونی و شرعی آنان اصرار ورزیده‌اند.
رفتار غیرقانونی با شهروندان عادی، برخورد خشونت‌آمیز با معترضان و منتقدان وضع موجود در ایران و تهدید و منع آنان از فعالیت سیاسی، سرکوب فزاینده‌ای را متوجه جامعه مدنی کرده، و حقوق اساسی کنشگران سیاسی و مدنی، اقلیتهای مذهبی و حتی شهروندان عادی را برخلاف موازین جهانی حقوق بشر، اصول قانون اساسی و دیگر قوانین جمهوری اسلامی نادیده گرفته و نقض نموده است.
این شورا از جنابعالی انتظار دارد به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضع حقوق بشر در ایران، نسبت به پیگیری جدی جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی، توجهات لازم را مبذول فرمایید.
با سپاس
اردشیر امیرارجمند
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید
۹ نوامبر ۲۰۱۱

ترجمه انگلیسی:
In the name of God the Merciful,
Mr. Ahmed Shaheed United Nations Special Rapporteur on Human Rights in Iran,
Greetings,
The systematic violation of the basic human rights of Iranian citizens, and in particular the rights of political activists, continues in Iran. The latest such incident took place after 143 political and civil activists wrote an open letter to the former president of the Islamic Republic of Iran, Seyed Mohammad Khatami.  A number of the aforementioned signatories were summoned by security and intelligence entities within the Islamic Republic and subjected to a violent and threatening interrogation process.  The individuals summoned were told to retract their signatures, to reject the content of the letter and to refrain from engaging in any form of political activity.  This demand was made despite the fact that the signatories had merely requested that free and fair elections be held in Iran and had described the current conditions in the country as not conducive to the achievement of such a goal.
73 year old Mohammad Tavasoli, head of the political office of The Freedom Movement of Iran and the first mayor of Tehran after the victory of the 1978 Islamic Revolution, is one of the signatories of the aforementioned letter. Mr. Tavasoli was illegally arrested on November 9th, 2011 and transferred to solitary confinement at Evin prison.  It is worth mentioning that Mr. Tavasoli has been arrested several times in recent years.  Dr. Ebrahim Yazdi, 81 year old Secretary General of The Freedom Movement of Iran was also summoned, threatened and tried in a court without a jury, in violation of the principles stipulated in Iran’s Constitution.
Furthermore, members of the National Religious Coalition of Iran, the Islamic Iran Participation Front and other reformist political entities and critics of the ruling establishment have been threatened and illegally pressured by judicial and security forces as a result of the open letter addressed to Mr. Khatami requesting free and fair elections in Iran.
In a similar incident, some of the members of The National Front of Iran were summoned, threatened and banned from all organized political activities following the publication of a statement criticizing the economic conditions in Iran.  Dr. Ali Rashidi, a university professor was arrested subsequent to the publication of this critical statement.  Moreover, singer and songwriter Arya Aramnejad, an avid supporter of the people’s Green Movement of Iran was also arrested a few days ago after his house was raided by security forces.
Human rights violations in Iran are not just committed against political and civil activists, journalists, writers and artists (particularly local actors), but also committed against ordinary citizens. Iranians of Sunni faith, in major cities across Iran [such as Esfahan] for example,  have been denied their legal and religious rights and have been prevented from celebrating Eide Ghorban [the Festival of Sacrifice], an important religious Sunni tradition.
The illegal treatment of ordinary citizens, the violent confrontation of opponents of the ruling establishment and the critics of the current conditions in Iran, coupled with the banning of citizens from political activities, has led to the extreme repression of the Iranian society. As a result we have witnessed the systematic violation of international human rights norms and principles and the violation of the constitution and the laws of the Islamic Republic of Iran when it comes to political and civil activists, religious minorities and even ordinary citizens in Iran.
In your capacity as United Nations Special Rapporteur on Human Rights in Iran, the Coordination Council for the Green Path of Hope, therefore requests your immediate pursuit of, and special attention to, the latest incidents of human rights violations committed by the Islamic Republic of Iran.
Thanking you in advance for your support.
Yours respectfully,
Ardeshir Amir Arjomand
Spokesperson for the Coordination Council for the Green Path of Hope
November 9th, 2011

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه


محکومیت قطعی مهران فرجی به شش ماه حبس تعزیری

مهران فرجی، روزنامه نگار، به یک سال حبس محکوم شد که شش ماه از آن به حال تعلیق درآمده است.
به گزارش سحام نیوز،‌ شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر مهران فرجی، خبرنگار گروه اجتماعی روزنامه شرق را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی (که برای مدت ۵ سال تعلیق شده) محکوم کرده است. او از سوی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
آقای فرجی هجدهم آذر سال گذشته در حالی که برای بازدید خانواده اش به قزوین رفته بود، از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. وی پس از تحمل دو ماه بازداشت در سلول انفرادی، با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شد.
حکم صادر شده برای مهران فرجی، قطعی است و برای اجرای شش ماه حبس تعزیری به دایره اجرای احکام زندان اوین ارسال شده است.
فرجی، سابقه همکاری با روزنامه‌های همشهری، اعتماد ملی، کارگزاران و همچنین خبرگزاری ایلنا را دارد و در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ستاد مهدی کروبی، نامزد اصلاح‌طلب فعالیت می‌کرد.
شش ماه حبس تعزیری

۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

مصطفی مقیسه
، پسر محمدرضا مقیسه در سالن ملاقات مورد ضرب و شتم سربازان زندان اوین قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار کلمه، صبح امروز و در حالی که خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در سالن انتظار برای ملاقات با زندانیان خود بودند، دو تن از سربازان حراست سالن یکی از پسران محمدرضا مقیسه روزنامه نگار منتقد و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
به گفته ی شاهدان در این سالن یکی از ماموران که گاهی روزهای دوشنبه در محل ملاقات حاضر می شود بعد از مکالمه ی توهین آمیز کوتاهی با مصطفی مقیسه که پس از سوال های این جوان برای نحوه ی پر کردن کارت ملاقات بوده است با وی درگیر شده است.
بر اساس این گزارش پس از چند دقیقه دو سرباز به مصطفی مقیسه حمله کرده و به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند به طوری که لباس های وی پاره شده و ظاهر نامناسبی پیدا کرده است.
به گفته ی خانواده های زندانیان سیاسی این ضرب و شتم و برخورد غیر انسانی در مقابل ده ها خانواده و فرزندان آن ها صورت گرفته است. تا آنجا که کودکان حاضر در سالن به شدت ترسیده و فضای استرس و التهاب در بین خانواده ها شدت گرفته است.
بر اساس خبرهای رسیده به کلمه دو سربازی که مصطفی مقیسه را مورد ضرب و شتم قرار داده اند سهرابی و میراسماعیلی نام دارند اما یکی از شاهدان این صحنه معتقد بود ماموری که در ابتدا باعث بحث و درگیری شد در گذشته نیز خانواده ها را مورد آزار و فشار روانی قرار می داده تا انجا که چند ماه پیش پس از اعتراض کلامی و ملایم یکی از خانواده ها به برخوردهای توهین آمیز وی، شناسنامه های آنان را گرفته و دستور لغو ملاقات را به طور غیر قانونی صادر کرده است.
به گفته ی یکی دیگر از خانواده ها رفتارهای توهین آمیز با خانواده های زندانیان سیاسی آنقدر شدت گرفته که برخی مسئولان و ماموران سالن ملاقات اوین که رفتار متفاوت تری نسبت به این عده ی معدود دارند بارها در مواجه با خانواده ها اظهار شرمندگی و طلب بخشش می کنند.
محمدرضا مقیسه، روزنامه‌نگار و سردبیر مجله بیست ساله‌ها و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات است.
وی مهرماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام فعالیت در کمیته بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب استان تهران به ۶ سال زندان محکوم شد.


کلمه-گروه سیاسی
«سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
»
این سخنان میرحسین موسوی در اولین آبان پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری است. او با یادآوری رشادت دانشجویان خط امام، تبعید امام خمینی و روز دانش آموز، این روز را “سبزترین” روز سال می داند و بر این باور است که:‌
مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
میردر بند خیلی پیشتر پیش بینی اوضاعی را کرده بود که دولتمردان با خیره سری و نادیده گرفتن منافع و امنیت ملی، کشورهای دیگر را برای تعدی به سرزمینمان بسیج کنند.
آنجا که با انذار از افراط بشارت داده بود:
مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
اینک همزمان با سالروز سیزدهم آبان، سوء سیاستهای دولتمردانی که منافع خود را بر منافع عالی کشور و مردم ترجیح می دهند کشور را با بحران های امنیتی مواجه کرده است. 

بر دولتمردان مدعی است تا آتش  فتنه های خودساخته را با بها دادن به حق حاکمیت مردم و ایجاد اعتماد عمومی با آزادی تمام زندانیان سیاسی و رفع حصر از  دلسوزان کشور خاموش کنند و بیش از این اجازه ندهند، اقتدارطلبی و تک تازی های آنان بیش از این کیان امنیت ملی کشور را با خطر رو به رو کند که  تنها راه باقی مانده بازگشت ب سخن نخست وزیر دوران  دفاع مقدس است که “مردم ولی نعمتان ما هستند” و بدانند که ” سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. ”
در آستانه هشتمین ماه زندان خانگی همراهان جنبش سبز، بیانیه شماره چهارده میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۳ آبان را بازخوانی می کنیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.
البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.
میر حسین موسوی

۱۳۹۰ مهر ۲۳, شنبه


۱۴۳ فعال سیاسی با نگارش نامه ای به سید محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان با اشاره به این که با گذشت بیش از سه ماه از تاریخ اعلام شرایط انتخابات، کوچکترین نشانه ای دال بر اراده حاکمان برای تامین آن شروط قانونی و انسانی ملاحظه نمی‌شود، تصریح کرده اند: در ماه‌های اخیر، محدودیت بیشتری برای فعالان سیاسی، زندانیان و خانواده‌های ایشان ایجاد شده تا جایی که نهادهای امنیتی حتی در ماه مبارک رمضان از برگزاری مراسم احیای شبهای قدر و میهمانی‌های افطار آنان جلوگیری کردند. این فعالان و کنشگران سیاسی که تعدادی از آن ها نیز از داخل زندان ها این نامه را امضا کرده اند خطاب به سید محمد خاتمی خاطر نشان کرده اند: مقامات حتی اعتراض مدنی و آرام علیه تخریب محیط زیست را نیز برنتافتند. از این‌رو، بی‌شک شما نیز تایید می‌کنید که با توجه به ادامه حصر غیرقانونی آقایان مهندس میرحسین موسوی، حضرت حجت الاسلام مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد، ادامه بازداشت غیرقانونی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و فقدان نهاد مستقل مجری و ناظر انتخابات، حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه وجود ندارد. در بخشی از این نامه همچنین آمده است: ضمن تاکید بر ضرورت ادامه تلاش برای تعامل و متقاعد کردن مسئولان امر به پذیرش حق حاکمیت مردم بر پایه اصول مصرح قانون اساسی و تن دادن آنان به تامین حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه، به‌صراحت اعلام می‌کنیم، در صورت ادامه وضع موجود، کمترین چشم‌انداز روشنی برای صیانت از آرای مردم و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت. متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است: به نام خدا حضرت حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی با سلام و آرزوی تندرستی و توفیق شما همچنان‌که به‌خوبی می‌دانید، مردم میهن عزیز ما ایران در برابر شرایط پیچیده و سختی قرار داده شده‌اند. در حوزه اجتماعی انحطاط اخلاقی و بر باد رفتن سرمایه‌های اجتماعی، گسترش روزافزون فساد، فزون طلبی و سوء استفاده‌های کلان، بنیان جامعه را به‌شدت تهدید می‌کند. از این گذشته اعمال سیاست‌های اجتماعی غیر قابل دفاع جامعه را به‌سوی فروپاشی سوق داده و به سقوط ارزشهای اجتماعی و گسترش روزافزون انواع جرایم و مشکلات اجتماعی منجر شده است. در حوزه اقتصادی، اعمال سیاستهای نادرست موجب شده هر روز نسبت به روز پیش از آن وضعیت معیشتی مردم سخت‌تر، رشد اقتصادی پایین‌تر، زیرساخت‌ها در معرض تلاشی بیشتر و فساد در ساختارهای موجود گسترده‌تر شود. در عرصه سیاسی نیز تسلط نظامیان و مقامات امنیتی موجب شده که علاوه بر انسداد سیاسی، جمع کثیری از حامیان عدالت و آزادی راهی زندانها شوند و حداقل حقوق شهروندی آنان نقض شود. در عرصه بین‌الملل نیز به علت ندانم‌کاریهای مسئولان و تعارض و تناقض در موضع گیری ها و عدم توجه آنان به شرایط جهانی پس از جنگ سرد، روند انزوای ایران تشدید و منافع ملی کشور در معرض مخاطره قرار گرفته است. در چنین شرایطی و زیر نفوذ و سلطه روزافزون مقامات نظامی و امنیتی در همه ارکان اجرایی، قضایی و تقنینی، حاکمان وعده برگزاری انتخابات آزاد می‌دهند و انتظار دارند مردمی که امید هرنوع تغییر و بهبود در زندگی خود را از دست داده اند، پای صندوق‌های رای بروند تا آراء‌شان در قربانگاه طالبان انحصاری قدرت ذبح شرعی شود. جناب آقای خاتمی شما چندی پیش با تاکید بر حق مردم برای برگزاری انتخابات آزاد وبا ابراز نگرانی از شرایط کنونی، که هر گونه انتظار نسبت به سلامت انتخابات آینده را منتفی می‌کند، شرط هایی را برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مطرح کردید که مهمترین آنها عبارت بودند از: - رفع حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و همسرانشان - آزادی همه زندانیان سیاسی - آزادی فعالیت احزاب و مطبوعات مستقل و اصلاح طلب - از بین رفتن فضای امنیتی - ایجاد نهادهای ناظر و مجری مستقل انتخابات و رفع هرگونه شائبه جانبداری آنان از رقبای انتخاباتی اکنون و با گذشت بیش از سه ماه از تاریخ اعلام شرایط جنابعالی، کوچکترین نشانه ای دال بر اراده حاکمان برای تامین آن شروط قانونی و انسانی ملاحظه نمی‌شود. برعکس، در ماه‌های اخیر، محدودیت بیشتری برای فعالان سیاسی، زندانیان و خانواده‌های ایشان ایجاد شده تا جایی که نهادهای امنیتی حتی در ماه مبارک رمضان از برگزاری مراسم احیای شبهای قدر و میهمانی‌های افطار آنان جلوگیری کردند. مقامات حتی اعتراض مدنی و آرام علیه تخریب محیط زیست را نیز برنتافتند. از این‌رو، بی‌شک شما نیز تایید می‌کنید که با توجه به ادامه حصر غیرقانونی آقایان مهندس میرحسین موسوی، حضرت حجت الاسلام مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد، ادامه بازداشت غیرقانونی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و فقدان نهاد مستقل مجری و ناظر انتخابات، حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه وجود ندارد. بر این اساس، ضمن تاکید بر ضرورت ادامه تلاش برای تعامل و متقاعد کردن مسئولان امر به پذیرش حق حاکمیت مردم بر پایه اصول مصرح قانون اساسی و تن دادن آنان به تامین حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه، به‌صراحت اعلام می‌کنیم، در صورت ادامه وضع موجود، کمترین چشم‌انداز روشنی برای صیانت از آرای مردم و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت. در پایان لازم می‌دانیم سپاس‌مان را به‌خاطر استواری، صراحت و شجاعت شما در دفاع از آزادی و حق حاکمیت مردم ایران اعلام کنیم، و ضمن تاکید بر پشتیبانی از مواضع و دیدگاه‌های جنابعالی، مصرانه خواستار تداوم تلاش‌ها و اقدامات اصلاح طلبانه‌تان برای جلوگیری از سقوط بیشتر کشور در سراشیب بحران‌های داخلی و بین‌المللی باشیم. جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی

۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه




ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ

ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﻃﻮﻝ ﺑﻜﺸﻪ
ﻭﻟﻲ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺭﻭﻧﺪ ﻳﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻳﺎ ﻣﺴﻴﺮﻱ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﻭﺑﻼﮒ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺑﻼﮒ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﻢ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﭼﻨﺪ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻱ ﻃﻮﻝ ﺑﻜﺸﻪ ﻧﻮﺷﺘﻨﻢ
ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﺯﺣﻤﺘﺶ ﻣﻲ ﺍﺭﺯﻩ ﻛﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ ﻭ ﺗﺠﺪﻳﺪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﺸﻪ ﻳﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺨﻮﻧﻦ